گزارش رکنا در آستانه چهلمین روز جنایت جنگی در میناب
شلیک سه موشک به مدرسه ای در ایران و مرگ ۱۶۳ کودک/ حمله آمریکا به مدرسه میناب؛ از مرگبارترین کشتارهای کودکان/ سکوت متحیر کننده جهان!
رکنا، چهل روز پیش، سه موشک بر مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب فرود آمد؛ جایی که ۱۶۳ دانشآموز شش تا دوازده ساله، بیشترشان دختر، نه در میدان جنگ بلکه در راهروها، حیاط، کنار بوفه و پشت نیمکتهایشان ایستاده بودند. کودکانی که لحظهای پیش میخندیدند، بند کفش میبستند، با زیپ کیفشان بازی میکردند یا به حرف معلم گوش میدادند، در چند ثانیه با انفجار موشکها جان باختند. اگر قوانین جنگ برای محافظت از کودکان نوشته شدهاند، این پرسش هنوز بیپاسخ مانده است: چگونه سه موشک راه خود را تا قلب یک مدرسه پیدا میکنند و جهان فقط نگاه می کند؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، چهل روز گذشته است.چهل روز از لحظهای که سه موشک آمریکایی بر آسمان یک مدرسه در ایران فرود آمد. در این جنایت جنگی ده ها کودک در لحظه جان دادند و کادر مدرسه کشته شدند.
نقاشی یکی از دانش آموزان مدرسه میناب بعد از شلیک سه موشک و مرگ دوستان و همکلاسی هایش

صبحی معمولی بود در مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب. کودکانی شش تا دوازده ساله، بیشترشان دختر، در راهروها رفتوآمد میکردند. بعضی در حیاط مدرسه بازی میکردند، بعضی کنار بوفه ایستاده بودند، بعضی روی نیمکتها نشسته بودند و با دوستانشان حرف میزدند. زنگ مدرسه هنوز بخشی از ریتم روزانهشان بود؛ نه صدای موشک و انفجار.
یکی داشت بند کفشش را میبست تا بعد از کلاس به خانه برود.یکی با زیپ کیف مدرسهاش بازی میکرد.یکی موهایش را مرتب میکرد.یکی به حرف معلم گوش میداد.یکی در زمین بازی میدوید و میخندید.و بعد، سه موشک.
انفجارها حیاط مدرسه را در چند ثانیه به صحنهای تبدیل کردند که هیچ واژهای توان توصیف کامل آن را ندارد. بدنهای کوچک به اطراف پرتاب شدند. صدای خنده کودکانه جای خود را به آوار، دود و فریاد داد. در آن لحظه ۱۶۳ دانشآموز کشته شدند.۱۶۳ کودک.
![]()
این حمله فقط یک فاجعه انسانی نبود؛ از منظر حقوق بینالملل، چنین حملهای در بسیاری از شرایط جنایت جنگی محسوب شود.
قوانین جنگ در جهان، هرچند بارها نقض شدهاند، اما اصولی روشن دارند. کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی تأکید میکنند که طرفهای درگیر باید میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند. مدارس در حالت عادی اهداف غیرنظامی هستند و حمله به آنها ممنوع است مگر در شرایطی بسیار محدود که به هدف نظامی تبدیل شده باشند.
اساسنامه رم دادگاه کیفری بینالمللی نیز حمله عمدی به اهداف غیرنظامی و ساختمانهای آموزشی را در زمره جنایتهای جنگی قرار میدهد. در چنین مواردی، نه فقط عاملان مستقیم، بلکه کسانی که دستور چنین حملهای را دادهاند نیز میتوانند در برابر عدالت بینالمللی پاسخگو باشند.
از سوی دیگر، اعلامیه مدارس امن که توسط دهها کشور پذیرفته شده، بر حفاظت از مدارس در زمان درگیریهای مسلحانه تأکید میکند و استفاده نظامی از آنها را محکوم میکند. همچنین در حقوق بینالملل بشردوستانه عرفی، حمایت از کودکان و مراکز آموزشی یک اصل پذیرفتهشده است.
در چنین چارچوبی، پرسشی که پس از این فاجعه باقی میماند ساده اما سنگین است این است که چگونه سه موشک به یک مدرسه اصابت میکند و جهان و همه قوانین بشردوستانه فقط نگاه می کنند و از محکومیت جدی خبری نیست؟
در جنگ، خطا ممکن است رخ دهد. یک موشک میتواند مسیر خود را اشتباه برود. اما وقتی سه موشک به یک مدرسه اصابت میکند، پرسش درباره تصادف جای خود را به پرسش درباره مسئولیت میدهد.
چهل روز از آن صبح گذشته است. در بسیاری از خانههای میناب هنوز جای خالی کیفهای مدرسه، دفترهای نیمهنوشته و کفشهایی که قرار بود فردا دوباره پوشیده شوند، باقی مانده است.
نامهای ۱۶۳ کودک اکنون دیگر فقط در دفتر حضور و غیاب یک مدرسه ثبت نشدهاند؛ آنها به یادآوری دائمی یک پرسش تبدیل شدهاند که در جهانی که قوانین جنگ برای حفاظت از غیرنظامیان نوشته شدهاند، چرا صدای آنها پس از چنین فاجعهای اینقدر کم شنیده میشود؟
چهل روز گذشته است. اما برای خانوادههایی که فرزندانشان را در حیاط یک مدرسه از دست دادهاند، زمان هنوز در همان لحظه انفجار متوقف مانده است.
ارسال نظر