رکنا گزارش می دهد
داشتن خودرو صفر؛ آرزویی که برای اکثریت جوانان ایران ناممکن شده است! / خودروی دست دوم هم دیگر دست یافتنی نیست؛ جوانان در صف آرزوهای ساده اما ناممکن !
رکنا، بازار خودرو در ایران این روزها با سرعتی سرسامآور بالا میرود و حتی خرید یک خودروی دست دوم برای جوانان، تبدیل به آرزویی دور از دسترس شده است. پراید و خودروهای کوچک اقتصادی که زمانی نماد امید و استقلال بودند، حالا با قیمت های نجومی، زندگی روزمره نسل جوان را محدود و آرزوهایشان را خاکستری کرده اند. هر هفته که قیمتها بالا میرود، فاصله میان واقعیت و رؤیا برای جوانان عمیق تر میشود.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، مینا کیفش را روی دوش انداخت و با قدم های تند از خیابان عبور کرد. چشمش به یک نمایشگاه خودرو افتاد؛ پشت شیشه، پرایدی سفید و دست دوم خودنمایی میکرد، اما قیمتش با حقوق یک سال او و حتی پسانداز چند ساله اش هم جور در نمیآمد. کنار او، نوید با سر پایین و گوشی در دستش، قیمت ها را چک میکرد و هر بار که عدد جدید میدید، نفسش سنگینتر میشد.
«یعنی واقعاً دیگه نمیشه یه ماشین ساده داشت؟» مینا با صدای آهسته پرسید، انگار خودش هم میترسید جوابش را بشنود.
نوید سرش را تکان داد و گفت: «نه… حتی دست دوم هم دیگه شده یه آرزو.»
آنها هر دو، جوانانی با رویاهایی ساده، حالا با واقعیتی روبرو بودند و آن اینکه داشتن خودرو، حتی یک مدل معمولی و قدیمی، تبدیل به یک رویا و نمادی از فاصله میان تلاش و واقعیت شده است.
وقتی خودروها روی خیابان حرکت می کردند، مینا و نوید احساس می کردند که هر ماشین یک سد است، یک دیوار نامرئی که بین آنها و استقلالشان کشیده شده و هیچ پسانداز و هیچ تلاشی نمیتواند آن را بشکند.
وقتی داشتن یک خودروی معمولی ، آرزویی دور از دسترس میشود
بازار خودرو این روزها شبیه مسابقه ای است که شرکت کننده ای ندارد. قیمت ها هر روز بالا می روند و جوان ایرانی هر چقدر بدود، نمی تواند به آنها برسد. پراید، خودرو کوچک و اقتصادی ای که روزی امید هر خانواده ای بود، امروز به عددی رسیده که حتی فکر خرید آن، بیشتر شبیه یک رؤیای دست نیافتنی است تا یک انتخاب واقعی.
در هفته گذشته، بر اساس داده های سایتهای فروش خودرو، قیمت خودروهای داخلی چند صد میلیون تومان افزایش پیدا کرده است. حتی خودروهای دست دوم، که زمانی میتوانستند پل ورود به دنیای خودرو برای جوانان باشند، حالا به اندازه خودرو های نو نجومی شدهاند. برای بسیاری از جوانان، داشتن خودرو نه یک امکان، بلکه یک آرزوی دور از دسترس است.
تصور کنید جوانی که تازه وارد بازار کار شده است؛ ماه ها پسانداز می کند و با هر ریال تلاش می کند یک قدم به خرید خودرو نزدیک شود. اما هر هفته که قیمت ها را نگاه میکند، می بیند فاصله او با آرزویش نه تنها کم نشده، بلکه چند قدم دیگر هم بیشتر شده است. این حس محرومیت، بیش از هر عدد و رقم، تلخ است. این یک بحران اقتصادی صرف نیست؛ این یک بحران اجتماعی است که استقلال و تحرک نسل جوان را محدود میکند.
وقتی داشتن یک خودروی شخصی به آرزویی دور از دسترس تبدیل می شود، زندگی روزمره نیز تغییر میکند. جوانان مجبور می شوند ساعت ها در حمل و نقل عمومی بگذرانند، برنامههای خود را محدود کنند و گاهی حتی فرصت های شغلی یا تحصیلی را به خاطر محدودیت رفت و آمد از دست بدهند. بسیاری دیگر، دست به خرید خودرو های نامطمئن و فرسوده می زنند و سلامت و امنیت خود را به خطر می اندازند، فقط برای اینکه بتوانند کمی استقلال به دست بیاورند.
واقعیت تلخ این است که خودرو برای جوان ایرانی امروز دیگر وسیله نقلیه نیست؛ بلکه یک نماد فاصله میان آرزو و واقعیت است. آرزویی که با پسانداز محدود، حقوق ماهانه و زندگی عادی، رسیدن به آن تقریباً غیر ممکن شده است. این وضعیت نه تنها حس ناامیدی و سرخوردگی را گسترش میدهد، بلکه آیندهای را که باید با امید و برنامه ریزی ساخته شود، تحت تأثیر قرار میدهد.
چالشی ترین نکته اما اینجاست که وقتی نسل جوان نمی تواند حتی به خودرو دسترسی داشته باشد، چه امیدی به استقلال اقتصادی و اجتماعی دارد؟ وقتی آرزوهای ابتدایی زندگی روزمره از دسترس خارج می شوند، جامعهای شکل میگیرد که در آن انگیزه و تلاش با واقعیت های اقتصادی رو به رو میشود و غالباً شکست می خورد. خودرو دیگر یک انتخاب نیست؛ یک نماد محدودیت، محرومیت و فاصله میان نسل جوان و آیندهای است که باید برای آن تلاش کنند.
ارسال نظر