رکنا گزارش می دهد
۱۲ هزار پرونده فعال برای کودکان کار در ایران
رکنا، دفتر ژنو سازمان ملل با اعلام اینکه شمار کودکان کار در جهان از ۲۴۶ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۱۳۸ میلیون نفر رسیده، هشدار داده روند کاهش بسیار کند است و جهان تا ریشهکنی این پدیده فاصله زیادی دارد. ایران نیز با ثبت ۱۲ هزار و ۶۶۳ پرونده فعال در سال ۱۴۰۳، تلاش دارد با سیاستهای خانوادهمحور و گسترش مراکز روزانه، مسیر متفاوتی برای حمایت از کودکان کار ترسیم کند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، سازمان ملل متحد در آخرین گزارش رسمی خود، تصویری نگرانکننده از وضعیت کار کودکان در سطح جهان ترسیم کرده است. بر اساس دادههای دفتر ژنو این سازمان، اگرچه شمار کودکان کار از سال ۲۰۰۰ میلادی تاکنون با روندی کاهشی از ۲۴۶ میلیون نفر به ۱۳۸ میلیون نفر رسیده است، اما این سیر نزولی آنچنان کند پیش میرود که دستیابی به هدف جهانی ریشهکنی کار کودکان تا سال ۲۰۲۵، با چالشهای جدی روبروست.
این آمار نشان میدهد که با وجود تلاشهای بینالمللی، میلیونها کودک همچنان در چرخهی بهرهکشی اقتصادی گرفتار هستند. در این میان، ایران نیز به عنوان بخشی از جامعه جهانی، سیاستهای خاص خود را برای مدیریت این بحران پیادهسازی میکند که بررسی آن، تفاوتهای ساختاری بین نگرشهای بینالمللی و واقعیتهای اجرایی داخلی را نمایان میسازد.
در ایران، مدیریت پدیده کودکان کار از رویکردهای سنتیِ «مراکز نگهداری شبانهروزی» به سمت مدل «خانوادهمحوری» تغییر جهت داده است.
جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور چندی پیشبا استناد به مطالعات میدانی این سازمان، تأکید کرد که ۹۵ تا ۹۷ درصد از کودکان کار دارای خانواده هستند.
این گزاره کلیدی، استراتژی سازمان بهزیستی را برای بازگشت این کودکان به کانون خانواده و استفاده از مراکز روزانه به جای مراکز شبانهروزی توجیه میکند. بر اساس آمار سال ۱۴۰۳، مجموعاً ۱۲ هزار و ۶۶۳ پرونده فعال برای کودکان کار در سازمان بهزیستی ثبت شده است که از این تعداد، ۹ هزار و ۸۹۷ نفر در مراکز روزانه و ۲ هزار و ۷۶۶ نفر در مراکز نگهداری تحت پوشش قرار دارند.
تلاش برای تغییر دیدگاه عمومی نسبت به مفهوم «کودک کار» از دیگر محورهای مورد تأکید سازمان بهزیستی است. در حالی که افکار عمومی غالباً کودکان کار را با کودکان خیابانی یکی میپندارند، بخش قابلتوجهی از این قشر در مزارع، کورههای آجرپزی و کارگاههای زیرزمینی مشغول به فعالیت هستند که از دید ناظران پنهان میمانند. سیاست فعلی بهزیستی، تقویت مراکز روزانه آموزشی، حمایتی و توانمندسازی است تا بهجای جداسازی کودک از محیط خانه، خدمات آموزشی و بهداشتی در طول روز ارائه شود و کودک شبهنگام به محیط خانواده بازگردد. ساختار فعلی سازمان بهزیستی شامل ۳۶ مرکز نگهداری (۱۸ دولتی و ۱۸ غیردولتی) و ۵۱ مرکز روزانه است که نشاندهنده اولویتبخشی به مدلهای خانوادهمحور در برنامه عملیاتی این نهاد است.
جزئیات اجرایی در سازمان بهزیستی به چهار سطح تقسیمبندی شده است. مراکز سرپایی برای تعیین تکلیف سریع، مراکز کوتاهمدت با امکان نگهداری تا ۲۱ روز، مراکز میانمدت تا سه ماه و مراکز بلندمدت تا یک سال، ساختار اصلی خدمات حمایتی را تشکیل میدهند. رویکرد مدیریت فعلی این است که با صرفنظر از نگهداری صرف، این مراکز به پایگاههای ارائه خدمات مهارتی و توانمندسازی تبدیل شوند. اعتبارات تخصیصیافته نیز این تغییر جهت را تأیید میکند؛ چنانکه بودجه ساماندهی کودکان کار از ۹۳ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۳۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است.
با وجود موفقیتهای مقطعی در تهران، بهویژه با استفاده از ظرفیت «مرکز شوق زندگی» و همکاری نهادهایی نظیر دادستانی و شهرداری که منجر به کاهش محسوس کودکان خیابانی در پایتخت شده است، چالشهای ساختاری همچنان پابرجاست. متمرکز بودن اکثر مراکز ساماندهی در شهرهای بالای ۲۰۰ هزار نفر، یک خلأ پوششی در شهرهای کوچک ایجاد کرده که سازمان بهزیستی قصد دارد با استفاده از ظرفیت «مراکز مثبت زندگی» آن را ترمیم کند.
ساماندهی کودکان کار موضوعی چندوجهی است که موفقیت در آن تنها در گرو هماهنگی میانسازمانی میسر میشود. نهادهایی نظیر آموزش و پرورش، کمیته امداد، وزارت کشور و شهرداری، اضلاع دیگر این مثلث حمایتی هستند. در حالی که این همبستگی نهادی در تهران به شکل نسبتاً موفقی ایجاد شده است، عدم تعمیم این اتحاد به دیگر کلانشهرها، پاشنه آشیل ساماندهی کودکان کار در سطح ملی محسوب میشود. حرکت از پروژههای مقطعی به سمت یک سیستم یکپارچه ملی، تنها راه عبور از وضعیت فعلی و نزدیک شدن به استانداردهایی است که سازمان ملل برای حفظ حقوق بنیادین کودکان ترسیم کرده است.