رکنا گزارش می دهد
خشم پنهان در کلاس و خانه؛ نوجوانان چرا ناگهان منفجر میشوند
رکنا،پرخاشگری نوجوانان همیشه از بیادبی یا لجبازی شروع نمیشود؛ گاهی پشت یک فریاد، سالها فشار، تحقیر، اضطراب و احساسِ درکنشدن پنهان است. نوجوانی که در خانه، مدرسه یا جمع دوستان راهی برای گفتن دردهایش پیدا نمیکند، ممکن است خشم را به زبان اصلی خود تبدیل کند؛ زبانی که اگر جدی گرفته نشود، میتواند به آسیبهای عمیقتر رفتاری و اجتماعی منجر شود.
به گزارش خبرنگار نوجوان بخش اجتماعی رکنا، پرخاشگری در نوجوانان، برخلاف آنچه گاهی تصور میشود، همیشه نشانه بدرفتاری یا سرکشی نیست. در بسیاری از موارد، این رفتار پاسخی است به فشارهایی که نوجوان در خانه، مدرسه، جمع دوستان یا حتی در درون خود تجربه میکند. نوجوانی دورهای است که فرد همزمان با تغییرات جسمی، عاطفی و اجتماعی روبهرو میشود و اگر راه درست بیان احساسات را نیاموخته باشد، ممکن است خشم خود را به شکل تندی، فریاد، پرخاش یا رفتارهای تهاجمی نشان دهد. به همین دلیل، پرخاشگری را نمیتوان پدیدهای کاملاً عجیب یا دور از انتظار دانست، اما میتوان آن را شناخت، مدیریت کرد و کاهش داد.
بخش مهمی از پرخاشگری نوجوانان از فشارهای بیرونی شروع میشود. فشار همسالان یکی از مهمترین این عوامل است. بسیاری از نوجوانان در تلاشاند تا در جمع دوستان پذیرفته شوند و گاهی برای عقب نماندن از گروه، رفتاری از خود نشان میدهند که با شخصیت واقعیشان فاصله دارد. وقتی نوجوان احساس کند برای دیده شدن یا پذیرفته شدن باید تندتر، خشنتر یا عصبیتر رفتار کند، پرخاشگری میتواند به یک واکنش ثابت در او تبدیل شود. در کنار این مسئله، کاهش عزت نفس نیز نقش مهمی دارد. نوجوانی که احساس میکند به اندازه کافی خوب، موفق یا دوستداشتنی نیست، بیشتر از دیگران در معرض خشم، حساسیت و واکنشهای تند قرار میگیرد.
فشارهای روحی و عاطفی نیز از دیگر زمینههای مهم بروز پرخاشگری هستند. نوجوان ممکن است با اضطراب، ناراحتی، احساس تنهایی، شکست عاطفی، اختلاف خانوادگی یا استرسهای درسی دستوپنجه نرم کند، اما نتواند درباره آنها حرف بزند. در چنین وضعی، خشم به زبان پنهان او تبدیل میشود. گاهی هم تجربههای تلخ مانند تحقیر شدن، زورگویی از سوی همسالان، طرد شدن در جمع یا افت تحصیلی، نوجوان را به نقطهای میرساند که احساس میکند کسی او را درک نمیکند. این احساسِ درکنشدن میتواند به رفتارهای تند و مقابلهجویانه منجر شود.
تغییرات هورمونی نیز در این دوره بیتأثیر نیست. نوجوانی، سن تغییرات گسترده در بدن و مغز است و همین دگرگونیها میتواند شدت احساسات را بیشتر کند. نوجوان ممکن است زودتر عصبانی شود، دیرتر آرام بگیرد یا در کنترل هیجانهای خود ضعف داشته باشد. در برخی موارد نیز عوامل جدیتری مانند سوءاستفاده، مصرف مواد مخدر یا برخی اختلالات روانپزشکی و پزشکی در بروز پرخاشگری نقش دارند. به همین دلیل، هر رفتار پرخاشگرانه را نباید ساده و سطحی تفسیر کرد. گاهی خشمِ دیدهشده، فقط نشانهای از یک درد عمیقتر است.
نقش خانواده در شکلگیری یا کاهش این رفتار بسیار مهم است. اگر نوجوان در محیطی رشد کرده باشد که در آن فریاد زدن، دعوا، توهین یا کتک زدن رفتاری عادی به حساب میآید، طبیعی است که پرخاشگری را نیز راهی عادی برای حل مسئله بداند. نوجوانان بیش از آنکه به نصیحتها گوش بدهند، رفتار اطرافیان را الگو قرار میدهند. وقتی خانه به جای گفتوگو، میدان تنش باشد، نوجوان هم یاد میگیرد در موقعیتهای سخت به جای فکر کردن، واکنش تند نشان دهد. به همین دلیل، پرخاشگری نوجوان فقط یک مسئله فردی نیست، بلکه گاهی بازتاب مستقیم فضای خانه و رابطههای اطراف اوست.
درمان و کنترل پرخاشگری، بیش از هر چیز به برخورد درست اطرافیان بستگی دارد. نخستین اصل این است که در لحظه خشم، نباید با خشم پاسخ داد. آرامش والدین، معلمان و اطرافیان میتواند شدت بحران را کم کند. برخورد عجولانه، فریاد متقابل یا تحقیر نوجوان، معمولاً آتش خشم را بیشتر میکند. در مقابل، وقتی بزرگترها با حوصله و بدون دستپاچگی با موضوع برخورد میکنند، به نوجوان این پیام را میدهند که خشم راه فرار از مشکلات نیست. قدرت واقعی در آرامش و کنترل خود را نشان میدهد، نه در عصبانیت.
یکی از راهکارهای مهم، دادن فرصت به نوجوان برای فاصله گرفتن از موقعیت تنشآلود است. وقتی نوجوان در اوج خشم قرار دارد، معمولاً آمادگی شنیدن نصیحت یا گفتوگوی منطقی را ندارد. بهتر است به او زمان داده شود تا آرامتر شود و بعد درباره ماجرا صحبت شود. برای مثال، میتوان گفت که نیم ساعت دیگر درباره این رفتار صحبت خواهد شد. این فاصله کوتاه، هم از تشدید درگیری جلوگیری میکند و هم به نوجوان فرصت فکر کردن میدهد. در کنار این، آموزش تمرینهای تنفسی نیز بسیار مؤثر است. نفس عمیق کشیدن، چند ثانیه نگه داشتن هوا و تکرار این تمرین، میتواند به کاهش تنش و بازگشت آرامش کمک کند.
شناخت علت اصلی پرخاشگری، از خودِ واکنش مهمتر است. نوجوانی که پرخاش میکند، همیشه به دنبال دعوا نیست؛ گاهی فقط از دردی حرف میزند که بلد نیست آن را به زبان بیاورد. به همین دلیل، به جای تمرکز صرف بر رفتار، باید علت را پیدا کرد. شاید او در مدرسه تحقیر شده، شاید از سوی دوستانش کنار گذاشته شده، شاید در خانه احساس دیده نشدن دارد یا شاید از درون با اضطراب و شکست دستبهگریبان است. تا زمانی که ریشه خشم شناخته نشود، فقط با ظاهر مسئله برخورد خواهد شد.
در این میان، چند نکته ساده اما مهم میتواند به کاهش پرخاشگری کمک کند. نوجوان نباید با دیگران مقایسه شود، چون مقایسه معمولاً احساس ناکافی بودن را تشدید میکند. تعریف کردن از ویژگیهای مثبت او، بهویژه در جمع، میتواند عزت نفسش را تقویت کند و از شدت واکنشهای تند بکاهد. احترام گذاشتن به حریم خصوصی نوجوان نیز اهمیت زیادی دارد. نوجوانی سنی است که فرد میخواهد استقلال خود را تجربه کند و اگر احساس کند مدام کنترل یا قضاوت میشود، احتمال واکنش خشمآلود بیشتر خواهد شد.
در نهایت، باید پذیرفت که پرخاشگری نوجوانان یک هشدار است، نه صرفاً یک خطا. این رفتار به بزرگترها یادآوری میکند که نوجوان به توجه، درک، آموزش و همراهی نیاز دارد. او در حال عبور از یکی از حساسترین دورههای زندگی خود است؛ دورهای که در آن، یک برخورد نادرست میتواند فاصلهها را بیشتر کند و یک رفتار آگاهانه میتواند مسیر او را تغییر دهد. نوجوانان بیش از هر چیز نیاز دارند حس کنند شنیده میشوند، فهمیده میشوند و قرار نیست به خاطر خشمشان، از دایره محبت و احترام بیرون گذاشته شوند. اگر این درک شکل بگیرد، خشم هم به جای آنکه ویران کند، به فرصتی برای شناخت بهتر نوجوان و کمک به رشد او تبدیل خواهد شد.