اکثر اهل محل نگران بودند که پدر و مادرم چشم نخورند چون مادرم هم با من هفده سال اختلاف سنی داشت. بابام خیلی مشدی بود، اهل رفیق بازی و مردمداری و عاشق امام حسین.
از مادرم شنیده بودم وقتی من دنیا اومدم زمانی بوده که با پدر بزرگم رفته بوده زیارت کربلا. یه بار توی ماه محرمی که نمیدونم کجا بودیم ولی فضا فضای امام حسینی بود و من یادم نیست مثلا هشت سالم بود یا نه سال، ازش سوال کردم بابا تو که رفتی کربلا زیارت امام حسین ع حرم امام حسین چه شکلی بود؟
بابام بدون اینکه نگام کنه گفت ؛ نمیدونم .
پرسیدم نمیدونی ؟!
گفت وقتی رسیدم جلوی حرم دست به سینه ایستادم سلام دادم و گفتم ؛ یا امام حسین من لایق ورود به حرم شما نیستم فقط این راه رو اومدم که عرض ادب کنم و بگم شب اول قبر منو فراموش نکن . و برگشتم ...
پدرم رفت . چشمش نکردند تصادف Crash کرد . شب اول قبر من بی اطلاع بودم اما هر سال تو حال و هوای محرم که یادش میکنم از خودم میپرسم یعنی امام حسین فراموشش نکرد . آخه اسم خودشم حسین بود...برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

(ابوالفضل جلیلی- فیلمساز )

پایان خبر / رکنا / کدخبر 326079
  • برای نخستین بار پس از ۴۰ سال / فیلم اعترافات مجید سالک، قاتل سریالی زنان در رکنا / قسمت اول