رکنا گزارش می دهد
چهل روزی که بر شانههای ایران آوار شد/ جنگ چهلروزه ۳۳۷۵ کشته برجای گذاشت؛ ۴۰ درصد پیکرها قابل شناسایی نبودند + جدول
رکنا، در پایان جنگی که از نهم اسفند ۱۴۰۴ تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ کشور را در هم کوبید، پزشکی قانونی از ثبت ۳۳۷۵ کشته خبر داده است؛ جنگی که شدت آن به حدی بوده که ۴۰ درصد اجساد حتی قابل شناسایی نبودهاند. تهران، هرمزگان و اصفهان بیشترین تعداد قربانیان را به خود اختصاص دادهاند و در میان کشتهشدگان، از نوزادان چندماهه تا سالمندان بالای هفتاد سال دیده میشود؛ تصویری عریان از جنگی که نسل نمیشناسد و همه را در دام خود میکشد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در یکی از سنگینترین روایتهای رسمی سالهای اخیر، رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور از آماری پرده برداشته که نه فقط گستره خسارت انسانی جنگ 40 روزه را روشنتر میکند، بلکه لایهای پنهان از رنج و بینامی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد. عددی که اعلام شده، نه یک رقم خشک اداری، بلکه کارنامهای از سرنوشت انسانهایی است که در متن جنگ، در همهمه آوار، انفجار و جابهجاییهای کور، آخرین لحظههای عمرشان را سکوت تاریخ بلعیده است.
بر اساس گزارش رسمی، ۳۳۷۵ نفر در این جنگ کشته شدند؛ آماری که هرچند در چارچوب یک گزارش قانونی ثبت شده، اما در عمق خود هزاران روایت ناتمام از خانوادههایی را حمل میکند که هنوز هم ادامه جنگ را در خلأ جای خالی عزیزانشان زندگی میکنند.
نهم اسفند ۱۴۰۴، زمانی که زمستان هنوز بر خیابانهای ایران سایه انداخته بود، جنگی آغاز شد که تنها چهل روز دوام آورد اما زخمی عمیق بر پیکره جامعه گذاشت. جنگی که تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت و در نهایت با آتشبسی شکننده متوقف شد؛ آتشبسی که هنوز هم، در سیویکم فروردین همان سال، بیشتر به مکثی کوتاه در دل یک بحران بزرگ شبیه است تا پایان واقعی آن.
رئیس سازمان پزشکی قانونی اعلام کرده است که در این چهل روز، ۳۳۷۵ نفر کشته شدند؛ عددی که تنها یک آمار خشک نیست، بلکه روایت فشردهای از هزاران زندگی ناتمام، خانوادههای فروپاشیده و شهرهایی است که ناگهان با خلشأ انسانهایی روبهرو شدند که دیگر بازنمیگردند.
اما شاید تلخترین بخش این روایت، آنجاست که آمارها از ناتوانی در شناخت بسیاری از قربانیان خبر میدهند.
پیکرهایی که دیگر نام نداشتند
طبق اعلام پزشکی قانونی، ۴۰ درصد از پیکرهای کشتهشدگان قابل شناسایی نبودهاند. در زبان سرد آمار، این یعنی هزاران خانواده هنوز در انتظار خبری هستند که شاید هرگز به شکل قطعی نرسد؛ خانوادههایی که میان امید و واقعیت معلق ماندهاند.
پیکرهایی که بینام شدند، تنها قربانیان یک حمله یا انفجار نبودند؛ آنها نشانهای از جنگی هستند که حتی هویت انسانی را نیز در هم میشکند. هر پیکر ناشناس، داستانی است که دیگر راوی ندارد.
سه استان در کانون مرگ
آمارها نشان میدهد بیشترین شمار کشتهشدگان در تهران، هرمزگان و اصفهان ثبت شده است؛ سه نقطه جغرافیایی که در طول این چهل روز، بیش از دیگر مناطق زیر فشار جنگ قرار گرفتند.
در تهران، صدای جنگنده و انفجارها برای هفتهها به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. در هرمزگان، نزدیکی به آبهای استراتژیک خلیج فارس این استان را به یکی از حساسترین نقاط درگیری بدل کرد. و در اصفهان، شهری که سالها نماد تاریخ و هنر ایران بود، ناگهان با واقعیتی مواجه شد که بیشتر به میدان نبرد شباهت داشت تا یک شهر تاریخی.
چهره واقعی جنگ در آینه سن قربانیان
اما وقتی آمارها از سن کشتهشدگان سخن میگویند، تصویر جنگ به شکل دردناکتری آشکار میشود. در میان قربانیان این چهل روز، ۷ نوزاد زیر یک سال نیز حضور دارند؛ کودکانی که حتی فرصت تجربه نخستین سال زندگی را پیدا نکردند.
در رده سنی یک تا دوازده سال، ۲۵۵ کودک جان خود را از دست دادهاند؛ کودکانی که دفترهای مدرسهشان هنوز نیمهکاره مانده است.
در میان ۱۳ تا ۱۸ سالهها، ۱۲۱ نوجوان کشته شدهاند؛ نسلی که باید آینده را میساخت، اما در میانه جنگ متوقف شد.
بزرگترین بخش قربانیان را جوانان و میانسالان تشکیل میدهند:
۹۶۹ نفر در بازه ۱۹ تا ۳۰ سال،
۷۹۲ نفر در بازه ۳۱ تا ۴۰ سال،
و ۶۳۹ نفر در بازه ۴۱ تا ۵۰ سال.
در میان کشتهشدگان حتی سالمندان نیز حضور دارند:
۲۶۷ نفر در بازه ۵۱ تا ۶۰ سال،
۱۶۳ نفر ۶۱ تا ۷۰ سال،
و ۶۰ نفر بیش از ۷۱ سال.
این اعداد نشان میدهد که جنگ، مرز سنی نمیشناسد؛ از نوزادان تا سالمندان، همه میتوانند در شعاع آن قرار بگیرند.
ردهبندی سنی کشتهشدگان جنگ چهلروزه
| رده سنی کشتهشدگان | تعداد |
|---|---|
| زیر ۱ سال | ۷ نفر |
| ۱ تا ۱۲ سال | ۲۵۵ نفر |
| ۱۳ تا ۱۸ سال | ۱۲۱ نفر |
| ۱۹ تا ۳۰ سال | ۹۶۹ نفر |
| ۳۱ تا ۴۰ سال | ۷۹۲ نفر |
| ۴۱ تا ۵۰ سال | ۶۳۹ نفر |
| ۵۱ تا ۶۰ سال | ۲۶۷ نفر |
| ۶۱ تا ۷۰ سال | ۱۶۳ نفر |
| ۷۱ سال به بالا | ۶۰ نفر |
| جمع کل | ۳۳۷۵ نفر |
چهل روز؛ زخمی که سالها باقی میماند
جنگ چهلروزه اسفند ۱۴۰۴ تا فروردین ۱۴۰۵ شاید در تقویم تاریخ کوتاه به نظر برسد، اما در حافظه جمعی جامعه، بسیار طولانیتر از چهل روز خواهد بود.
۳۳۷۵ کشته تنها یک عدد نیست؛ این رقم به معنای هزاران صندلی خالی در خانهها، مدرسهها، ادارهها و خیابانهاست. به معنای مادرانی که هرگز صدای فرزندشان را دوباره نمیشنوند و کودکانی که ناگهان در جهانی بدون یکی از والدین بزرگ میشوند.
آتشبس برقرار شده است، اما آمارها نشان میدهد جنگ هنوز در زندگی بسیاری از خانوادهها ادامه دارد؛ جنگی خاموش که در دل سوگ، خاطره و فقدان جریان دارد.
ارسال نظر