اینترنت جهانی قطع، زندگی مردم لنگ؛ از خانه تا دانشگاه، همه در بن‌بست دیجیتال/ وقتی موتورهای جست‌وجوی داخلی حتی تصویر ندارند!
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، قطع اینترنت بین‌الملل از نهم اسفند ۱۴۰۴، هم‌زمان با آغاز تنش‌های امنیتی و روایت رسمی «لزوم کنترل شرایط جنگ»، زندگی دیجیتال در ایران را نیمه‌تعطیل کرد. امروز، در ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، آنچه مردم در عمل تجربه می‌کنند، نه «آرامش» و نه «مدیریت بحران»، بلکه سردرگمی، کندی و ناتوانی ابزارهایی است که جایگزین اجباری اینترنت جهانی شده‌اند.

از زن خانه‌داری که برای جست‌وجوی یک دستور غذا با نتایج بی‌ربط روبه‌رو می‌شود، تا دانشجویی که برای تحقیق کلاسی ساعت‌ها در صفحات خالی جست‌وجوگرهای داخلی می‌چرخد، و کسب‌وکاری که برای ساده‌ترین ارتباطات به بن‌بست می‌رسد؛ همه یک روایت مشترک دارند: پلتفرم‌های داخلی توان حمل بار یک کشور را ندارند.

جویشگرهای داخلی؛ قفسه‌هایی خالی برای نیازهای واقعی مردم

در اولین برخورد با موتورهای جست‌وجوی داخلی، کمبود اطلاعات به شکلی عریان دیده می‌شود. نتیجه جست‌وجوی ساده‌ترین واژه‌ها، آن‌قدر محدود، تکراری و قدیمی است که بسیاری از کاربران می‌گویند انگار «جویشگر تازه امروز افتتاح شده». نه عکس‌های متنوعی وجود دارد، نه مطلب به‌روز، نه گزارشی از رسانه‌های معتبر. برای دانش‌آموزی که می‌خواهد پروژه‌اش را تکمیل کند، برای مادر خانه‌داری که دنبال یک نشانه پزشکی درباره تب فرزندش می‌گردد، یا حتی خبرنگاری که نیاز به دسترسی سریع به منابع دارد، این صفحات بی‌داده چیزی جز اتلاف وقت نمی‌آورد.

زیرساخت این جویشگرها، نه بر پایه جمع‌آوری گسترده داده بنا شده و نه به الگوریتم‌های پیشرفته مجهز است. نتیجه آن است که چند سایت دولتی، خبرهای تکراری و نسخه‌ای از محتوای قدیمی، تنها پاسخ‌هایی است که به میلیون‌ها کاربر ارائه می‌شود. کاربر، فرقی نمی‌کند استاد دانشگاه باشد یا راننده تاکسی، در نهایت با یک صفحه کم‌رمق و بی‌ثمر روبه‌رو می‌شود.

هوش مصنوعی داخلی؛ نامی بزرگ برای خروجی‌هایی کوچک

در هفته‌های اخیر، قطع ارتباط با جهان فرصتی بود برای سنجیدن ادعاهایی که درباره «پیشرفت‌های بزرگ» هوش مصنوعی داخلی مطرح می‌شد. اما کارنامه واقعی این مدل‌ها، به‌ویژه چت‌بات‌ها و ابزارهای پردازش زبان فارسی، ناکارآمدتر از آن است که بتواند نیازهای روزمره مردم را پاسخ دهد.

دانشجویانی که برای نوشتن مرور ادبیات علمی به این مدل‌ها پناه بردند، با پاسخ‌های غلط و تکراری مواجه شدند. کسب‌وکارهایی که از آنها برای تولید محتوا استفاده کردند، خروجی‌هایی دریافت کردند که فاقد ساختار و کیفیت لازم بود. حتی کاربران عادی نیز در چت‌بات‌های داخلی با جمله‌های نامفهوم، اطلاعات نادرست و محدودیت‌های عجیب روبه‌رو شدند.

فقدان داده، نبود زیرساخت سخت‌افزاری، دسترسی نداشتن به شبکه‌های آموزشی جهانی و ضعف در طراحی، باعث شده هوش مصنوعی داخلی بیشتر یک نمایش تبلیغاتی باشد تا یک ابزار کاربردی. کارشناسان نیز می‌گویند: این مدل‌ها نه رقیب نمونه‌های جهانی‌اند و نه حتی پاسخگوی نیازهای ساده جامعه.

مردم روایت می‌کنند؛ از کسب‌وکارهای زمین‌گیر تا زندگی‌های مختل شده

در این هفته‌ها، روایت مردم از زندگی روزمره در نبود اینترنت جهانی تقریباً یکسان است.کسب‌وکارهای کوچک از قطع ارتباط با مشتریان خارجی می‌گویند. دانشجویان از دشواری تحقیقات علمی. مادران از نبود اطلاعات پزشکی معتبر. معلمان از ناتوانی در یافتن منابع آموزشی و متخصصان آی‌تی از توقف پروژه‌ها.

زندگی دیجیتال، از خرید آنلاین گرفته تا تدریس مجازی، از ارتباطات شغلی تا سرگرمی ساده خانگی، همگی لنگ مانده‌اند. پلتفرم‌های داخلی که قرار بود «پشتوانه روزهای سخت» باشند، اکنون بیشتر شبیه نسخه‌های محدود و تکراری هستند؛ ابزاری که مردم از سر اجبار به آن مراجعه می‌کنند نه انتخاب.

اینترنت جهانی؛ شریان زندگی مدرن نه یک امکان تشریفاتی

امروز دیگر روشن است که اینترنت بین‌الملل یک «امتیاز» یا «رفاه اضافی» نیست؛ یک زیرساخت حیاتی برای آموزش، سلامت، کسب‌وکار و رشد اجتماعی است. اتصال به جهان، همان چیزی است که اقتصاد دیجیتال را زنده نگه می‌دارد و امکان دسترسی به دانش و فرصت را فراهم می‌کند. پلتفرم‌های داخلی می‌توانند در کنار اینترنت جهانی رشد کنند، اما هرگز نمی‌توانند آن را جایگزین کنند.

اصرار بر ادامه محدودیت‌ها، حتی با روایت‌های امنیتی یا وعده تقویت پلتفرم‌های بومی، نتیجه‌ای جز فرسایش سرمایه انسانی، رکود کسب‌وکارها و تنگ‌تر شدن حلقه ارتباطی یک ملت ندارد. در روزهایی که سایه جنگ بر کشور سنگینی می‌کند، آنچه مردم نیاز دارند، دسترسی بهتر، اطلاعات دقیق‌تر و ابزارهایی کارآمدتر است؛ نه انزوای دیجیتال و پلتفرم‌هایی که بار زندگی واقعی را تاب نمی‌آورند.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات