محمدرضا باهنر: نگویید قالیباف دارد خیانت میکند/ وضعیت ما در حال حاضر نه جنگ و نه صلح است/ میخواهند بین مردم و نظام فاصله بیاندازند
رکنا سیاسی : محمدرضا باهنر می گوید: دولتهای گذشته هر کدام خدماتی کردهاند. اگر بگوییم یکی جاسوس و یکی خائن است، این پنجاه سال مملکت چطور اداره شده است؟ اگر دولتی و رئیسجمهوری جاسوس بوده است، در همان دوره هشتسالهاش میتوانست مملکت را به خاک سیاه بنشاند. اینها همه ترفندهای دشمن است که القا میکند. باید حواسمان جمع باشد.
به گزارش رکنا ، بخشی از گفتگوی خبرآنلاین با محمدرضا باهنر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیرکلی جبهه پیروان خط امام و رهبری را بخوانید ؛
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در این گفتوگو با اشاره به احتمالات درباره وقوع جنگ مجدد گفت: «به نظر میرسد که جنگ جدی و حمله جدی از طرف دشمن نداریم. خبر ندارم، بلکه تحلیلم این است که این اتفاق دیگر نمیافتد و حمله تقریباً پشیمانکننده بوده است. اگر غلطی بکنند، این بار پاسخشان پشیمانکنندهتر خواهد بود.»
سوال : آقای باهنر! در وضعیتی قرار داریم که اصطلاحا به آن وضعیت نه جنگ نه صلح گفته میشود. پیش بینی شما از این وضعیت چیست؟
پاسخ : کشوری به نام آمریکای مستکبر، با همکاری رژیم جعلی صهیونیستی، حملهای ناجوانمردانه را به کشور ما آغاز کردند. از نظر افکار عمومی بینالمللی هم دلیل روشنی برای این کار نداشتند و هزینه زیادی را به ما متحمل کردند. هم ترورهای ناجوانمردانهای صورت گرفت و خیلی از شخصیتها را از ما گرفتند، هم منازل مسکونی، بخشهای اقتصادی و برخی از تجهیزات صنعتی و قسعلیهذا را تخریب کردند. در بخش نرمافزار هم خیلی از اقتصادهای ما متوقف و گرفتار شد. ما هم پاسخهایی به آنها دادیم که ظاهر قضیه نشان میدهد در این سه ماهی که گذشته است و دو باری که پیشنهاد آتشبس را دادند، پاسخهای درخوری بوده است و حتماً هزینههایی به آنها تحمیل شده است. آمار برخی از آنها را داریم و در هر صورت، باتوجه به آنچه در میان افکار عمومی جهان و رسانهها مطرح میشود، ضربههای زدهشده محکم، قوی و پشیمانکننده بوده است.
البته طرف مقابل ما، نه یک شخصیت متعهد است که به تعهداتش اعتماد کنیم و نه حرف ثابتی میزند. هر روز، هر ساعت و هر لحظه حرف خود را عوض میکند. بنابراین، ما با بازیگران قهار، سفاک و خونریز روبهرو هستیم که باید متناسب با آنها عمل کنیم. در طی این پنجاه سال گذشته هم یک پاشنه آشیل داشته و داریم ـ و دشمن هم بهخوبی آن را کشف کرده است ـ و آن رابطه مردم با نظام است.
آنها به دنبال تغییر رژیم هستند که یا از طریق فیزیکی یا ماهوی اتفاق بیفتد
وی افزود : در نهایت هم پشتپرده این اهداف، خسته کردن مردم است تا جوانها و مردم بگویند که «این وضعیت را» نخواستیم. در حدود ۵۰ سال هم مرتب این کار را ادامه دادهاند و رهایش نمیکنند. واژههایی که به کار میبرند، بعضاً متفاوت است. زمانی میگفتند رژیمچنج، برای اینکه رژیم را تغییر دهند. زمانی گفتند میخواهیم رفتار رژیم را تغییر دهیم و باز، به تعبیر امام شهیدمان، تغییر رفتار یعنی همان تغییر نظام. آنها میخواهند ما از سیاستهای اصولی و راهبردهای خود دست برداریم. در این صورت دیگر نظام جمهوری اسلامی نیست. آنها به دنبال تغییر رژیم هستند که یا از طریق فیزیکی یا ماهوی اتفاق بیفتد.
وضعیت ما در حال حاضر نه جنگ و نه صلح است
ما الان یک مثلث در دفاع داریم. یک ضلع، نیروهای نظامی مانند سپاه و ارتش و هوانیروز و هوابرد و … است که اصل وظیفهشان و تصورشان این است که همین امشب دشمن حمله میکند و همگی دست به ماشه هستند. یک طرف دیگر، دیپلماتها و سیاستمداران هستند که آنها هم کارهای خود را انجام میدهند و مذاکره و رفتوآمد میکنند و گاهی این رفتوآمدها به بنبست میخورد و گاهی پیشرفتهایی دارد. البته با همین دید که دشمن و رقیب ما به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و نمیتوانیم مطمئن باشیم که به تعهدی که میدهد وفادار میماند؛ هر لحظه ممکن است تعهدات خود را زیر پا بگذارد، کما اینکه در گذشته هم انجام داده است. ضلع سوم هم مردم هستند که در خیابانها هستند. به تعبیر امام شهیدمان، مردم مبعوث شدند و در میدان آمدند و حمایت میکنند. این سه ضلع مثلث است که پیروزی نظام جمهوری اسلامی را بیمه و حتمی میکند.
زمانی که آقای لاریجانی در مدت کوتاهی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد، خیلی از مسائل را بهخوبی جمع کرد. او موقعیت شورای عالی امنیت ملی را ارتقا بخشید. این هماهنگی نیروهای مسلح و دیپلمات و تصمیمهای ملی را بهخوبی انجام داد.
اما اینکه تا چه زمانی جنگ و صلح ادامه پیدا میکند، وضعیت ما در حال حاضر نه جنگ و نه صلح است. در مذاکرات هم یک سری پیشنهاد به آنها دادهایم که ۱۵ تا ۲۰ بند است. یک سری پیشنهادات هم آنها به ما دادهاند. هر کدام خط قرمزهای خود را داریم که درموردشان بحث و چانهزنی میکنیم.
میخواهند سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی را کاهش دهند
سوال : مخالفین مذاکره چه کسانی هستند و چه هدفی دارند؟ مذاکره تصمیم نظام است و با تأیید رهبری صورت میگیرد. علت مخالفت ها چیست؟
باهنر : همانطور که عرض کردم، مسئله خسته کردن مردم از رفتارهای نظام است و میخواهند بین امت و امام فاصله بیندازند یا به اصطلاح، سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی را کاهش دهند. زمانی مستقیم با مردم کار میکنند و زمانی سعی میکنند ایران را چند دسته کنند. زمانی چپ و راست و اصلاحطلب و اصولگرا میگفتند. اگر بخواهیم مثالی بزنیم، ما یک سری باشگاه لیگ برتری در فوتبال داریم که با هم باید مسابقه دهند. طرفداران هر کدام تعصب جدی روی تیم خود دارند، ولی همینهایی که متعصب روی تیم خود هستند، زمانی که یک بازی ملی پیش میآید و تیم ملی انتخاب میشود و میخواهد با تیمهای قدرتمند جهان روبهرو شود، دیگر آبیها از قرمزها و قرمزها از آبیها حمایت میکنند و دیگر برایشان مهم نیست که فردی که در تیم ملی بازی میکند، قرمز است یا آبی یا زرد و...
رقابتهای داخل کشورمان اشکالی ندارد و میتواند رقابت سیاسی باشد، ولی الان چون بازی ملی است، یکی از شگردهای ستون پنجم ایجاد شکاف است که عدهای موافق و عده دیگر مخالف مذاکره باشند. عدهای بگویند نیروهای نظامی هستند که جنگ را بر ما تحمیل میکنند و عدهای دیگر بگویند غیر از نیروهای نظامی هیچکس هیچ غلطی نمیتواند بکند. حتی یکی در میدان میگوید فلانی خائن است و باید محاکمه شود و یکی دیگر میگوید اسم یک رئیسجمهور را در رسانههای بینالملل آوردهاند که میخواهد حکومت را سرنگون کند. میخواهند حتی در میدان و خیابان که مردم منسجم کار میکنند، دستهدسته کنند تا عدهای طرفدار الف و عدهای دیگر طرفدار ب باشند.
بعد از شهادت امام شهیدمان که خیلی دل ما را آزرد و در این موضوع با دشمن هم کینه پدرکشتگی داریم و تا جبران نکنیم رها نمیکنیم، آن چیزی که دلمان را سوزاند، شهادت آقای علی لاریجانی بود؛ او یک نیروی کارآمدی بود که به مسائل مسلط بود و داشت کارها را پیش میبرد.
حتی بین نوجوانانی که در فوتبال هم تعصب باشگاهی دارند، وقتی بازی ملی است باید حواسمان جمع باشد و دیگر مسئله باشگاهها منتفی میشود. دیگر چپ و راست و اصلاحطلب و اصولگرا و طرفدارها منتفی میشود. ما در دولتهای گذشته، هر دولتی کار مثبت زیاد کرده است و اشکالاتی داشته است. اگر بخواهیم از همان ابتدا بگوییم، دولت زمان جنگ و آقای مهندس موسوی و دولت مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی و خاتمی و احمدینژاد و روحانی و مرحوم رئیسی و دولت آقای پزشکیان، هر کدام خدمات شایسته و خوبی به ایران کردهاند و هر کدام اشکالاتی داشتهاند. اگر بخواهیم یکی را تأیید و دیگری را نفی کنیم، گرفتاری ایجاد میشود.
اگر بگوییم یکی جاسوس و یکی خائن است، این پنجاه سال مملکت چطور اداره شده است؟
سوال : ولی بین شکافی که گفتید ایجاد میکنند، حتی در تجمعات شبانه علیه برخی مقامات سابق و فعلی و حتی علیه آقای قالیباف و آقای پزشکیان توهین و فحاشی میکنند...
پاسخ : اینها یا ناخودآگاه و ناشی از کمخردی و تعصبات است و یا باواسطه تحت تأثیر تبلیغات سوء بیگانه هستند. اگر رسانههای بیگانه را نگاه کنیم، همین کارها را میکنند. هشت روز قبل، یکی از رؤسای جمهور قبلی را مطرح کردند که با CIA کار میکند و میخواهد حکومت ایران و نظام را عوض کند. عدهای مخالف روحانی و ظریف بودند و الان هم عدهای را مخالف فلانی درست کردهاند تا به جان هم بیفتند و انسجام ملی ما از بین برود. باید حواسمان جمع باشد که نقطه اصلی که دشمن میخواهد بزند، انسجام ملی است.
به همین دلیل هم میگویم دولتهای گذشته هر کدام خدماتی کردهاند. اگر بگوییم یکی جاسوس و یکی خائن است، این پنجاه سال مملکت چطور اداره شده است؟ اگر دولتی و رئیسجمهوری جاسوس بوده است، در همان دوره هشتسالهاش میتوانست مملکت را به خاک سیاه بنشاند. اینها همه ترفندهای دشمن است که القا میکند. باید حواسمان جمع باشد. برخیها بر اساس اعتقاد این حرفها را میزنند و برخی دیگر تحت تأثیر هستند. البته ممکن است ستون پنجم هم در داخل کشور وجود داشته باشد که پول و امکانات میگیرند تا این شکاف را ایجاد کنند. نیروهای مسلح همواره باید دست به ماشه باشند و تحلیلشان این باشد که همین امشب حمله خواهد شد.
دولت آقای پزشکیان مسائل عمومی مردم را بهخوبی اداره کرده است
سوال : گاهی این مخالفتها از سوی کسانی مانند نمایندههای مجلس شکل میگیرد که دارای جایگاه سیاسی و حقوقی هستند.
باهنر : آنها ( نمایندگان مجلس ) را استثنا نمیکنم. نمایندههای مجلس هم ممکن است از روی اعتقاد حرفی بزنند، ولی باید تحلیل واقعبینانه و عمیق داشته باشند و بفهمند این فریادی که میزنند به نفع چه کسی و به ضرر چه کسی است. این اطمینان را میدهم که اگر آقای قالیباف و آقای عراقچی مذاکره میکنند، اگر نیروهای مسلح دست به ماشه هستند و مردم در خیابان حضور دارند، تحت امر سیاستهای راهبردی هستند که مقام معظم رهبری تعیین میکنند.
حتی مقداری تندتر میگویم؛ ممکن است در برنامه ما این باشد که در کشورمان دوصدایی وجود داشته باشد؛ باهنر یک حرف بزند و آقا تقی حرف دیگری بزند. ممکن است این جزو برنامه باشد. اما اینکه در میدان بیایند و علیه هم کار کنند و نمایندهها علیه دولت و دولت علیه نمایندهها حرف بزنند. اینها ترفند دشمن و خیانت است.
دولت آقای پزشکیان در این چند ماه، میدان و مسائل عمومی مردم را بهخوبی اداره کرده است. درست است که تورم مردم را اذیت میکند، ولی کشورهای زیادی داشتهایم که تحت فشار جنگ قرار گرفتهاند و عدهای سوپرمارکتها را غارت کردهاند، با یکدیگر درگیر شدهاند و دعواهای داخلی شکل گرفته است. چهار ماه است که این جنگ ظالمانه علیه ما اعمال شده و پمپبنزینها، سوپرمارکتها و نانواییها همچنان فعال هستند. جمعیت هم جابهجا شده است. چند وقت پیش یکی از مقامات رسمی استان مازندران میگفت جمعیت ما نزدیک به سه برابر شده است. همه اینها را دولت مدیریت میکند و کار میکند و باید به او دستمریزاد گفت.
نباید بگویند قالیباف دارد خیانت میکند
سوال : در صحبتهای شما این نکته بود که ممکن است یک برنامه ملی باشد که در کشور دوصدایی ایجاد شود. اینکه برخی نمایندگان مجلس یا برخی اصولگرایان تندرو دوقطبیسازی میکنند و ضد انسجام ملی حرکت میکنند، این برنامه نظام است؟
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام : خیر، اصلاً اینطور نیست. زمانی آمریکا در موضوع برنامه هستهای میگفت که برنامه هستهای باید در کشور شما الیالابد تعطیل شود. ما میگفتیم برای اینکه تحقیقات و فناوری پیشرفت کند، حاضریم ۵ سال تعطیل کنیم. آنها از «ابد» به ۲۰ سال رسیدهاند و ما از ۵ سال مثلا به ۱۰ سال رفتهایم.
عدهای در کشور باید بگویند که با تعطیل کردن برنامه هستهای مخالفیم، اما نباید بگویند قالیباف دارد خیانت میکند و این یک بحث دیگر است. ایران بارها گفته است که مسئله هستهای باید جداگانه بررسی شود. ما چند مسئله فورسماژور مانند محاصره دریایی، تنگه هرمز، تحریمها و پولهای بلوکهشده را داریم که باید جبران شوند.
به کشورهای همسایه هم گفتهایم که اگر از هرکدام از خاکهای همسایه علیه تأسیسات ما استفاده شود، آن کشور را دشمن خود میدانیم و هدف مشروع خود تلقی میکنیم و آن را خواهیم زد. اما اینکه در خیابانها هرکدام از سه ضلع نیروهای مسلح، دیپلماتها و مردم را محکوم کنند، تضعیف کنند یا تشکیک ایجاد کنند، این خیانت است.
مسئله جنگ و صلح در قانون اساسی فقط به عهده رهبری است
سوال : برخی نمایندگان مجلس میگویند الان صحن علنی مجلس تعطیل شده تا تنگه هرمز باز شود و نمایندگان با مذاکرات مخالفت نکنند. آیا این حرفی که نمایندگان میگویند درست است یا مقابله با تصمیم نظام است؟
پاسخ : ما طبق قانون اساسی این اصل را داریم که مجلس در همه امور میتواند قانونگذاری و تحقیق و تفحص کند، ولی در جایی بهصراحت استثنا شده است. مسئله جنگ و صلح در قانون اساسی فقط به عهده رهبری است و رهبری است که تصمیم میگیرد جنگ یا صلح شود. رهبری هم معمولاً این کار را رأساً انجام نمیدهد و از شورای عالی امنیت ملی مشورت میگیرند.
شورای عالی امنیت ملی است که تصمیم میگیرد جنگ یا صلح باشد و اگر صلح باشد، سیاست خارجی به چه صورت باشد. ممکن است زمانی شورای عالی امنیت ملی تصمیم بگیرد که با انگلستان سطح دیپلماسی را پایین بیاوریم؛ سفیر را احضار کنیم و کاردار بفرستیم. اگر مجلس شورای اسلامی بخواهد در این امور دخالت کند، گرفتاری ایجاد میکند.
مسئله دیپلماسی جزو موضوعاتی است که ممکن است ظرف ۴۸ ساعت نظرها عوض شود. در دنیا مشهور است که برخی مدارک و اسناد وزارتخانههای خارجه تا ۵۰ سال قابل افشا نیست. خود ایران هم یکسری اسناد دارد که تا ۵۰ سال آینده به نفع منافع ملی نیست که افشا شود.
اگر مجلس بگوید میخواهیم در این کارها دخالت کنیم و مذاکره علنی باشد و مردم و جهان گوش دهند که با کشور الف ارتباط داشته باشیم یا نداشته باشیم و بعد رأیگیری کنند که باید ارتباطمان با فلان کشور قطع شود، این معنا ندارد. شورای عالی امنیت ملی تحت امر مقام معظم رهبری این بحثها را سبکسنگین میکند و خدمت مقام معظم رهبری تقدیم میکند و ایشان تصمیم میگیرند که این اتفاق بیفتد یا نیفتد. اینکه مسیر ساده باشد ممکن است شرایط ظرف یک هفته بالا و پایین شود و اشکالی ندارد.
ولی اینکه کمیسیون دولت بررسی کند و بعد لایحه تقدیم مجلس شود و کمیسیونها بررسی کنند و شور اول و دوم رخ دهد و سه سال طول بکشد که این مسیر قانونی طی شود، اصلاً سیاست خارجی و دفاعی و نظامی به این صورت نیست. باید ساختاری قرارگاهی وجود داشته باشد که بتواند در لحظه تصمیمگیری و اقدام کند.
سوال : آقای باهنر! برخی معتقدند که آقای احمدینژاد میراث شماست. نظر شما درباره این سخن چیست؟ پشیمان نیستید که برای تأیید صلاحیت ایشان تلاش کردید؟
باهنر : این سؤال از من زیاد شده است و تکراری است. من در مصاحبههای قبلی کاملاً به این سؤال پاسخ دادهام. جالب است که من نه در سال ۸۴ و نه سال ۸۸ به او رأی ندادم. استدلال هم دارم که دلیلش چیست. در رابطه با اینکه او را بالا آوردم، بحثهای متفاوتی است. زمانی در شورای شهر دوم، ما فعال سیاسی بودیم. دوره اول شورا اصلاحطلبها برنده شدند و خود اصلاحطلبها آنقدر با هم دعوا کردند که دولت اصلاحطلب، شورای شهر تهران را منحل کرد. در شورای شهر دوم، نیروهای ما برنده شدند. آن زمان بحث این بود که چه کسی شهردار شود.
در دولت اصلاحطلب آقای خاتمی، ما آقای احمدینژاد را پیشنهاد کردیم و گفتند که او صلاحیت ندارد. با وزیر اطلاعات آن زمان، آقای یونسی، صحبت کردم که چرا او صلاحیت ندارد؟ گفتند که استاندار مرزی بوده و معاملات مرزی داشته است. وارد این موضوع نمیشوم، گفتم دولت آقای هاشمی به همه استاندارهای استانهای مرزی گفته بود وارد تجارت مرزی شوید و اقتصاد را فعال کنید. او دکترای عمران هم دارد و متخصص ترافیک است. چرا صلاحیتش را رد کردهاید؟ فردی قبل از آقای احمدینژاد، یعنی قبل از سال 76 شهردار تهران بود و فوقدیپلم نساجی داشت. از نظر مالی هم وضعیت خوبی داشت و خودش در مصاحبهها گفته بود که هفت میلیارد تومان ثروت دارم.
به وزیر اطلاعات آقای خاتمی گفتم چطور شهردار قبل از او با فوقدیپلم نساجی و این همه ثروت صلاحیت داشته است و آقای احمدینژاد صلاحیت ندارد؟ چانه زدیم و بالاخره آقای یونسی را راضی کردیم. آنها هم رضایت دادند و آقای احمدینژاد شهردار شد. از آن زمان برخی فکر میکنند که من طرفدار آقای احمدینژاد بودهام. من طرفدار هرکسی که باشم، در حد و منزلت خود طرفدار هستم. ممکن است ۵۰ رفیق داشته باشم؛ معنایش این نیست که همه را رئیسجمهور کنم. ممکن است برخی استاندار یا فرماندار یا شهردار خوبی باشند و به درد رئیسجمهور شدن نخورند.
بنابراین، این مسئله تکذیب میشود و همان موقع هم در سال ۸۴ به آقای احمدینژاد رأی ندادم. سال ۸۸ هم آقای مهندس موسوی را قبول نداشتم و به او رأی ندادم. به آقای احمدینژاد هم رأی ندادم. به آقای محسن رضایی رأی دادم که مطمئن بودم رأی نمیآورد. صرفاً برای مشارکت در انتخابات به او رأی دادم.
چطور ناگهان به سراغ مرحوم لاریجانی رفتیم
سوال : آشنایی شما با آقای لاریجانی به مجلس برمیگردد یا از قبل از مجلس هم با همدیگر آشنا بودید؟
پاسخ : من از مجلس دوم آمدم و هفت دوره نماینده مجلس بودهام. آقای لاریجانی هم مسئولیتهای کاملاً متفاوتی داشتند. آن زمان که به مجلس آمدم، یکی دو سال بعد ایشان مدیر عامل صدا و سیما شدند و به مدت هشت سال در این سمت بودند. مجلس هم با مسئولین سطح بالای کشور ارتباط داشت. دبیر شورای امنیت ملی بود. وزیر ارشاد بود و باید از مجلس رأی اعتماد میگرفت. ارتباط ما در حد مسئولیت کلان کشور بود؛ این طور نبود که رفیق نزدیک باشیم ولی کاملاً با افکار همدیگر آشنا بودیم.
در مجلس هشتم که آمدند، با توجه به سوابق و اطلاعاتی که درباره ذکاوت و مدیریت ایشان داشتیم، تلاش کردیم تا ایشان رئیس مجلس شوند. برخی دوستان حتی به خاطر این موضوع از ما دلخور شدند. همان زمان آقای دکتر حداد عادل از ما گلایه داشتند که چطور ناگهان حداد عادلِ مجلس هفتمی را رها کردی و سراغ مرحوم لاریجانی رفتیم. آن زمان ما استدلالهای خود را داشتیم.
بر این اساس، در طول هفت دوره مجلس، ریاست مرحوم آقای هاشمی، آقای کروبی، آقای ناطق نوری و آقای حداد عادل را دیده بودم. آقای لاریجانی هم یکی از رؤسای قدرتمند مجلس بود. اداره مجلس هم با بقیه قسمتها متفاوت است. رئیسجمهور وقتی میخواهد ریاست کند، اختیاراتش زیاد است. رئیسجمهور در یک لحظه میتواند وزیر را عزل کند. با اینکه وزیر از مجلس رأی اعتماد میگیرد، ولی رئیسجمهور میتواند یک خط بنویسد و بگوید چه کسی از امروز وزیر نیست و عزلش کند. میتواند معاونین خود را هر لحظه عوض کند.
ولی رئیس مجلس معاونین و دبیرانش را خودش انتخاب نمیکند؛ نمایندهها هستند که نواب رئیس و رئیس را انتخاب میکنند. در خارج از کشور هم معمولاً به رئیس مجلس، سخنگو میگویند و مدیر مجلس هم نمیگویند. اگر کسی در مجلس قدرتمند باشد، باید بر قلب نمایندهها حکومت کند؛ یعنی باید نمایندهها را از دید منطق قانع کند، وگرنه با دستور هیچ نمایندهای زیر بار نمیرود.
آقای لاریجانی در این کار فردی متبحر و قدرتمند بود. همانطور که میدانید طبق آییننامه هر نماینده یک رأی بیشتر ندارد، ولی هر نماینده یک حوزه تأثیر رأی دارد. برخی اوقات به من میگفتند فلانی لابی من است. یک زمانی لابی منفی است که فرد با تطمیع و تهدید میخواهد کار را پیش ببرد، و زمانی دیگر با قدرت استدلال افراد را قانع میکنیم. من برخی اوقات در مجلس بودم و رأی من حداقل ۱۴۰ رأی بود؛ وقتی دستم را بالا میبردم، ۱۴۰ نفر اعتماد میکردند و با رأی من خود را هماهنگ میکردند. در برخی آرا هم نفوذ رأی من ۲۰ رأی بیشتر نبود. در مجلس، مهم این است که هر کسی چقدر حوزه نفوذ رأی دارد؛ وگرنه رأی فیزیکی هر کسی یک رأی بیشتر نیست.
عدهای اندک به شدت مخالف برجام بودند
ماجرای گلایه شهید لاریجانی از احمدی نژاد
سوال : شما با خلقوخو و روحیات آقای لاریجانی بیشتر آشنا هستید. در مجلس هم چند سال نایبرئیس ایشان بودید. بعد از یکشنبه سیاهی که بگو مگو و تنشی بین ایشان و آقای احمدینژاد رخ داد، حال و هوای ایشان چگونه بود؟
باهنر : این بیحرمتیها و حرمتشکنیها ناجور بود. آقای احمدینژاد در زمان ریاستجمهوری خود، خدماتی داشت و اشتباهاتی هم داشت. او به پشت تریبون رفت و ادعایی علیه برادر آقای لاریجانی مطرح کرد.
رئیسجمهور در پشت تریبون مجلس که یک تریبون باز است و فقط ایرانیها نمیشنوند و میلیونها نفر در دنیا میتوانند آن را بشنوند، این را میگوید که برادر رئیس مجلس رشوه گرفته است و دستش با رئیس مجلس در یک کاسه بوده است. این حرف عجیبی است و از آن بداخلاقیهای بسیار تنفرآمیز بود. ولی آقای لاریجانی عکسالعملی نشان نداد.
سوال در پشت صحنه گلایه نکردند؟
پاسخ : گلایه زیاد بود. وقتی آقای احمدینژاد در جلسه علنی بیرون رفت، عدهای از نمایندهها گفتند که جلوی آقای رئیسجمهور را بگیرید. آقای لاریجانی گفت بگذارید برود. در این ارتباطات، هنجارشکنیهای زشتی رخ داد.
آقای لاریجانی خیلی از مسائل را بهخوبی جمع کرد
سوال : بعد از اینکه آقای لاریجانی تصمیم گرفتند که در مجلس ثبتنام نکنند، به لحاظ حکمی که رهبری صادر کردند، عضو مجمع تشخیص شدند. در مجمع روابطشان با آقای احمدینژاد و آقای جلیلی چه بود؟
پاسخ : ما همیشه شوخی میکردیم. خدا مرحوم داودی را رحمت کند. برخی از دوستان اقتصاد دولتی را دنبال میکردند و ما بیشتر اقتصاد بخش خصوصی را در نظر میگرفتیم. یک بار در مجمع شوخی کردم و گفتم آنهایی که آن طرف مینشینند مارکسیستها هستند و ما هم نئولیبرالها هستیم. هر کسی مشی و نظر و صحبت خودش را دارد. نه میخواستم به آنها توهین کنم و نه به خودمان توهین کنم. اینکه آقای لاریجانی در جلسه ۵۰ نفره با آقای احمدینژاد سلام میکند یا اخم میکند یا پشتشان را به هم میکنند، ارزش دیدن و دنبال کردن ندارد.
سوال : چقدر جای عقلای سیاسی و نظامی که در اثر حمله اسرائیل به شهادت رسیدند خالی است و چطور باید این خلأ را پر کنیم؟
پاسخ : این مسیر، قدرت و انسجام نظام جمهوری اسلامی را میرساند. برخی از امرای ارتش و سرداران سپاه و مقامات بالا را از دست دادیم. هزینه شد و خیلی دل ما گرفت و غصهدار شدیم. ولی بلافاصله در زمان امام شهیدمان جایگزین میشد و یک روز معطل نمیشد. وزیر اطلاعات و اطلاعات سپاه ما از دست رفتند. هزینه زیادی بود، ولی این قوام و اقتدار نظام جمهوری اسلامی را میرساند.
علیرغم اینکه همه این نیروهای ارزشمند را از دست میدهد، ولی تزلزلی در نظام جمهوری اسلامی ایجاد نمیشود. بعد از شهادت امام شهیدمان که خیلی دل ما را آزرد و در این موضوع با دشمن هم کینه پدرکشتگی داریم و تا جبران نکنیم رها نمیکنیم، آن چیزی که دلمان را سوزاند، شهادت آقای علی لاریجانی بود؛ او یک نیروی کارآمدی بود که به مسائل مسلط بود و داشت کارها را پیش میبرد.
سوال : چقدر پدیده نفوذ را در شهادت ایشان مؤثر میدانید؟
باهنر : تنها این موضوع نیست. بعد از پایان جنگ باید مقداری سیستم اطلاعاتی خود را بازنگری جدی کنیم.
ارسال نظر