چرا مصرف سرم در کشور از ۱۳ میلیون به ۲۳ میلیون رسید؟
وزیر بهداشت ایران اخیراً اعلام کرده است که مصرف ماهانه سرم در کشور طی مدت کوتاهی از ۱۳ میلیون به ۲۳ میلیون واحد رسیده؛ افزایشی نزدیک به ۷۰ درصد. این عدد فقط یک آمار ساده نیست، بلکه نشانهای از یک مسئله مهم در الگوی درمانی نظام سلامت به شمار میرود.
به گزارش رکنا، در سالهای اخیر پدیدهای در فضای درمانی شکل گرفته که برخی متخصصان از آن با عنوان «سرمگرایی» یاد میکنند؛ یعنی این تصور عمومی که تزریق سرم میتواند برای خستگی، سرماخوردگی، بیحالی یا حتی اضطراب مفید باشد. همین برداشت نادرست باعث شده بخشی از مصرف سرم نه از نیاز واقعی پزشکی، بلکه از تصور درمان سریع و فوری ناشی شود.
عوامل فصلی؛ اما نه به اندازه یک جهش بزرگ
البته عوامل دیگری نیز در افزایش مصرف سرم بیتأثیر نیستند؛ افزایش بیماریهای فصلی و گوارشی، موجهای گرما و کمآبی بدن از جمله دلایلی هستند که میتوانند تقاضا برای سرم را بالا ببرند. با این حال، این عوامل بهتنهایی قادر نیستند جهش ۷۰ درصدی مصرف را توضیح دهند.
نقش ساختار اقتصادی خدمات درمانی
موضوع درآمد در تجویز خدمات و پدیده تعرفهگرایی، یکی از نقاط حساس در بسیاری از نظامهای سلامت جهان است. تجربههای بینالمللی نشان میدهد زمانی که افزایش تعداد خدمات با افزایش درآمد همراه باشد، احتمال رشد مصرف غیرضروری نیز بالا میرود. این موضوع یک پدیده شناختهشده مدیریتی است و الزاماً به معنای تخلف یا خطای فردی نیست.
اگر ساختار تعرفهها بهگونهای تنظیم شده باشد که تجویز سرم، تزریق و خدمات مرتبط از نظر مالی برای برخی مراکز مقرونبهصرفهتر باشد، ممکن است میزان مصرف ثبتشده بیش از نیاز واقعی باشد. در چنین شرایطی، نقد متوجه ساختار است، نه یک فرد یا گروه خاص.
فشار بر سیستم درمان و «راهحل سریع»
از سوی دیگر، در شرایطی که مطبها و درمانگاهها با ازدحام بیمار روبهرو هستند و زمان ویزیت کوتاه میشود، گاهی سرم به یک «راهحل سریع» تبدیل میشود؛ روشی که میتواند به طور موقت برخی علائم بیمار را کنترل کند. این مسئله در نظامهای درمانی مختلف گزارش شده و معمولاً نشانهای از فشار بر سیستم ارائه خدمات سلامت است.
چه باید کرد؟
برای مدیریت منطقی مصرف سرم، چند اقدام کلیدی قابل طرح است. نخست، تدوین و اجرای پروتکل ملی تجویز سرم تا مشخص شود در چه شرایطی استفاده از آن ضرورت پزشکی دارد. دوم، نظارت هوشمند بر مراکزی که الگوی مصرف غیرعادی دارند؛ نظارتی که هدف آن اصلاح روندها باشد نه برخورد تنبیهی. سوم، بازنگری در تعرفه خدمات تزریقی، بهگونهای که ساختار پرداخت مشوق مصرف غیرضروری نباشد. و در نهایت، آموزش عمومی به مردم؛ زیرا سرم یک درمان معجزهآسا نیست و در بسیاری از موارد تنها جایگزینی برای آب و الکترولیت به شمار میرود.
افزایش مصرف سرم از ۱۳ به ۲۳ میلیون واحد در ماه نشان میدهد بخشی از الگوی درمانی کشور نیازمند بازنگری جدی است. اگر این مسئله با مدیریت علمی، شفاف و بدون نگاه تنبیهی بررسی شود، میتوان مصرف سرم را به سطحی منطقی و استاندارد بازگرداند و از منابع حیاتی نظام سلامت بهتر حفاظت کرد.
ارسال نظر