تضعیف شوراها به قیمت نابودی مردم سالاری در کشور

شوراها / به گزارش رکنا، حمله به شوراها و اظهارات ضد شورایی در روزهای اخیر بار دیگر به یکی از موضوعات داغ رسانه‌ای و اظهارنظر برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تبدیل شده است. حمله‌های گاه‌وبیگاه به نهاد نوپای شوراها باوجود خدمت‌رسانی چشم‌گیر به مردم شده است. همه می‌دانیم که شوراها در دسترس ترین نهاد برای مردم بوده و به‌نوعی رابط مردم و حاکمیت است و بخش زیادی از مردم برای رفع مسائل و مشکلات خود به شوراها مراجعه می‌کنند و تا جایی که اختیارات شوراها اجازه دهد مشکلات مردم برطرف می‌شود؛ اما نگاه رقیب گونه به شوراها از سوی مجلس و دولت و جذابیت خبری برای رسانه‌ها سبب شده است که تخلفات معدود شوراها در برابر خدمات بی­شمار آن‌ها بزرگ‌نمایی شده و درواقع از کاهی کوه ساخته شود. درصورتی‌که خدمت‌رسانی مدیریت شهری بازتاب کمتری در رسانه‌ها دارد اما کوچک‌ترین تخلفی در یک شهر کوچک چنان جذابیتی دارد که حتی بسیاری از رسانه‌های سراسری به‌عنوان خبر مهم به آن می‌پردازند و این شبهه ایجاد می‌شود که در کل نهاد شوراها نهادی فسادپذیر و فساد ساز است. در آخرین اظهارات نیز نماینده جلال رشیدی کوچی نماینده مردم شریف مرودشت، ارسنجان و پاسارگاد در مجلس شورای اسلامی شوراها را به‌عنوان یک معضل توصیف کرده بود که به‌جای حل مشکل به دنبال منافع شخصی خود هستند.

ازاین‌رو و برای دانستن ابعاد موضوع به سراغ حمید بادامی نجات نماینده استان همدان و نایب‌رئیس شورای عالی استان‌ها رفتیم تا علت این هجمه‌ها به شوراها را بدانیم.

در ادامه متن کامل گفت‌وگو را می‌خوانیم:

جناب آقای بادامی نجات همان‌طور که شاهد هستید اخیراً از سوی برخی از نمایندگان مجلس حملاتی به شوراها صورت گرفته است. لطفاً بفرمایید این اظهارنظرها تا چه اندازه منطبق با واقعیت موجود در جامعه است. آیا واقعاً شوراها تنها به دنبال منافع شخصی خود هستند؟

کاملاً واضح و آشکار است که شوراهای سراسر کشور بخش زیادی از نیازهای مردم را پاسخ می‌دهند و در نوک پیکان خدمت‌رسانی قرار دارند. به همین دلیل مردم به‌ویژه مردم روستا هنگام مواجهه با مشکل به اولین جایی که مراجعه می‌کنند شوراست. تفاوتی هم نمی‌کند که حل این مشکل در محدوده اختیارات شوراها باشد یا نه و انتظار دارند که عضو شورای روستا این مشکل را برطرف کند. چراکه در قبال رأی خود مطالبه دارند که البته این مطالبه به‌جاست و از ویژگی مثبت مردم است. در حقیقت در روستاها شوراها تنها نهادی هستند که مردم می‌توانند و به آن مراجعه کنند و اتفاقاً پاسخگو هم هستند. در شهرها هم این‌طور است. همه شهرها که مانند تهران و اصفهان و تبریز و شیراز نیستند که مردم دسترسی آسانی به مجلس و دولت و وزارت خانه ها داشته باشند و به جز شورا به نهادهای دیگری هم مراجعه کنند. در شهرهای کوچک شورای شهر محل تمام مطالبه مردم است. بخش زیادی از این مطالبات هم در محدوده اختیارات شورا نیست اما بااین‌وجود پیگیری می‌کند. در حوزه اشتغال، معیشت، مسکن، مسائل اجتماعی، فرهنگی، اختلافات فردی و … شوراها محل مراجعه هستند و مطالبات مردم را از دستگاه‌ها پیگیری و برطرف می‌کنند؛ بنابراین شوراها نماد مردم‌ سالاری هستند که در کشور ما وجود دارد و اتفاق مثبتی است که رخ‌داده است و هیچ فردی که از اوضاع جامعه اطلاع دارد نمی‌تواند این موضوع را منکر شود که شوراها در نوک پیکان خدمت هستند و هیچ نهادی بالاتر از شوراها مطالبات مردم را پیگیری نمی‌کند. شاید بتوان گفت نزدیک به ۸۰ درصد شوراها بدون منت و دریافت حق الجلسه ای این کارها را انجام می‌دهند و حتی بسیاری از آن‌ها از جیب خود نیز هزینه می‌کنند. برای مثال زمانی که فرماندار یا یک مقام دولتی به روستاها می‌روند این شوراها هستند که از جیب خود برای پذیرایی هزینه می‌کنند؛ اما باوجود تمام این اقدامات مثبت ما می‌بینیم که گاه‌وبیگاه به شوراها حمله می‌شود و با بزرگنمایی چند فساد کوچک کلیت مجموعه شورایی کشور را زیر سؤال می‌برند.

* شما ریشه این حمله‌ها را چگونه می‌بینید؟ در حال حاضر ما می‌بینیم حمله به شوراها هم از سوی نمایندگان مجلس و دولت و هم رسانه ها انجام می‌شود و این اخبار برای مردم هم جذاب است. برای مثال زمانی که ما می‌بینیم شهردار یک شهر کوچک دستگیر می‌شود رسانه‌ها به‌صورت گسترده آن را پوشش می‌دهند و برخی از نمایندگان در مورد آن اظهارنظر می‌کنند درحالی‌که این اتفاق برای نمایندگان دولت در استان‌ها یا شهرستان‌ها رخ نمی‌دهد، ازنظر شما دلیل این امر چیست؟

خب طبیعتاً وظیفه رسانه اطلاع‌رسانی است و ما نمی‌توانیم هیچ رسانه‌ای را از اطلاع‌رسانی منع کنیم. مردم هم که به هر ترتیب علاقه‌مند به پیگیری چنین خبرهایی هستند اما اینکه ما گاهی این ادعا را از زبان یک مسئول دولتی یا نماینده مجلس می‌شنویم جای تعجب دارد. مثلاً عضو یک شورای شهری که ۵ هزار نفر جمعیت دارد دستگیر می‌شود و پس‌ازآن می‌بینیم که سخنگوی این دستگاه و مدیر آن نهاد در مورد این مسئله صحبت می‌کنند و از این دستگیری به‌عنوان یک دستاورد سخن می‌گویند و در ادامه نیز برخی از رسانه‌ها این مسئله را تبدیل به خبر اصلی می‌کنند. البته سخنان من به این معنی نیست که نباید در مورد دستگیری یا فساد یک عضو شورا حرف زد بلکه منظور این است که این بزرگنمایی خبر طبیعی نیست و به‌صورت مصنوعی به آن پرداخته می‌شود یعنی اندازه پرداختن به موضوع باارزش خبری آن منطبق نیست؛ بنابراین برخی از مسئولان ما علاقه دارند که فساد در شوراها را بزرگ‌نمایی کنند تا علاقه مردم به این نهاد را از بین ببرند تا در آینده اگر تصمیمی برای حذف شوراها داشته باشند از حمایت یا انفعال مردم برخوردار شوند و بتوانند به‌سادگی این کار را انجام دهند.

چرا این نگاه وجود دارد؟

این بخش از مسئولین شوراها را به‌عنوان رقیب می‌بینند. رقیبی که بخش از زیادی از مسئولیت‌های دولت و مجلس را انجام می‌دهد و به همین دلیل در بین مردم از محبوبیت برخوردار است؛ بنابراین مسئولان نامبرده برای سرپوش گذاشتن بر بی‌عملی خود به شوراها حمله می‌کنند تا محبوبیت شوراها را خدشه‌دار کنند. با این دید که اگر ما در میان مردم محبوب نیستیم پس شوراها هم نباید باشند چراکه این اختلاف عملکرد را به‌طور واضح نشان می‌دهد؛ اما شوراها همکار دولت و مجلس هستند و بخشی از کارهایی که نظام باید برای مردم انجام دهند را انجام می‌دهند و به کمک دولت و مجلس می‌رود. متأسفانه دیواری کوتاه‌تر از دیوار شوراها وجود ندارد و ما شاهد آن هستیم که شوراها بسیاری از نقش‌های دولت و مجلس در شهرها و روستاها را برعهده‌ گرفته است و انجام می‌دهد اما برخی از مسئولان به‌جای توجه به این ظرفیت جایگاه شوراها در میان مردم را تخریب می‌کنند.

اثرات منفی این حمله‌ها و هجمه‌ها به شوراها چیست؟

ببینید شوراهای شهر و روستا یک تعادلی بین دولت و مردم ایجاد کردند و بخشی از حملات و مطالبه گری‌هایی که باید به سمت مجلس و دولت می‌رفت به‌سوی شوراها سرازیر شده است و شوراها به‌عنوان ضربه‌گیر عمل می‌کنند؛ اما اکنون می‌بینیم که برخی از افراد چه در مجلس و چه در دولت به شوراها حمله می‌کنند و جایگاه شوراها را به دلیل چند نمونه فسادی که در این مجموعه بزرگ اتفاق می‌افتد و طبیعی است زیر سؤال می‌برند. اینکه ما در یک مجموعه ۱۲۵ هزار ۹۹۲ نفری چند متخلف داشته باشیم امری عادی است و هرجایی که منابع مالی وجود دارد فساد هم وجود دارد. همه افرادی هم که انتخاب می‌شوند قطعاً انسان‌های پاک دست و خوبی نیستند. این مسئله در بین تمام نهادها و دستگاه نیز وجود دارد حتی در دستگاه‌های مذهبی که جزو بهترین دستگاه هستند هم وجود دارد و نمی‌شود منکر شد. حتی در دنیا هم همین مسئله وجود دارد؛ اما اینکه بخواهیم به خاطر این مسائل ریز شوراها را هدف قرار داده و تخریب کنیم درست نیست. چراکه حمله به شوراها به‌خودی‌خود می‌تواند تیشه به ریشه این نظام مردم‌ سالاری ایجاد شده بزند. زمانی که ما شوراها را در دید مردم تخریب کنیم خودبه‌خود مردم به آن بخشی از نمایندگان خود که تاکنون اعتماد داشتند، بی‌اعتماد می‌شوند و بزرگ‌ترین جامعه معتمدین مردم از دور خارج می‌شوند و گاهی خودشان هم تبدیل به مطالبه گر می‌شوند و دیگر توان تعدیل خواسته‌های و اعتراضات مردم را نخواهند داشت که این سبب می‌شود این حجم از خواسته به سمت دولت و مجلس سرازیر شود و بنابراین این اقدام‌ها اقدامات سنجیده‌ای نیست؛ و ما تعجب می‌کنیم که این سخنان چرا از زبان نمایندگان مجلس که خودش از جنس نمایندگان مردم است خارج می‌شود.

راه‌حل این مسئله چیست؟

به نظر من باید آگاهی بخشی صورت بگیرد. این آگاهی بخشی در درجه اول بر عهده شورای عالی استان‌هاست تا با ورود به این مسئله و با استفاده از ظرفیت رسانه اقدامات مثبت شوراها در سراسر کشور را نشان دهد و با برگزاری نشست‌های مشترک با نمایندگان مجلس و دولت حسن نیت شوراها را نشان دهدبرای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟