ایران آب ندارد/ به جایی می رسیم که نه آب داریم و نه غذا !

به گزارش رکنا، سالیان گذشته که جمعیت ایران کمتر از یک‌ سوم جمعیت فعلی بود و هنوز صنعت و مدرنیته به شهرها و روستاهای ایران نرسیده بود، ایرانی ها نیک می دانستند که چگونه با مساله کم آبی و خشکسالی ، بدون آسیب به آب های زیرزمینی و استراتژیک زندگی کنند. آنها کاملا به مشکل خشکسالی واقف بودند، به طوری که این موضوع همیشه در باور مردم و فولکلور ،تاریخ شفاهی، ضرب‌المثل‌ها، داستان ها و اشعار شاعران عنوان شده و در همان زمان به صرفه جویی آب توصیه شده است. اما با گسترش شهرها و احداث صنایع فولاد، یکی پس از دیگری تمام شهرها بی آب شد. احداث صنایع متعدد آن هم در شهرهای کم آب و در مرکز شهرهای کویری و از طرف دیگر فشار به کشاورزان و خالی کردن روستاها از سکنه و ناکارآمدی مدیران که بینش و دانشی در این زمینه نداشتند، نتیجه اش این شد که مردم دیگر نمی توانستند به زندگی طبیعی سال های دور بازگردند.

این تغییرات در کمتر از سه دهه ( دهه ۴۰ شمسی تا اوایل دهه ۷۰ ) توانست منابع آب سطحی و زیرزمینی را در خدمت شهرها و صنعت قرار دهد و بحران ورشکستی آبی را برایمان به ارمغان آورد. اما امروز باید چه کنیم؟ آیا راه برگشتی وجود دارد یا باید منتظر بحران های بزرگتری مانند فقر، جنگ آب و مهاجرت های گسترده باشیم.

در این خصوص گفتگوی اختصاصی رکنا با پروفسور پرویز کردوانی، پدر علم کویر شناسی ایران، استاد نمونه دانشگاه تهران، کویرشناس شاخص ایران و چهره ماندگار علمی کشور را بخوانید:

پرویز کردوانی

در ایران مشکل آب حل نمی شود و سال به سال بدتر می شود

کردوانی در ابتدا در پاسخ به این سوال که چه شد به این روز افتادیم ضمن بیان این که مشکل آب در ایران حل نمی شود و سال به سال بدتر می شود، گفت: میزان آب هر کشور و منطقه ای میزان مقدار بارشی است که در آنجا می بارد. این میزان بارش ها رود، آب های زیرزمینی و تالاب و باتلاق می شود. اما موضوع مهمتر این است که این منطقه و کشور از نظر جغرافیایی کجا قرار دارد. کشور ایران در منطقه خشک واقع شده است. در گذشته مردم با آب های سطحی و قنات زندگی می کردند. کم کم جمعیت بیشتر شد و سطح فرهنگ تغییر کرد و روستاها و شهرها توسعه پیدا کردند. در زمان اصلاحات ارضی در ایران استفاده از چاه های عمیق و نیمه عمیق به طور سریع و مکانیزه آغاز شد. اما از اوایل دهه 40 ظرف 6 سال حفر چاه ممنوع شد و اعلام کردند اگر شرکت های حفاری بدون مجوز حفاری کنند، تمام اموالشان را توقیف می کنند. اما پس از انقلاب با توسعه شهر و رشد جمعیت، برای توسعه بیشتر صنعت و خودکفایی در کشاورزی، حفاری چاه را دوباره آغاز کردند. مانند دریاچه ارومیه که به نظر من فقط حفاری چاه آن را خشک کرد. بنابراین تکنولوژی جدید را به ما آموختند و این شد که به ما یاد دادند که هر چقدر می خواهید از پس انداز کشور ( آب های زیرزمینی ) برداشت کنید. این شد که ابتدا از 50 متر چاه حفاری کردند و سپس به 100 متر و 200 متر رسیدند و کم کم آب ها تمام شد.

پدر علم کویرشناسی ایران افزود: 3 تکنولوژی به ما آموختند و وضعیت را به اینجا رساندند. نخست حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق، دوم سدسازی و انتقال آب، به طوری که مثلا در شهر یزد که منطقه ای کویری است، سد ساختند و با کانال کشی آب را انتقال دادند. سوم آمدن وسایلی مانند شیر و شلنگ که "جارو" را به عنوان یک وسیله سنتی که می توانست در مناطق کم آب استفاده شود، کنار گذاشته شد. به ما آموختند که با شیر، دوش و شلنگ هر چه می خواهید آب مصرف کنید و شهرداری ها هم شروع به کاشت فضای سبز کردند. اما در کنار این تغییرات طرز صحیح مصرف آب و برنامه ریزی برای ذخیره آب های استراتژیک و زیرزمینی آن هم در کشوری خشک را که منجر به تمام شدن آب نشود، را نیاموختند.

این استاد نمونه دانشگاه تهران ادامه داد: رشد کشاورزی، توسعه صنعت و شهر کم کم ایران را با کم آبی مواجه کرد. اما به جای پرداختن و جلوگیری از این روند، آمدند قانون اولویت تخصیص آب را تصویب کردند. مساله ای که کل آب های باقی مانده را هم نابود کرد. این قانون مبنی بر این است که توزیع آب نخست با شهر است، سپس با صنعت و در آخر به کشاورزی اختصاص پیدا کند. سهم تالاب و باتلاق را هم که فراموش کردند. بدین ترتیب کشاورزی و صنعت را توسعه دادند. برای مثال در اصفهان به شعاع 50 کیلومتر از هر 4 جهت اصلی، صنعت راه اندازی کردند. سدسازی و حفر چاه ادامه پیدا کرد تا این که به فکر راه اندازی صنعت فولاد افتادند. مانند گل گوهر سیرجان، سرچشمه، چادرملو یزد و ... کارخانه های فولاد راه اندازی کردند. فولاد هم صنعتی است که در خوش بینانه ترین حالت برای یک تن فولاد تا 15 مترمکعب آب مصرف می کند.

با فشار بر بخش کشاورزی، حقابه کشاورزان را گرفتند و به شهر و صنعت دادند

این کویرشناس شاخص ایران در ادامه افزود: آمدند و فشار بر بخش کشاورزی و گرفتن حقابه کشاورزی را آغاز کردند. یا حقابه کشاورزان را خریدند و یا با فشار از آنها گرفتند. و یا برای مثال برای گل گوهر سیرجان از فارس آب انتقال دادند. بعد از آن وزارت نیرو وقتی با کمبود آب مواجه شد، برای تامین مصرف آب بخش صنعت از دریا آب انتقال داد. آب را از طریق دریا به گل گوهر سیرجان، رفسنجان و اردکان یزد انتقال دادند. غافل از این که کشورهای دنیا صنایع بزرگ را در کنار دریا راه اندازی کردند. نه این که آب دریا را به مرکز کویر ببرند. در حال حاضر در صنعت فولاد در دنیا جزو 10 کشور اول جهان هستیم. غافل از این که آب را تمام کردیم.

وی ادامه داد: از طرفی به دلیل گرم شدن کره زمین 2 اتفاق رخ داد. در برخی از مناطق که بارندگی کم بود، مثل اصفهان بارندگی کم تر شد. در برخی مناطق هم مانند اروپا و شرق آمریکا بارندگی ها بیشتر شد. دومین اتفاق هم بی نظمی در بارش ها است. مانند شهر یزد و کاشان که بارندگی کمی در طول سال دارد، ظرف 24 ساعت می بینیم که به اندازه یک سال بارندگی دارند. یک تا 2 سال به شدت در ایران بارندگی داشتیم. به اندازه ای که همه فکر می کردند وارد دوران ترسالی شده ایم. اما همان سال ها هم اقداماتی در خصوص تامین آب چاه ها و پس اندازی که طی سالیان دراز از آن برداشت شده بود، اقداماتی انجام ندادند. باز هم به روند چاه زنی و استفاده از آب های زیرزمینی و استراتژیک ادامه دادند. به طوری که اگر روزی در جهرم تا 38 متر به آب می رسیدیم، امروز 550 متر باید حفر کنیم تا به آب برسیم. رفسنجان را باید 250 متر حفر کنیم تا به آب برسیم. هنوز هم می گویند 90 درصد بارش ها و آب ها صرف کشاورزی می شود و طرح "نکاشت" را راه اندازی کردند. که کشاورزان در پاسخ به طرح نکاشت گفتند روستا یعنی کشاورزی و کشاورزی هم یعنی آب و گندم. اما آمدند آب روستاها را حجمی و سهمیه بندی کردند. چاه ها را نصف کردند.

این چهره ماندگاه علمی کشور ادامه داد: اما همچنان شهر و صنعت را اولویت اول و دوم مصرف آب قرار دادند. ساختمان یک طبقه را تا 20 طبقه تراکم دادند. وزارت نیرو هم به دلیل اخذ انشعاب گران، آب شهر را تامین کرد. در حال حاضر هم هنوز به سد سازی ادامه می دهند. مانند تهران ، آب شهرهای بزرگ را تامین می کنند. آب را از کشاورزان می گیرند به شهرهای بزرگ می دهند و از 5 تا 6 سد هم برای تهران استفاده می کنند. از طرفی هم به شهرسازی و توسعه حومه ادامه می دهند. بدون این که به این فکر باشند که آبی دیگر وجود ندارد. تنها راهکاری هم که انجام می دهند گران کردن آب است. اما نمی آیند برای کم مصرفی برنامه ریزی کنند. بنابراین در برهه زمانی که غذا از هر چیزی اهمیت بیشتری دارد، و با جایگاهی که ایران دارد، ارز تولید می کند و گندم، جو و علوفه وارد می کند.

نمی توانیم به بخش کشاورزی بگوییم در بخش هایی از سال نفس نکش و در بخش هایی از سال کار کن. صنایعی که آب را تمام می کند را توسعه می دهند، اما حاضر نیستند برای آن فکری کنند و بخش کشاورزی را نابود می کنند. در حالی که همین اواخر وزیر مسکن گفته است از این پس سنگ و مصالح را خود تولید می کنیم. با کدام آب؟ اگر هم می خواهید تولید کنید، حداقل صنایع جدید را کنار دریا راه اندازی کنید. وزیر نیرو اعلام می کند که باید هر ماه یک سد بسازیم، با کدام آب؟ هر روز اعلام می کنند چندصد طرح در اصفهان و یزد افتتاح شده است. تمام این طرح ها آب می خواهد. آب مصرفی این طرح ها یا از کشاورزان گرفته می شود یا از چاه ها و آب های زیرزمینی برداشت می شود و یا از شهرهای دیگر انتقال می دهند. مثل شهر یزد که از 5 مسیر مختلف آب می گیرد.

بسیاری از نقاط ایران با نشست زمین مواجه شده است

کردوانی تاکید کرد: مصرف آب های زیرزمینی هم باعث نشست زمین و شکستن زمین و ایجاد چاله و رخ دادن اتفاقاتی مثل خارج شدن قطار از ریل و نصف شدن قطار می شود. می شنویم که ریل جدا می شود. بارها گفتم که در کرمان و خراسان قطار سریع السیر نسازید. آنقدر زمین نشست پیدا کرده که شکاف برداشته است. در ورامین فاصله شکاف بر اثر چاه هایی که زدند بسیار زیاد شده است. شهری که باید چهل چاه داشته باشد الان 400 چاه دارد. زمین بسیار پایین رفته است و شکاف پیدا کرده و فقط در راه آهنی که از تهران به گرمسار و مشهد می رود 100 متر فاصله دارد. یعنی تا 5 سال دیگر این شکاف به راه آهن می رسد. آب های زیرزمینی را به این شکل از بین بردند.

پدر علم کویر شناسی ایران درخصوص مشکل اساسی دیگر در ایران گفت: هیچ کدام از سدها لایروبی نمی شود. سدها را پاک نمی کنند. 10 سال پیش وزارت نیرو گفت سد کرج 40 درصدش گل است و باعث می شود وقتی بارندگی می شود نمی تواند آب لازم را ذخیره کند. سد لتیان را پاک نمی کنند. من قبلا هم گفتم که 50 سال دیگر خدا کند کسی در کرج، تهران و ورامین زندگی نکند. چون سدها پر می شود و تمام شهر ویران می شود. چرا؟ چون در مسیر بستر رودخانه ها، حریم رودها و در مسیر سیلاب صنایع، دامداری و شهر و ... احداث کردند. تمام مسیر سیلاب را شهرداری ها، خانه سازی کردند و یا کانال زده اند و حریمی برای سیلاب باقی نگذاشتند. در 2 سالی که بارندگی شدید داشتیم آمار تلفات و ویرانی ها به همین دلیل افزایش یافت. این که حریم رود و مسیر سیلاب را از بین برده اند. مانند حقوق و پس انداز یک خانواده بازنشسته عیال وار که حقوقشان کم شده است، ( گرم شدن زمین و کمتر شدن بارش ها)، از طرفی هم پس انداز را هم آنقدر برداشت کردند ( آب های زیرزمینی ) که تمام شده است.

در ایران آب نیست

این استاد نمونه دانشگاه تهران درباره زمان تمام شدن آب در ایران گفت: بستگی به نیاز و مصرف دارد. اگر صرفه جویی کنیم و از راهکارهای علمی بهره ببریم زمان تمام شدن آب در ایران هم طولانی تر خواهد شد. برداشت های آب های زیرزمینی، استفاده از آب های سطحی و فرهنگ درست استفاده از آب های باقی مانده می تواند به این روند کمک کند. چرا در منطقه ای که بارندگی ندارد و آب ندارد مثل شهر یزد، ده ها صنعت ساخته می شود. تازه به این فکر افتاده اند که از دریا هم آب انتقال بدهند به شهرهای کم آب که بارها گفتم غلط است. اما در گیلان و مازندران آب دیرتر تمام می شود. ولی در آینده خصوصا با احداث جاده شمال به مازندران ، آنقدر مسافر و گردشگر به آنجا می رود که تمام جنگل ها مملو از زباله می شود. در حال حاضر تمام زمین های جنگل ها به دلیل زباله ها پوسیده است و شیرابه داده است و آبهای زیرزمینی و رودها را شور کرده است. به طوری که ماهی ها در مازندران می میرند. از طرفی هم باید از احداث رآکتور اتمی استفاده کنند آن هم کنار دریای مازندران تا از دریا آب به تهران منتقل کند. اما با این شرایط باز شهر را توسعه می دهند و روستاها را خالی از سکنه می کنند و باز آب کم می آورند. این راهش نیست.

آب دیگر نیست، چه کنیم که وضع بدتر از این نشود

کردوانی در ادامه برای این که چه کنیم که وضع بدتر نشود، گفت: آب باقی مانده سدها و چاه ها را درست استفاده کنیم. در شهر اجازه تراکم به ساختمان سازی ها داده نشود. این تراکم ها برای وزارت نیرو سود دارد. برای هر تراکم و انشعاب آب پول می گیرد و 70 درصد قبض آب هم برای فاضلاب است. به جای فشار به کشاورزان و عدم اختصاص آب به این بخش، و توصیه های غیرعلمی مسئولان که گفته اند "خودکفایی در گندم برای ما ننگ است"، بدانند که اتفاقا گندم کم آب ترین بخش از محصولات کشاورزی است. هر زراعتی که دیمی کاشته می شود با ریشه کم آب هم رشد می کند. گندم تا 10 سانت در زمین فرو می رود. برای گندم نیازی نیست تا نیم متر زمین را بکنند. اما وقتی می بینند درآمد برنج بیشتر است، جای کاشت گندم را می سوزانند و برنج می کارند. همچنین میوه هندوانه، از کم مصرف ترین میوه ها در آب است. در سال 1330 در سمنان از نشت کوزه آن هم با آبیاری با مشک، هندوانه کاشتند. هزاران راه و روش وجود دارد که بتوانند در کشاورزی و حتی برای محصولات پرمصرف در آب بهره ببرند. پس مشکل بی آبی کشور بخش کشاورزی نیست. باید به کشاورز کمک کنند. از کاشتن گیاهان تزئینی و کم اهمیت اجتناب کنند و به تامین محصولات اساسی بپردازنند. مسئولین که در راس کار هستند، متاسفانه سواد لازم این حوزه را ندارند. بنابراین باید مساله بی آبی را جدی بگیرند.

وی افزود: همچنین در شهرهایی مثل گیلان و مازندران باید پشت بام ها شیروانی باشد. آب باران تمیزترین آب است. در شهرها درست مصرف کردن را فرهنگ سازی کنند. به مردم روشن بگویند که آب نداریم. با توصیه ها و راهکارهای دولت فرهنگ درست مصرف کردن را به مردم آموزش بدهیم. در ضمن تمام شیرها و دوش ها را کم مصرف کنند. خود وزارت نیرو می تواند با هزینه مردم این کار را انجام دهد، نه این که بگوید بروید و خودتان انجام دهید. وزارت نیرو باید پیگیر باشد. از الگوی مصرف جهانی برای مقابله با خشکسالی استفاده کنند. گفتن و رفتن حل نمی شود باید پیگیر باشند. تهران الان سوراخ سوراخ شده است، قدم به قدم چاه زدند و آب ها هم همه آلوده است. چون آب زیر زمینی را در آب مصرفی مخلوط می کنند. وزارت نیرو هم قادر به تصفیه آب نیست. مواد شوینده را نمی تواند تصفیه کند.

از آب های غیرمتعارف استفاده کنیم

پدر علم کویر شناسی ایران در ادامه درخصوص راهکارهای لازم گفت: از آب های غیرمتعارف استفاده کنیم. تا به امروز از آب چاه و سدها استفاده شده است. باید از آب های غیرمتعارف استفاده کنیم. کاری که اروپایی ها 70 سال پیش شروع کردند. بنابراین باید از آب فاضلاب استفاده کنیم. برای شهرداری ها فاضلاب و زباله بهترین منبع درآمد است. باید آب فاضلاب را تصفیه کنند.

وی افزود: از طرفی دیگر آب باران هم باید مدیریت شود. به همدان رفتم گفتند آب جیره بندی شده است. چرا شهری که بیش از 300 میلی متر بارندگی دارد باید مشکل آب داشته باشد؟ می توانیم آب مورد نیاز خود را از آب باران جمع آوری کنیم. چون سالم ترین آب هم محسوب می شود. از طریق پشت بام می توان آب سال خانواده را تامین کرد. اما به هیچ وجه از آب باران استفاده نمی شود. قم می تواند از زمین وسیعی که دارد برای ذخیره و جمع آوری آب باران استفاده کند. استفاده از رطوبت هوا هم راه دیگری است که می توانند از آن استفاده کنند. برای مثال در چابهار می توانند هزاران هکتار موز بکارند آن هم با استفاده از رطوبت هوا.

این استاد نمونه دانشگاه تهران گفت: اما به جای استفاده از این ظرفیت ها با راهکارهای اشتباه وضعیت را بدتر کردند. می گویند یونجه ، جو و گندم نکارید. پنبه نکارید. اما می توانند با مکانیزه کردن آبیاری قطره ای تمام این محصولات را در وضعیت بی آبی کاشت. هم از صنعت کشاورزی برخوردار می شویم و هم اشتغال زایی ایجاد می شود. آمدند کشت فرا سرزمینی را مطرح کردند. مثلا به قزاقستان رفتند تا گندم و جو بکارند. بهترین ماشین آلات و بذرها و سرمایه ها را به آنجا منتقل کردند، اما همان موقع هم گفتم اشتباه است.

طرح هایی که از زمان شاه تا دولت روحانی رد کردم / به مهندس موسوی نامه نوشتم

وی درباره تلاش برای جلوگیری از طرح های غیرعلمی و نسنجیده از قبل از انقلاب تاکنون گفت: زمان شاه طرح مهندس هومن فرزاد، تحت عنوان دریا در کویرها و احیای کویرها که قرار بر این بود از خلیج فارس به چاله جازموریان، بیابان لوت و دشت کویر آب منتقل کنند. اینطور می اندیشیدند که همانطور که در شمال به برکت دریا بارندگی ها زیاد است، در این سه نقطه هم بارندگی زیاد می شود. که گفتم این کار شدنی نیست. گفتم چرا چابهار که نزدیک دریا است بارندگی اش 100 میلیمتر است. عوامل دیگری وجود دارد که باعث بارندگی می شود. در زمان دولت مهندس موسوی، مسعودی قمی طرحی را مطرح کرد تحت عنوان تغییر اقلیم و افزایش بارندگی، به این ترتیب که بخشی از کوه البرز را دره کنند تا رطوبت شمال از این دره به تهران و اصفهان برسد و باعث بارندگی شود. من آن زمان در نامه ای به مهندس موسوی نوشتم: جناب آقای موسوی بهتر است مسئولان فکر تغییر آب و هوای ایران را از مخیله خود بیرون کنند. زمان دولت آقایان هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی هم طرح وصل کردن دریای خزر با یک کانال به خلیج فارس بود. تحت عنوان بزرگترین آبراه جهان ، که این طرح را هم با نوشتن مقالات پی در پی رد کردم. دی ماه سال 86 از دفتر آقای احمدی نژاد با من تماس گرفتند و برای شرکت در جلسه طرحی از آقای بهبهانی از من دعوت کردند که شرکت نکردم. در زمان آقای روحانی هم بحث تشدید ریزگردها مطرح شد. که مخالفت کردم ، ما یک ریزگرد داریم و یک ماسه های روان داریم که هم مبارزه و هم اثر متفاوتی دارند. اما همه این ها را یکی می دانستند. اگر تلاش نمی کردم همه این طرح ها اجرا می شد. جزئیات تمام این طرح ها و موارد دیگر را در کتابم به نام "خشکسالی و راه های مقابله با آن در ایران" آورده ام.

به جایی می رسیم که نه آب داریم و نه غذا

کردوانی در آخر گفت: در حال حاضر به هیچ کدام از راهکارهایی که بیان کردم، پرداخته نمی شود. روز به روز آب مناطق تمام می شود و روستاها تخلیه می شود. بحث جریان مهاجرت معکوس هم که به تازگی می گویند، اصلا ایجاد نشده است. این که از شهر به روستاها مهاجرت کنند انجام نشده است، بلکه فقط به روستاها می روند و از امکانات آن استفاده می کنند و دوباره به شهر باز می گردند. این می شود که شهرها روز به روز بزرگ تر می شود. روستاها روز به روز خالی تر می شود و مصرف آب بیشتر می شود. به جایی می رسیم که نه آب داریم و نه غذا داریم  و بخش کشاورزی که باید غذای شهر را تامین کند هم از بین رفته است.آخرین قیمت های بازار ایران را اینجا کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟