زمانی نه چندان دور؛ ۵۰۰ هزار تومان بلیت سفر به دبی بود الان یک کیک و قهوه در کافه/ تغییر نقشه معیشت؛ وقتی تفریحات روزمره به کالای لوکس تبدیل می‌شوند
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  دهه ۸۰ برای مردم ایران، دوران «سفر» بود. در آن سال‌ها، مسافرت‌های خارجی و داخلی بخشی از برنامه‌های معمول خانواده‌ها در طبقات متوسط محسوب می‌شد و هزینه‌ها به قدری بود که دسترسی به آن برای قشر متوسط، «رویایی» نبود. اما حالا که در سال ۱۴۰۵ هستیم، ورق برگشته و چنان شوک بزرگی به معیشت مردم وارد شده که حتی یک قهوه ساده یا یک بستنی معمولی، به یک تصمیم دشوار اقتصادی تبدیل شده است.

پنجاه‌ هزار تومان آن روز، کجا و قهوه ۵۰۰ هزار تومانی امروز، کجا

وقتی از سقوط قدرت خرید حرف می‌زنیم، منظورمان همین اعداد و ارقام تکان‌دهنده است. مقایسه ساده‌ای کافی است تا عمق فاجعه مشخص شود: ۵۰۰ هزار تومان مبلغی که در دهه ۸۰ برای سفر به دبی کافی بود، امروز تنها پولِ یک پذیرایی ساده در یک کافه معمولی است.

پرداخت ۵۱۳ هزار تومان برای یک قهوه و کیک، دیگر نه «هزینه جانبی»، بلکه بخشی از بودجه‌ای است که باید صرف نیازهای حیاتی می‌شد. وقتی یک خانواده چهار نفره برای یک بستنی ساده باید ۲ میلیون تومان هزینه کنند، عملاً تفریح از «سبد زندگی» حذف می‌شود و جای خود را به استرسِ چگونگی گذران ماه می‌دهد.

مشکل اصلی فقط گرانی نیست؛ مشکل اینجاست که درآمدهای مردم هیچ تناسبی با رشد نجومی هزینه‌ها ندارد. وقتی تامین هزینه‌های اولیه زندگی یعنی خورد و خوراک، لباس و مسکن به سنگ بزرگی در راه مردم تبدیل شده، دیگر مجالی برای «تفریح» باقی نمی‌ماند. حالا کافه رفتن و رستوران رفتن، از یک عادت لذت‌بخش به عملی تبدیل شده که یا باعث عذاب وجدان می‌شود یا فشار مالی سنگینی روی دوش خانواده می‌گذارد.

مردم امروز نه تنها با گرانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بلکه با حس بلاتکلیفی و فقدان حمایت نیز روبرو هستند. طرح‌های حمایتی گذشته یا قطع شده‌اند و یا ناکارآمدند. پیشنهاد بسیاری از شهروندان این است که دولت به جای نگاه صرفاً اقتصادی، به فکر معیشت رفاهی مردم باشد؛ اینکه دست‌کم مبلغی مشخص و جداگانه برای هزینه‌های تفریحی خانواده‌ها تعریف شود تا مردم بتوانند ماهی یک یا دو بار، بدون دغدغه و فشار مالی، نفسی تازه کنند.

آنچه امروز در جامعه می‌بینیم، افسردگی ناشی از حذف شادی‌های کوچک است. مشخص نیست سیاست‌گذاران تا کی قصد دارند در برابر این تورم تماشاگر باشند. مردم بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند صدایشان شنیده شود؛ صدایی که می‌گوید «ما فقط زنده نیستیم، ما می‌خواهیم زندگی کنیم».

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات