پرونده کدخبر: 180747 ارسال پرینت 4

رکنا: پیرمرد تنها وقتی با دختر جوان آشنا شد، نمی‌دانست چه سرنوشت شومی در انتظارش است. مرد سالخورده درجریان نقشه سرقت دختر جوان و دو همدستش، تا یک قدمی مرگ رفت.

چندی قبل مردی در تماس با پلیس از سرقت گاوصندوق خانه‌اش خبر داد.
او به ماموران گفت: چند ماه قبل با دختر جوانی به نام سحر آشنا شدم و می‌خواستم از او خواستگاری کنم. یک روز که دختر جوان به خانه‌ام آمده بود، به من آبمیوه داد که با خوردن آن بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم، متوجه سرقت گاوصندوق و مقداری پول از خانه‌ام شدم.
پس از این شکایت تحقیقات در این باره آغاز شد، اما هیچ ردی از دختر جوان به‌دست نیامد. حدود سه ماه بعد پسر جوانی به نام سالار با مراجعه به پلیس، راز این سرقت را فاش کرد و گفت: سه ماه قبل متوجه شدم دختر مورد علاقه‌ام با پیرمردی دوست شده است.
این موضوع خیلی آزارم می‌داد. برای انتقام همراه سحر و یکی از دوستانم به خانه پیرمرد دستبرد زده و گاوصندوق و خودروی او را دزدیدیم. ابتدا به ویلایی در شمال کشور رفته و پس از باز کردن در گاوصندوق، پنج میلیون تومان پولی را که داخلش بود، سرقت کردیم. چند روزی در آن ویلا بودیم و سپس به کرمانشاه رفته و خودرو را آنجا رها کردیم.
وی ادامه داد: بعد از این سرقت تصمیم به ترک موادمخدر گرفتم و در یک کمپ بستری شدم. حالا هم به‌خاطر عذاب وجدان، پلیس را در جریان قرار دادم.
پس از این اعترافات دو همدست او هم شناسایی و دستگیر شدند.
دیروز جلسه محاکمه متهمان در شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغرزاده برگزار شد که دختر جوان در این جلسه حضور نداشت. سالار در این جلسه با قبول اتهامش گفت: بعد از پی‌بردن به خیانت دختر مورد علاقه‌ام، تصمیم به سرقت گرفتم. خیلی زود هم دچار عذاب وجدان شده و خودم را تسلیم کردم. در ادامه دوست سالار به عنوان متهم در جایگاه قرار گرفت و اظهار کرد: من از نقشه سرقت بی‌خبر بودم. سالار به من گفته بود قضیه ناموسی است. من هم برای کمک به سالار به آنجا رفتم. من فوق‌لیسانس آی‌تی هستم و نیازی به این پول نداشتم.
پس از دفاعیات این دو متهم، ادامه رسیدگی به پرونده به روز دیگری موکول شد تا دفاع دختر جوان هم گرفته شود.منبع: جام جم برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.



ارسال نظر

  • محمد 0 0

    عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند
    این مردک باید به همین بلا گرفتار می شد