جدایی صف معترضان از اغتشاشگران شدنی است؟
تبلیغات

به گزارش رکنا و به نقل از ایلنا، «محمد امیرپناهی» عضو هیئت علمی جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به این پرسش که وقتی اعتراضات به شهرهای کوچک می‌رسد، این موضوع از منظر جامعه‌شناسی چه پیامی درباره تغییر مدل اعتراضات دارد؟ توضیح داد و گفت: وقتی یک موضوع مهمی مانند اقتصاد تبدیل به دغدغه اصلی مردم می‌شود، حتی پایگاه ایدئولوژیک نظام سیاسی که در شهرهای کوچک‌تر که عمدتا سنتی‌تر و مذهبی‌تر هستند و می‌تواند بیشتر باشد، اما آنجا نیز اعتراض شروع می‌شود و نظم اجتماعی به هم می‌خورد. این امر نشان دهنده آن است که وقتی اقتصاد دغدغه اصلی می‌شود، آن مشروعیت رنگ می‌بازد. 

او ادامه داد: در چنین شرایطی چیزی که برای مردم اهمیت پیدا می‌کند، رفاه و وضعیت اقتصادی‌شان است و قاعدتا با هیچ ابزار ایدئولوژیکی نمی‌توان این موضوع را حل کرد. این امر پیام مهمی برای دولت دارد از این جهت که اگر می‌خواهد هژمونی سیاسی خود را حفظ کند در جایی که فکر می‌کند، به طور سنتی پایگاه اجتماعی او است، قاعدتا نباید از مسئله اقتصادی و معیشت مردم غفلت کند. 

وی افزود: این امر نشان دهنده فاجعه عظیم اقتصادی است که در اقتصاد ایران شکل گرفته است. حتی جایی که به صورت سنتی پایگاه اجتماعی نظام سیاسی به حساب می‌آمد چه در شهرهای کوچک و چه در شهرهای بزرگ در  لایه‌های مختلف اجتماعی در اعتراضات شرکت می‌کنند، از بازار گرفته تا بخش‌ها سنتی تر. این موضوع نشان دهنده این است که اقتصاد مسئله اساسی است و می‌تواند محرکی برای مطالبات سیاسی و یا آزادی‌های اجتماعی باشد. در نتیجه این مهم‌ترین پیامی است که از این اعتراضات می‌توان به دست آورد. 

بی‌اعتنایی بنیادی نسبت به هر نوع کار علمی

 

‎معاون پژوهشی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود هشدارهای متعدد برآمده از پژوهش‌های دانشگاهی مبنی بر کاهش سرمایه اجتماعی، این هشدارها جدی گرفته نمی‌شود و در سیاست‌ها تغییری ایجاد نمی‌کنند؟ گفت: واقعیت این است که در کشور ما متاسفانه یک بی‌اعتنایی بنیادی نسبت به هر نوع کار علمی از گذشته تا به امروز وجود داشته است. همیشه حاکمیت نسبت به هشدارهایی که دانشگاهیان می‌دادند و یا هشدارهایی که از دل پژوهش‌ها بیرون می‌آمد، بی‌اعتنا بوده است. فکر می‌کردند دانشگاهیان کسانی هستند که با حکومت زاویه دارند و یا این تحقیقات از یک امر غیرواقعی سخن می‌گویند و واقعیت‌های جامعه ایران را آشکار نمی‌کنند. 

وی اضافه کرد: بنابراین این یک اشتباه اساسی بوده که همیشه وجود داشته است و تنها مربوط به امروز و یا دهه‌ی اخیر نیست. همواره در سال‌های مختلف نشان داده شده که دانشگاه در حاشیه بوده است و تنها آنجایی که نظام سیاسی به مشکل بر می‌خورده است، به سراغ دانشگاهیان می‌آمدند. 

نظام سیاسی در ایران نسبت به علم احساس بی‌نیازی می‌کند

امیرپناهی بیان کرد: به نظر من این یک مسئله‌ی ریشه‌ای است که نظام سیاسی در ایران، احساس بی‌نیازی می‌کند نسبت به چیزی که علم می‌گوید و یا خواست اجتماعی است. همواره فکر کرده است که می‌تواند با یک نگاه از بالا به پایین، کنترل، مدیریت یا رفع چالش کند. اما نه تنها مدیریت و رفع چالش نشد، بلکه در طول سال‌ها و دهه‌های مختلف ما با مسائل انباشته شده‌ای مواجه شدیم که تلنبار شده است که خود را در حوادث اخیر و حوادث سال‌های قبل نشان داده است. 

سیاسیون و دولتمردان از غرور عجیبی و غریبی رنج می‌برند

او تاکید کرد: این مشکلی است که همواره بین نظام سیاسی و نظام علمی در کشور وجود داشته است. این مسئله ریشه‌ای و تاریخی است که سیاسیون و دولتمردان از یک غرور عجیبی و غریبی رنج می‌برند و نسبت به نظام علمی بی‌اعتنا هستند و به همین دلیل هزینه‌های زیادی را به جامعه نیز تحمیل می‌کنند. بسیاری از منابع کشور فرسایش پیدا می‌کند و به تبع آن سرمایه اجتماعی نیز فرسوده‌تر می‌شود و بیشتر رنگ می‌بازد. در واقع جامعه راه خود را می‌رود و نظام سیاسی نیز راه خود را می‌رود. گویی هیچ دستور کار مشترکی بین این دو نمی‌تواند شکل بگیرد و این بی‌اعتمادی هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود. 

وی در پاسخ به این سوال که برخی بر این باورند که در چنین شرایطی سرمایه اجتماعی تقریبا از دست رفته است، نظر شما در این باره چیست؟ گفت: به نظر من همیشه باید حرف زد، نباید گفت که معنایی ندارد. مدام باید به نظام‌های سیاسی گفت که حقیقت چیست و شما دارید کاری می‌کنید که جامعه و حتی خود نظام سیاسی بیشتر متضرر می‌شود. نباید سکوت کرد و باید حقیقت را به دولتمردان و سیاسیون گفت که کجاها اشتباه می‌کنند و کجاها درست عمل می‌کنند. 

این جامعه‌شناس افزود: قاعدتا در سال‌های اخیر سرمایه اجتماعی کاهش چشمگیری داشته است.با حوادث اخیر به سختی می‌توان از سرمایه اجتماعی به معنای سرمایه‌ی اجتماعی نهادی، که جامعه به نظام سیاسی می‌تواند اعتماد کند، سخن گفت. 

او اضافه کرد: البته سرمایه اجتماعی سطح‌های مختلفی دارد. ممکن است سرمایه اجتماعی سطح میانی یا خرد که بین بخش‌ها و لایه‌های مختلف اجتماعی است، هنوز وجود داشته باشد. اما به نظر می‌رسد با حوادثی که مرتب صورت می‌گیرد و جامعه به لحاظ اقتصادی و اجتماعی شکننده‌تر می‌شود، حتی سرمایه اجتماعی بین فردی نیز به نوعی تضعیف می‌شود. من فکر می‌کنم این حوادث باعث می‌شود که حتی سرمایه اجتماعی بین فردی و در سطوح میانی که بین لایه‌های مختلف اجتماعی وجود داشت، کم رنگ و کم رنگ‌تر شود. 

هشدار نسبت به تبعات نگران کننده حوادث اخیر

امیرپناهی تصریح کرد: از طرفی در چنین شرایطی، نوعی ذهنیت ممکن است شکل بگیرد که هر کسی ممکن است بتواند خودش، خانواده‌اش و اعضای پیرامون نزدیکش را نجات دهد. انگار جامعه در اینجا به معنای یک اجتماع جمعی که همه را به هم پیوند می‌دهد، خیلی دور از دسترس می‌شود. منافع کوتاه مدت و حلقه‌های خیلی نزدیک‌تر افراد در اولویت قرار می‌گیرند و بنابراین ما ممکن است شاهد شرایطی باشیم که افراد جامعه کم‌تر نسبت به یکدیگر احساس تعلق و همبستگی کنند. این یکی از نگران کننده‌ترین پیامد‌هایی است که حوادثی همچون حوادث اخیر می‌تواند به دنبال داشته باشد. 

او متذکر شد: به نظر من حاکمیت باید برای این مسئله چاره‌اندیشی کند و نباید به حال خود رها کند. چرا که می‌تواند در کوتاه مدت و میان مدت هزینه‌هایی را ایجاد کند که هم جامعه و هم دولت مجبور به پرداخت آن‌ها باشند. 

جدایی صف معترضان از اغتشاشگران شدنی است؟

وی در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر اینکه در جریان اعترضات بارها تاکید شد که صف معترضان از اغتشاشگران جدا شود، این جدایی چگونه امکان‌پذیر است؟ گفت: در این شکی نیست اکثریت کسانی که در این روزها حرفی داشتند، افرادی هستند که از شرایط موجود ناراضی هستند. اگر نگاهی به پیرامون خود بیندازیم، خواهیم دید که اکثریت جامعه دچار مشکلات اقتصادی هستند. وقتی اکثریت جامعه نارضایتی‌های به حق خود را به اشکال مختلف نشان می‌دهند، باید به طریقی بتوانند صدای خود را به گوش دولت و حاکمیت برسانند. 

او افزود: حال در این میان ممکن است عده‌ای پیدا شوند و کارهایی انجام دهند تا آن نارضایتی‌های به حق، به حاشیه رانده شود. به نظر من این تفکیک ممکن است مطالبات به حق مردم را به حاشیه براند. از طرفی به دلیل وجود چنین تفکیک‌هایی و مهم‌تر شدن بخشی که نام آن را اغتشاشگر می‌گذارند، اکثریت جامعه می‌توانند متضرر شوند. 

تقسیم‌بندی معترض-اغتشاشگر مشکلات معیشتی مردم را به حاشیه می‌راند

او بیان کرد: کسانی که به حق اعتراض کردند، ممکن است در صف کسانی دیگر جای بگیرند و تصور کنند از نگاه دولت به آن‌ها هم برچسب اغتشاشگر زده می‌شود و این نمی‌تواند حل کننده مشکل باشد و موجب می‌شود صدای به حق مردم نسبت به مسائل و مشکلات اقتصادی و معیشتی به حاشیه رود. 

به گفته‌ی او این شرایط باعث می‌شود کسانی که به حق اعتراض می‌کنند، نتوانند راحت حرفشان را با دولت در میان بگذارند و با این تقسیم‌بندی‌ها حاشیه‌ای‌تر شوند، سکوت کنند و مطالبات به حق‌شان تضعیف و به حاشیه رانده شود. 

تا دهه ۸۰ یکی از بهترین نظام‌های رفاهی منطقه را داشتیم

امیرپناهی در پاسخ به این سوال که به عنوان یک جامعه‌شناس، سیاست‌های حمایت از معیشت مثل کالابرگ را از منظر حفظ کرامت مردم چگونه ارزیابی می‌کنید؟ گفت: ما تا دهه ۸۰ یکی از بهترین نظام‌های رفاهی را داشتیم حتی در منطقه نیز یکی از بهترین کشورها بودیم به گواهی تحقیقات و کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده است. به طور مثال در کتاب «انقلاب اجتماعی» از کوان هریس که به طور ویژه از نظام رفاهی در ایران پس از انقلاب صحبت می‌کند، اشاره شده است که چطور لایه‌های مختلف اجتماعی مورد حمایت قرار می‌گیرند، فقر کاهش پیدا می‌کند و به طور کلی یک زندگی نسبتا آبرومندانه‌ایی را تا آن دوران شاهد هستیم. 

از دولت احمدی نژاد کشور در شرایطی بدی قرار گرفت

او ادامه داد: اما از اواسط دهه ۸۰ و از دولت آقای احمدی نژاد به بعد ما دچار مشکلاتی شدیم هم در حوزه مناسبات بین الملل و خارجه و هم در حوزه‌ی مناسبات داخلی و تا به امروز ادامه پیدا کرده است. یعنی مسائلی که ما امروزه تجربه می‌کنیم ریشه در نیمه دوم دهه‌ی ۸۰ و با آغاز دولت آقای احمدی نژاد دارد که متاسفانه کشور ما را در شرایطی بدی قرار داد. 

او عنوان کرد: پیش از آن یکی از بهترین‌ها بودیم و در همین دوران است که چشم‌انداز ۲۰ ساله نیز نوشته می‌شود، چون کشور وضعیت مناسب و روبه جلویی داشت. اما بعدها به دلایل مختلف از جمله در حوزه سیاست خارجه و هم در حوزه سیاست و اقتصاد داخلی، مسائل و مشکلاتی را برای ما ایجاد کرد. 

سیاست کالابرگی برای شرایط بحرانی و جنگی است نه فعلی

امیرپناهی یادآور شد: سیاست کالابرگی برای شرایط بحرانی است، مثلا در دهه ۶۰ و در دوران جنگ تحمیلی ما این تجربه را داشتیم چون درگیر یک جنگ عظیم بودیم. اما در شرایطی که ما می‌توانستیم زندگی و رفاه بهتری برای مردم ایجاد کنیم، دادن چنین کالابرگ‌هایی دردی را دوا نمی‌کند، چرا که آن‌ها هیچ نسبتی با تورم‌های موجود ندارند. همچنین فاصله زیادی میان این کالابرگ با تورمی که در سال آینده پیش بینی می‌شود، وجود دارد. 

ارائه کالابرگ به مردم در شرایط فعلی می‌تواند سویه‌های تحقیرآمیز داشته باشد

این جامعه‌شناس تاکید کرد: بنابراین در چنین شرایطی من فکر می‌کنم که این کالا برگ‌ها نه تنها نمی‌تواند مرهمی باشد و مشکلات اقتصادی را رفع کند، حتی ممکن است سویه‌های تحقیرآمیز نیز پیدا کند. ممکن است دولت با این کار فکر کند که به جامعه کمک می‌کند، اما اگر نتواند تورم را کنترل کند و فاصله بین این کالابرگ و گرانی کالاها را کم کند، ممکن است ذهنیت حقارت‌آمیز در جامعه شکل بگیرد. به نوعی چیزی که دولت از این سیاست و برنامه مراد کرده است، کاملا تضعیف و محقق نشود. 

او در پایان خاطرنشان کرد: فکر می‌کنم در کنار این کمک‌ها که می‌تواند تاثیر بسیار کم داشته باشد، راهکار؛ رفتن به سمت یکسری اصلاحات ساختاری است، هم در حوزه سیاست و هم در حوزه اقتصاد. نمی‌توان بدون اصلاح ساختارها و رویه‌های موجود، امید داشت که وضعیت بهتری ایجاد کرد. زمانی سیاست ارائه کالابرگ می‌تواند موفقیت‌آمیز عمل کند که دولت در کنار آن، به سمت تغییراتی در حوزه سیاست و اقتصاد حرکت کند.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات