پایان رضا شاه پهلوی ؛ مرگ در غربت چگونه رخ داد؟ + عکس

سالمرگ بنیان‌گذار سلسله پهلوی؛ یادآوری فراز و نشیب‌های تاریخ

چهارم مردادماه از تقویم ما، مهاجرتی ذهنی به زمان و مکانی دیگر را رقم می‌زند؛ تابستانی گرم و سرکش در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی. در آنجا ماندلای جوان همچنان از ورود به بسیاری از مناطق کشورش محروم است، چرا که سیاه‌پوست است؛ و گاندی در آن دیار برای رهایی یک ملت از بند استعمار، به تمرین وکالت مشغول است.

پایان رضا شاه پهلوی؛ مرگ در غربت

اما دورتر از آن دیار، رضاشاه، پس از سال‌ها حکمرانی، در انزوای اتاقش دار فانی را وداع گفت. سلیمان بهبودی، پیشکار او، خبر مرگ شاه را به خانواده‌اش داد؛ مرگی که به نظر می‌رسد قلبش از تحمل سنگینی تن و فشار زندگی ناتوان مانده باشد. در حالی‌که رضاشاه به رادیو گوش می‌داد، چشمانش به انتظار نوای جوان ولیعهد باز بود. او با تاریخ خود وداع کرد و به جمع بزرگان تاریخ پیوست.

تلاطم‌های زندگی شاهی

سال‌ها پیش، هنگامی که رضاشاه در میان زمستان‌های سرد نجات یافت، شاید از تقدیر خود می‌پرسید. دوران کودکی او، همچون هزاران کودک دیگر، در این سرزمین تلخ و دشوار گذشت اما او باقی ماند تا تاریخ دیگری را رغم بزند. پایانی که برای او نیز پر از حسرت و ای کاش‌ها بود؛ پایانی که بسیاری در شعر حافظ وصف شده می‌بینند: «در کف شیر نر خونخواره‌ای / غیر تسلیم و رضا کوچاره‌ای؟»

سیاست پر تلاطم حکومت رضاشاه

دوران سلطنت رضاشاه پهلوی همواره با بحران‌های سیاسی و اجتماعی همراه بود؛ از واقعه خونین گوهرشاد و فراموش شدن محمد ولی خان اسدی گرفته تا تغییر عقاید و سرنوشت‌هایی که تاریخ را به سمت‌های مختلفی هدایت کردند. او نخستین و آخرین صدراعظم خود، محمدعلی فروغی، را ابتدا بالا برد و سپس کنار زد. فروغی در تنهایی، به تصحیح حافظ پرداخت و این جمله مشهور را بازنوشت: «در کف شیر نر خونخواره‌ای / غیر تسلیم رضا کوچاره‌ای»

افول سلسله پهلوی و میراث مرگ

سرگذشت رضاشاه نمادی از گذر تاریخ است؛ تاریخِ شاهانی که از مقام‌های بزرگ به خاک سرد گور سقوط کردند. رضاشاه حتی در تبعیدش به آفریقای جنوبی، هراسی از روس‌ها داشت و گمان می‌کرد قرار است به سیبری و کار اجباری فرستاده شود. پس از مرگ وی، جسم مومیایی‌شده‌اش تا مدتی در مصر نگهداری و از آنجا بازگشت.

مرگ، واقعیتی بدون گریز

مرگ سلطان، شاه، یا انسان معمولی، همواره ما را به یاد می‌آورد که هیچ چیز نمی‌تواند از آن گریخت. این حقیقتی است که در تاریخ و زندگی تمامی انسان‌ها ریشه دارد؛ چه رضاشاه باشی و چه یک ساده‌ترین فرد جامعه، در نهایت با تقدیر روبه‌رو خواهی شد، و در این میان تنها تسلیم، ارزش و چاره است.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1235027
  • فیلم / مرگ 34 مهاجر در پی تلاش برای ورود به قلمرو اسپانیا