«یپه کوفود» وزیر خارجه دانمارک، جاسوسی این افراد برای عربستان را موضوعی «بسیار جدی و کاملاً غیرقابل قبول» خواند و اعلام کرد که سفیر عربستان در کپنهاگ را در این پیوند احضار کرده است.

وی همچنین اعلام کرد که به سفیر دانمارک در ریاض دستور داده تا مراتب اعتراض خود را به عربستان اعلام کند.

چند نکته قابل تامل درباره جاسوسان عربستان

۱- سه عضو دستگیر شده از اعضای ارشد و فرماندهان گروهک تروریستی الاحوازیه هستند که در حمله تروریستی ۲۲ سپتامبر سال ۲۰۱۸ به رژه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در اهواز دست داشتند.

۲- «فین برش اندرسون» رییس سرویس اطلاعات و امنیتی دانمارک (PET) گفت: از دیدگاه این سرویس، سه فرد یاد شده از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۸ میلادی برای سرویس اطلاعات عربستان سعودی جاسوسی کرده‌اند.

۳-این سه نفر پیشتر از سوی پلیس دانمارک به حمایت از حمله‌ای تروریستی در ایران در سال ۲۰۱۸ میلادی متهم شده بودند اما آن زمان به اتهام فعالیت تروریستی دستگیر نشدند بلکه دوشنبه گذشته با اتهام جاسوسی برای سعودی ها از افراد در داخل و خارج دانمارک و ارسال آن برای دستگاه اطلاعات عربستان بازداشت شده اند.

۴-شبکه الجزیره گزارش داد که گروهک تروریستی الاحوازیه، هلند و دانمارک را مقر اصلی خود برای عملیات و فعالیت های جدایی طلبانه علیه ایران قرار داده اند اما به راحتی در تمام اروپا تردد می کنند و با جریان های برانداز ارتباط می گیرند.

۵- حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح ایران در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸ (۳۱ شهریور ۹۷) انجام شد؛ گروهک الاحوازیه ابتدا مسئولیت حمله را پذیرفت؛ عضو دفتر رسانه ای الاحوازیه مستقر در اتریش، نام تروریست‌ها را با پیش‌وند شهید در توئیتر خود منتشر کرد، چند ساعت بعد، گروهک‌ الاحوازیه مسئولیت عملیات تروریستی اهواز را رد و داعش فیلمی را منتشر کرد تا مسئولیت عملیات را از الاحوازیه برگرداند و متوجه خود کند یا به عبارت دیگر داعش خودش را سپر بلای الاحوازیه کرد. هیچ کس نپرسید الاحوازیه در اتریش چه می کند، ارتباط الاحوازیه با داعش آن هم در قلب اروپا چیست و دولت اتریش کجای این بازی ایستاده است؟ چرا برخی رسانه های غربی با وجود مشاهده جنازه کودکان روی دست های سربازان در حادثه اهواز، حتی کلمه «تروریسم» را از «ترجمه» بیانیه رسمی دولت ها در محکومیت این اقدام حذف می کنند؟

۶-همان زمان برخی ناظران هشدار می دادند که چنین تبادل نقشی بین داعش و الاحوازیه به معنای مدیریت پروژه حمله به نیروهای مسلح ایران در یک اتاق عملیات مشترک با مدیریت دستگاه های اطلاعاتی بر این برنامه است. اکنون با دستگیری جاسوسان الاحوازیه که به سود دستگاه اطلاعاتی عربستان جاسوسی می کردند یک پای این اختاپوس به دست شکارچیان افتاده است اما این تنها بخشی از بازی است.

شاید بتوان از طریق سه جاسوس دستگیر شده گروهک الاحوازیه عربستان سعودی در دانمارک به سرپل های مشترک سرویس هایی رسید که در اتاق فکر عملیات مشترک، اقداماتی تروریستی نظیر حمله خونبار اهواز را علیه ایران دنبال می کنند. این جاسوسان احتمالا می توانند به حل معمای دو قتل مشکوک دیگر کمک کنند؛ قتل محمدرضا کلاهی صمدی عضو جدا شده سازمان منافقین با نام مستعار علی معتمد در شهر آلمیره هلند در ۲۴ آذر ۱۳۹۴ و قتل احمد مولا ابوناهض مشهور به احمد نیسی، یکی از بنیانگذاران گروهک تروریستی «الأحوازیه» در ‌۱۷ آبان ۹۶ در شهر لاهه هلند.

محمدرضا کلاهی؛ مرده سیاسی برای بهره برداری منافقین

«مرده سیاسی» اصطلاحی است که به مهره های سوخته اطلاق می شود اما گروه های تروریستی مانند منافقین و الاحوازیه در موقعیت مناسب امکان بهره برداری از آنها با شلیک نهایی و مرگ واقعی آنها را دارند.

درست است که محمدرضا کلاهی عامل بمبگذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ بود که در آن انفجار بیش از ۷۲ تن از جمله شهید بهشتی به شهادت رسیدند.

این نیز اثبات شده است که کلاهی با هویت علی معتمد حدود ۳۰ سال در اروپا (تا سال ۲۰۱۵) زندگی کرد اما مرگ او هزینه هایی به جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرد و سوالات متعددی را بی پاسخ گذاشت.

دادگاهی در هلند پس از دو سال، دو فرد متهم به قتل محمدرضا کلاهی را به ترتیب به ۲۵ و ۲۰ سال زندان محکوم کرد. بنا بر مدارک این دادگاه، این دو برای قتل کلاهی ۱۳۰ هزار یورو پول گرفته بودند اما مشخص نشد پول را چه کسی پرداخته بود.

دو ماه بعد دادگاهی در هلند اعلام کرد «ارتباطی بین حکومت ایران و سازمان‌دهنده قتل محمدرضا کلاهی نیافته است.»

درباره قضیه ترور کلاهی، روزنامه هلندی «پارول» گزارش داد که او در سال‌های آخر زندگی‌اش از ترس شناخته‌شدن و برای حفظ جانش، دوست نداشت تصویری از او در رسانه‌های اجتماعی منتشر شود.

همسر او در گفت و گو با پارول مدعی شده بود حکومت ایران در قتل علی معتمد (محمد رضا کلاهی صمدی) دست داشته است اما به نوشته همین روزنامه، یکی از دوستان مقتول احتمال می‌داد که سازمان مجاهدین خلق در قتل او نقش داشته باشد. او از اعضای سابق مجاهدین خلق بود؛ محافظ مسعود رجوی در کمپ اشرف، اما بعدتر از این سازمان جدا شد؛ موضوعی که ایده حذف او از سوی منافقین را تقویت کرد.

ژیار گل خبرنگار بی بی سی انگلیس در گزارشی نوشت:

«مرتضی حمزه لویی یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین که از دوستان بسیار نزدیک کلاهی صمدی بود هم در بازجویی پلیس و هم در تماس تلفنی با من از پاریس گفت که کلاهی در کمپ اشرف مدتی محافظ مسعود رجوی رهبر این سازمان بوده است. با خواندن بخشی از این پرونده که به آن دست پیدا کردیم ده‌ها نفر می‌دانستند که مقتول محمد رضا کلاهی صمدی است اما هیچ کس حاضر نبوده در سه سال در باره این قتل صحبت کند.»

چرا؟ مگر قرار نبود طبق عملیات روانی گسترده سازمان منافقین، جمهوری اسلامی ایران، عامل قتل کلاهی معرفی شود؟ چرا همراهان کلاهی در کمپ اشرف حتی بعد از مرگش حق نداشتند هویت او را تایید کنند؟ شاید ساده ترین راه برای فرار از سوالات زنجیره ای بازپرسان، همین شیوه بود؛ انکار هر گونه آشنایی با کلاهی.

سازمان مجاهدین خلق هیج اظهار نظری نکرد و تلاش‌های ژیار گل نیز برای گفتگو با آنها بی نتیجه ماند.

ژیار گل افزود: «اعضای خانواده محمدرضا کلاهی صمدی گفتند چند هفته پیش پلیس خانواده را به اداره پلیس دعوت کرده و در باره روند تحقیقات با آنها صحبت کرده. به آنها گفته شده تحقیقات تمام شده و پرونده به دادگاه فرستاده شده. به خانواده علی معتمد (کلاهی) گفته شده هیچ مدرکی که نشان دهد ایران در این قتل دست داشته وجود ندارد. به آنها گفتند دو نفر دستگیر شده از خلافکاران شناخته شده آمستردام هستند. آنها ۲۳۰ هزار یورو (گفتند شاید هم ۱۳۰ هزار باشد دقیقا یادش نبود) برای کشتن علی معتمد گرفته‌اند و از روزی که استخدام شده‌اند تا روز قتل یک ماه طول کشیده است...»

یکی از شباهت های روش موساد و سازمان منافقین همین است یعنی «تبدیل به احسن» کردن مهره‌ای که کارآیی خود را به هر دلیل از دست داده است وانگهی با جدا کردن راه خود می تواند به تهدیدی علیه سازمان مبدل شود. شاید آخرین کارکرد یک مرده سیاسی پرهزینه برای منافقین، همین ایستگاه پایانی باشد یعنی حذف و تبدیل او به سوژه جنجال سیاسی علیه ایران. نمونه های این مردگان سیاسی و اجساد بهره برداری شده علیه جمهوری اسلامی ایران در طول تاریخ انقلاب باز هم وجود داشتند.

معمای قتل نیسی

در تیرماه سال ۹۷ نیز دولت هلند دو کارمندان سفارت ایران را از این کشور اخراج کرد. گفته شد که اخراج این دو در ارتباط با کشته‌شدن احمد مولا ابوناهض مشهور به احمد نیسی، مؤسس گروهک تروریستی «جنبش الاحواز» بود. او آبان سال ۹۶ مقابل منزلش در شهر لاهه به قتل رسیده بود.

گروهک «جنبش الاحواز» در بیانیه‌ای کوتاه ترور او را به «دست‌های خائن» نسبت داد. در این بیانیه دولت یا گروه مشخصی متهم به این قتل نشده ‌است و البته مشخص نشد که خائنین چه کسانی هستند اما حبیب نبگان از سوی نزدیکان احمد نیسی متهم به این قتل شد.

عبارت «دست های خائن» آشکارا اذعان دارد که ترور، اقدامی دولتی نیست هر چند رسانه های زنجیره ای عربستان سعودی، اسرائیل و منافقین چنین بیانیه ای را نپسندیدند.

کار به جایی رسید که حتی علیرضا نوری زاده چهره قائل به براندازی نظام جمهوری اسلامی هم در ویدیویی در واکنش به طرح موضوع تجزیه طلبی در کنفرانس الاحوازیه آشکارا گفت که رقیب نیسی به نام حبیب نبگان (سرکرده کنونی گروهک)، به خاطر ۶۰۰ هزار یورو رقیبش را حذف کرده است.

سناریوی سفارت ایران در اتریش پیش از سفر روحانی

بازی دست های امنیتی تخریبگر سعودی و اسرائیلی از حرکت با نایستاد. خبر اخراج دو تن از کارکنان سفارت ایران در هلند پس از آن منتشر ‌شد که اسدالله اسدی، دیپلمات ایرانی شاغل در سفارت جمهوری اسلامی در وین، در ارتباط با ادعای قصد حمله به محل برگزاری نشست منافقین بازداشت شد.

سرویس اطلاعات و امنیت هلند روز جمعه ۱۵ تیر ۹۷ خبر داد که دو تن از کارکنان سفارت ایران در هلند از این کشور اخراج شده‌اند.

علاوه بر آن، در آلمان نیز اسدالله اسدی، دیپلمات سفارت ایران در اتریش در ارتباط با ادعا و اتهام قصد بمب‌گذاری در تجمع منافقین بازداشت شد. به گفته محافل امنیتی فرانسه، در این کشور نیز سه ایرانی بازداشت شده‌اند.

این اتفاقات در میانه تیر ۹۷ قبل از سفر حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران به اتریش رخ داد تا یک بار دیگر تلاش شود دستاوردهای این سفر از همان ابتدا تخریب شود و حتی گفته شد اتریش در آستانه ورود رئیس‌جمهور ایران به وین به تهران ۴۸ ساعت فرصت داد تا مصونیت دیپلماتیک این دیپلمات سلب شود؛ «سناریویی» برای تخریب رابطه ایران و اروپا در اوج تلاش ها برای حفظ برجام!

هیچ کس آن زمان نپرسید که چرا جمهوری اسلامی در آستانه سفر رئیس جمهوری خود به اتریش و دقیقا در زمانی که مذاکرات باید به دور از هر گونه حاشیه ای در آرامش برگزار شود، با چنین اتهامی روبرو می شود و چه طرف هایی از این ماجراجویی منتفع می شوند؟

سه شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۷ محمدجواد ظریف وزیر خارجه ایران در واکنش به اظهارات ضد ایرانی وزرای خارجه هلند و دانمارک در صفحه رسمی خود در شبکه اجتماعی توئیتر نوشت: «اروپا از جمله دانمارک، هلند و فرانسه، مخفیگاه سازمان مجاهدین (منافقین) ـ کسانی که ۱۲ هزار ایرانی را کشته و در جنایات صدام علیه کردهای عراق شریک‌اند ـ و سایر تروریست‌هایی هستند که از اروپا دست به قتل ایرانیان بی‌گناه می‌زنند. متهم کردن ایران، اروپا را از مسئولیت مخفی کردن تروریست‌ها نمی‌رهاند.»

 

همان زمان، وزیر امور خارجه دانمارک از تحریم وزارت اطلاعات ایران سخن گفت و وزیر امور خارجه هلند نیز ایران را به قتل دو شهروند آن کشور متهم کرد؛ بدون اینکه مستنداتی در دست باشد.

همان زمان استف بلوک، وزیر امور خارجه هلند اعلام کرد که حکومت ایران مسئولیت برنامه‌ریزی دو ترور سیاسی در خاک این کشور را برعهده دارد. بلوک گفت به همین دلیل اتحادیه اروپا تحریم‌هایی را علیه دو شخص و یک نهاد اطلاعاتی ایران وضع کرده است.

چقدر از این تحریم ها و هزینه ها به کمک توطئه های آشکار و پنهان بدخواهان علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شده است؟ چقدر ایران بابت اشتباه اروپایی ها خسارت دیده است و تا کی اروپا در پازل اسرائیل، عربستان سعودی و گروهک هایی مانند منافقین و الاحوازیه بازی خواهد خورد؟

اطلاعات جاسوسان دستگیر شده سعودی در دانمارک می تواند به حل معماهای دست های مخرب روابط ایران و اروپا کمک کند.

شاید دستگیری جاسوسان سعودی ضد ایرانی در دانمارک بتواند به کشف سرپل های ارتباطی عملیات های تروریستی در اروپا منجر شود؛ عملیات هایی که عربستان سعودی پولش را می دهد، موساد اسرائیلی بر آن نظارت می کند، سازمان منافقین آن را تنظیم و مدیریت می کند و گروهک های بازی خورده مانند «الاحوازیه» مجری آن می شوند تا در کنار آن برای عربستان جاسوسی هم بکنند. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

منبع: ایرنا

آیا این خبر مفید بود؟