نگاهی به سریال جدید فیلم نت
«اعتراف می کنم» تجربه موفق جهانی را به ایران آورد
رکنا: یکی از جذابترین شیوههای داستانگویی در ژانر جنایی و پلیسی، پیش بردن قصه در اتاقهای بازجویی و اداره پلیس است.
به گزارش رکنا، سریالهایی همچون «شکارچی ذهن» و مصاحبه با قاتلان زنجیرهای یا «مرز وظیفه» که با سکانسهای طولانی بازجویی، فضایی پر از هیجان و کشش خلق میکنند از این دست هستند؛ اما شاخصترین نمونه از این سبک را شاید بتوان در «Criminal» پیدا کرد؛ سریالی جذاب و پرتعلیق که همه داستانش در یک اتاق بازجویی میگذرد و استقبال از این سریال باعث شد نتفلیکس نسخههای دیگری از آن را در چند کشور تولید کند.

«اعتراف میکنم» به تهیهکنندگی رضا فتحاللهیپور و نیما حسنینسب که از نیمه مردادماه پخش خود را در فیلمنت آغاز کرده، نسخه ایرانی همین سریال است. داستان سریال درباره یک گروه تحقیق و بازجویی است که در هر اپیزود پروندهای پیچیده را بررسی میکنند تا مجرمان خطرناکی را وادار به اعتراف کنند.

تمام داستان در واحد یک ساختمان میگذرد که با هدف رسیدگی به پروندههای قدیمی و مخدومه، بازسازی شده است و تیم 5 نفره بازجویی و تحقیق متشکل از سه نیروی پلیس به همراه یک روانشناس و هکر با بازگشایی پروندههای حل نشده، اتاق بازجویی را مهیای کشف حقیقت میکنند.

سریال در قسمت اول با طرح یک پرونده جنایی و حل معمای آن وارد داستان اصلی و معرفی شخصیتها میشود؛ یک ایده جذاب برای افتتاحیه سریالی اپیزودیک و روشن کردن مسیر داستان در هر قسمت. «اعتراف می کنم» با همین چند کاراکتر اصلی، داستان هر اپیزود را پیش میبرد و در کنار پروندههای مستقل، به تدریج شخصیتهای اصلی خود را نیز معرفی میکند.
عنوان سه اپیزود اول یعنی «قاعده بازی»، «درباره الی» و «خواب زمستانی» از نام فیلمهای سینمایی الهام گرفته شده و این انتخاب که هر قسمت با عنوان یک اثر سینمایی گره خورده، به یکی از ویژگیهای فرمی سریال تبدیل شده است.

اگرچه با پخش سه قسمت از سریال در فیلم نت، قضاوت درباره کیفیت آن هنوز زود است اما آنچه تاکنون پیش روی مخاطب قرار گرفته، در ساختار تولیدات داخلی اثری متفاوت در ژانر پلیسی است و دست کم در فرم و شیوه روایت، تجربه تازهای به حساب میآید. با این حال سپری شدن خط داستانی در اتاق بازجویی و کشف نیمههای تاریک یک پرونده جنایی، سریال را به رعایت و در نظر گرفتن استانداردهای این ژانر متعهد میکند.

در چنین تولیداتی با لوکیشنی کاملاً محدود روبرو هستیم و داستان عمدتاً داخل اتاق بازجویی میگذرد. به همین دلیل نقطه ثقل جذابیت و حفظ تعادل در داستان به فیلمنامه، تعلیق و کشش روایی، ایجاد معما و غافلگیری، گرهافکنی و گرهگشاییهای متعدد وابسته است و البته بخشی از این جذابیتها نیز متأثر از دیالوگنویسی و چینش موقعیتهاست و بخش مهمی از آن نیز بر دوش بازیگران، به عنوان مهرههای اصلی سریال قرار دارد. همچنین به دلیل اینکه اینجا دیگر خبری از تعقیبوگریز، جابهجایی لوکیشنها یا حوادث بیرونی نیست، ریتم سریال علاوه بر بازی بازیگران باید به واسطه عوامل فنی مانند فیلمبرداری، تدوین و موسیقی حفظ شود.

قسمت نخست سریال جدید فیلم نت که به نوعی میتوان آن را پیشپردهای برای ورود به هسته اصلی و تم داستان دانست، با ریتم و ضرباهنگی نسبتاً کند گره اصلی داستان را باز کرد اما در عین حال توانست غافلگیری خوبی در معرفی شخصیتها داشته باشد. اما از آنجایی که با یک ساختار آنتولوژی روبرو هستیم، باید منتظر هر قسمت بمانیم و ببینیم داستان و کاراکترهای پرونده تا چه حد میتواند ما را غافلگیر کند. با این وجود در ادامه نگاهی خواهیم داشت به بازی بازیگران ثابت این مجموعه که صحنهگردانان اصلی هر ایپزود هستند.

با گذشت تنها سه قسمت از سریال میتوان بهترین بازی را در کاراکتر سروان شایگان با بازی مهدی هاشمی دید که به خوبی بر نقش مسلط شده است، علیرضا ثانیفر نیز به دلیل تجربیات متعدد در نقشهای مشابه در فیلمهای کوتاه و بلند نیز در نقش سروان سیاح جا افتاده، به ویژه که مخاطب از همان قسمت نخست به زندگی خصوصی و مشکلات او راه پیدا میکند و همین پرداخت به لایههای پنهان شخصیتهای اصلی، آنها را برای مخاطب جذابتر میکند. حضور روژان رضوانیان و بهار کاتوزی در نقش هکر و روانشناس به عنوان دو کاراکتر پیشبرنده و جذاب سریال، نیز توانسته فضای مردانه تیم تحقیق و بازجویی را تعدیل کند.

در هر قسمت یکی از کاراکترهای اصلی بازجویی را برعهده دارد و زمین بازی با جابهجایی ماموران از تکرار و کلیشه شدن فاصله میگیرد؛ پوریا پورسرخ در یکی دو قسمت ابتدایی نقش کلیدیتری در روند پروندهها و حضور در اتاق بازجویی داشت، اما به عنوان یکی از مهم ترین کاراکترهای ثابت سریال نتوانسته آنطور که باید یک نقش چالشبرانگیز خلق کند. اینجاست که کوچکترین جزئیات اهمیت پیدا میکند و قدرت و تکنیک بازیگری باید بتواند کشمکشهای روانی، قدرتنمایی در بده بستانهای شخصیتها در بازجویی، تنش کلامی و اضطراب و معنای یک نگاه یا سکوت را همزمان به صحنه بیاورد.

در یک نگاه کلی، بازیگران، یکی از اصلیترین عناصر اتاق بازجویی هستند و برخی از آنها نیز توانستهاند حضور قابل قبولی داشته باشند، اما هنوز آن تیزهوشی و سرضرب بودنی که میتواند جذابیت مخصوص چنین ژانری را ایجاد کند، در اغلب بازیها دیده نمیشود. در مجموع «اعتراف میکنم» در همین چند قسمت ابتدایی با حرکتی آرام و پیوسته به جلو حرکت کرده و انتظار میرود در قسمتهای آینده با ضرباهنگی پرشتاب و تعلیقهایی هیجانانگیزتر، غافلگیریهای بیشتری پیش روی مخاطبانش بگذارد.


-
ثبت نام خودروهای وارداتی در سامانه اتونوین / فرصت طلایی کسب سود یا ریسک ۱۲۰ روزه؟
ارسال نظر