رکنا گزارش می دهد
فیلم / آی دنیا، این عکس باید تصویر یک جهان شود ؛ کودکی که روی تاب میخندد و پشت سرش جنگ شعله میکشد
اجتماعی رکنا، این عکس باید تصویر یک جهان شود؛ عکس کودکی که روی تاب کنار ساحل هرمزگان تاب میخورد و پشت سرش دود جنگ و اصابت موشکها آسمان را تیره کرده است. کودکی که میان دو جهان ایستاده؛ یک سو زندگی، بازی و رویاهای کودکانه و سوی دیگر جنگ، ویرانی و ترس. این قاب باید جامعه جهانی، مدافعان حقوق کودک و فعالان صلح را به صدا درآورد؛ چون داستان این کودک، داستان میلیونها کودکی است که جنگ، کودکیشان را نشانه گرفته است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، گاهی یک عکس، بیشتر از هزاران صفحه گزارش جنگی حرف میزند. گاهی یک قاب کوچک، تمام حقیقت یک فاجعه بزرگ را فریاد میزند؛ حقیقتی که در آمار کشته ها، بیانیه های سیاسی و نقشه های نظامی گم میشود. جنگ، پیش از آنکه شهرها را ویران کند، کودکی را از کودکان میگیرد.
این عکس باید عکس یک جهان شود؛ عکسی که روی میز سازمان های بینالمللی قرار بگیرد، در نشست های جهانی درباره کودکان جنگ زده دیده شود و وجدان جامعه جهانی را بیدار کند.
در قاب تصویر، کودکی کنار ساحل هرمزگان روی یک تاب بزرگ نشسته است. پاهای کوچک او در هوا حرکت می کند؛ انگار تلاش میکند سهم خودش را از یک زندگی معمولی پس بگیرد. او باید صدای خنده داشته باشد، باید دنبال موج های دریا بدود، باید از مدرسه و بازی و رویاهای کودکانه اش بگوید.
اما چند قدم آن سوتر، جهان دیگری جریان دارد. پشت سر او دود بلند شده است. آسمان رنگ جنگ گرفته. موشک ها فرود آمدهاند و صدای انفجار، جایی در همان نزدیکیها، جای صدای بازی کودکان را گرفته است.
کودک روی تاب میچرخد؛ جنگ اما بیوقفه میتازد. او شاید نداند چرا آسمان خانهاش میسوزد. شاید نداند چرا بزرگترها درباره حمله، موشک و انتقام حرف میزنند. او فقط میخواهد کودک باشد؛ همان حقی که میلیونها کودک در جهان در میان جنگها از دست دادهاند.
این عکس، داستان یک کودک خاص نیست؛ داستان همه کودکانی است که در سایه جنگ بزرگ میشوند. کودکانی که به جای صدای قصه شب، صدای جنگنده میشنوند. به جای توپ بازی، مسیر جای امن را یاد میگیرند. به جای نقاشی از خورشید و دریا، آسمان خاکستری جنگ را میکشند.
جهان بارها گفته است کودکان باید از جنگ محافظت شوند؛ اما هر انفجار، یک بار دیگر نشان میدهد فاصله میان شعار و واقعیت چقدر بزرگ است.
این کودک روی تاب، نماد نسلی است که میان دو تصویر گرفتار شده است؛ یک سوی قاب، زندگی؛ سوی دیگر، ویرانی.
او هنوز تاب میخورد؛ شاید برای اینکه به جهان یادآوری کند کودکی حتی در میان دود و آتش هم میخواهد زنده بماند.
این عکس باید از مرزها عبور کند. باید به دست فعالان حقوق کودک، نهادهای حمایت از کودکان، سازمانهای بشردوستانه و همه کسانی برسد که برای صلح تلاش میکنند.
چون مسئله فقط یک ساحل در هرمزگان نیست.مسئله، کودکی است که در هر نقطه جهان میان جنگ گیر افتاده است.کودکی که میخواهد تاب بخورد، بخندد و زندگی کند؛ اما جنگ هر روز چند قدم به او نزدیکتر میشود.
شاید روزی تاریخ از ما بپرسد: وقتی کودکان جهان در میان دود جنگ تاب میخوردند، ما کجا ایستاده بودیم؟
عکس : ساغر شریف خانی