گزارش رکنا به مناسبت روز تاریخی اولین فوران نفت در ایران
پنجم خرداد ؛ چاه شماره یک در مسجد سلیمان؛ جایی که سرنوشت معیشت ایرانیان تغییر کرد
رکنا، پنجم خرداد ۱۲۸۷ در مسجدسلیمان، فقط نفت از دل زمین بیرون نزد؛ سبک زندگی ایرانیان هم تغییر کرد. از آن روز، جامعهای که روزی با تولید، زمین و دسترنج خود زندگی میکرد، آرامآرام به اقتصادی وابسته به پول نفت، حقوق ماهانه و تصمیمهای دولتی گره خورد؛ وابستگیای که امروز رد آن را میتوان در اضطراب معیشتی، کوچک شدن سفرهها و فرسودگی شهرهای نفتخیز دید.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، پنجم خرداد ۱۲۸۷، فقط روز فوران نفت در مسجدسلیمان نبود؛ روزی بود که آرامآرام شکل زندگی ایرانیها تغییر کرد.آن سحرگاه داغ بختیاری، وقتی بوی تند گاز در «نفتون» پیچید و فوارهای سیاه آسمان را شکافت، هیچکس نمیدانست این ستون نفت، قرار است صد سال بعد تا عمق سفره مردم امتداد پیدا کند.
نفت فقط از دل زمین بیرون نزد؛ سبک زندگی تازهای را هم با خودش آورد. تا پیش از آن، بخش بزرگی از جامعه ایران با زمین، دام، آب و دسترنج خودش زندگی میکرد. خانواده فقط مصرفکننده نبود؛ تولید میکرد، میساخت و دوام میآورد. اما با آمدن نفت، آرامآرام رابطه انسان ایرانی با تولید تغییر کرد.
مردی که روزی حاصل دستش را از زمین میگرفت، حالا چشمش به حقوق آخر ماه دوخته شد. امنیت اقتصادی دیگر در انبار گندم و دام و کار نبود؛ در نزدیکی به پول نفت تعریف میشد. جامعهای شکل گرفت که در آن، بسیاری از مردم نه از مسیر تولید، بلکه از مسیر توزیع درآمد نفتی امرار معاش میکردند.
![]()
همین وابستگی، بهتدریج دولت را بزرگتر و مردم را وابستهتر کرد. دولتهایی که پول آسان نفت را در اختیار داشتند، کمتر به مالیات مردم نیاز پیدا کردند و وقتی دولت از مردم بینیاز شود، رابطه پاسخگویی هم ضعیف میشود. نفت فقط اقتصاد ایران را تغییر نداد؛ رابطه دولت و ملت را هم بازنویسی کرد.
اثر این تغییر را امروز میتوان در زندگی روزمره مردم دید؛ در اضطراب دائمی خانوادهها، در کوچک شدن سفره طبقه متوسط، در بیثباتی قیمتها و در نسلی که مدام نگران فرداست. هر بار فروش نفت دچار بحران شده، اولین صدای شکست را مردم در بازار، اجارهخانه و هزینههای زندگی شنیدهاند.
شهرهایی که نفت از دل آنها بیرون آمد نیز خود به قربانیان این توسعه تبدیل شدند. مسجدسلیمان و آبادان، روزی نماد رؤیای مدرن شدن بودند؛ اما امروز بخشهایی از آنها شبیه شهرهایی خستهاند که ثروت از زیر پایشان عبور کرد، بیآنکه رفاه پایدار برای مردمشان باقی بگذارد.
شاید بزرگترین اثر نفت، تغییر ذهن ایرانی بود؛ اینکه ثروت، بهجای آنکه حاصل خلاقیت و تولید باشد، به چیزی تبدیل شد که باید از جایی توزیع شود. همین نگاه، جامعه را سالها به انتظار سهمی از «سفره نفت» نشاند.
اکنون در سال ۱۴۰۵، مسئله فقط اقتصاد نیست؛ مسئله بازگرداندن اعتماد جامعه به تولید، تخصص و توان انسانی است. ایران برای عبور از فرسودگی اقتصادی و اجتماعی، بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد نفت را از «مرکز زندگی» به «ابزار توسعه» تبدیل کند؛ وگرنه این فواره سیاه، همچنان در لایههای پنهان جامعه فوران خواهد کرد.
داستان نفت در ایران، روایت یک فرصت بزرگ است که به دلیل نبود استراتژیهای اجتماعی جامع، به عاملی برای ایستایی ساختاری بدل گشت. اگر در پنجم خرداد ۱۲۸۷، بوی گاز نویدبخش تمدنی نوین بود، امروز در سال ۱۴۰۵، ضرورت عبور از این وابستگی ذهنی و ساختاری بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. جامعه ایران باید از انسانی که منتظر سهم خود از سفره نفت است، به انسانی بازگردد که ثروت را از مسیر خلاقیت، تولید و تخصص خلق میکند.
تنها با گسستن از این اعتیاد تاریخی به درآمدهای زیرزمینی است که میتوان به بازسازی پیوندهای اجتماعی و احیای اقتصاد ملی بر پایه توانمندیهای انسانی امید داشت. نفت باید از جایگاه «ارباب اقتصاد» به جایگاه «سرمایه زیرساختی» تنزل یابد تا مسیر برای توسعه واقعی و درونزا هموار گردد.
ارسال نظر