چرا بعضی قربانیان نمی توانند از صحنه حادثه بیرون بیایند؟
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
رکنا: حادثه تمام می شود اما اثر روانی آن ممکن است ادامه پیدا کند. چرا بعضی قربانیان بعد از تصادف، خشونت یا یک اتفاق شوکه کننده هنوز احساس خطر می کنند؟ حادثه تمام می شود، آمبولانس می رود، پلیس محل را ترک می کند، خیابان دوباره شلوغ می شود و زندگی ظاهرا به حالت عادی برمی گردد؛ اما برای بعضی آدم ها حادثه هنوز تمام نشده است. ممکن است چند روز بعد، صدای ترمز یک خودرو، بوی دود، صدای آژیر، تاریکی یک خیابان یا حتی یک جمله ساده دوباره همان ترس را زنده کند. بدن در جایی ایستاده که دیگر خطر وجود ندارد، اما مغز هنوز پیام خطر دریافت می کند. این همان جایی است که یک حادثه بیرونی می تواند به یک تجربه درونی طولانی تبدیل شود.
واکنش روانی به حادثه همیشه همان لحظه خودش را نشان نمی دهد. پس از یک تصادف شدید، خشونت، آتش سوزی، بلایای طبیعی، مرگ ناگهانی یا تجربه ای که فرد آن را تهدیدکننده زندگی و امنیت خود می داند، ممکن است اضطراب، خشم، بی خوابی، مشکل تمرکز، افکار مزاحم و یادآوری های ناخواسته ایجاد شود. بیشتر افرادی که یک حادثه آسیب زا را تجربه می کنند الزاماً دچار اختلال استرس پس از سانحه نمی شوند و بسیاری از واکنش ها با گذشت زمان کاهش پیدا می کنند اما برای بعضی افراد، سیستم هشدار مغز خاموش نمی شود.
فرد ممکن است بعد از تصادف دیگر پشت فرمان ننشیند. ممکن است از همان خیابان عبور نکند. ممکن است شب ها از خواب بپرد و برای چند ثانیه تصور کند دوباره در همان صحنه است. ممکن است با شنیدن صدای ترمز قلبش تندتر بزند یا با شنیدن آژیر ناگهان مضطرب شود.
این واکنش ها لزوما به معنای اختلال روانی نیستند. مغز بعد از یک تجربه تهدیدکننده تلاش می کند از فرد محافظت کند. مشکل زمانی جدی تر می شود که این حالت طولانی شود و زندگی روزمره، رابطه، کار، خواب یا رفت و آمد فرد را مختل کند.
![]()
مغز همیشه با تقویم کار نمی کند
یکی از مهمترین نکات درباره تروما همین است؛ مغز همیشه با تقویم کار نمی کند. ممکن است فرد در ساعات یا روزهای اول بیشتر در وضعیت شوک باشد و بعد، وقتی خطر فوری از بین رفت، تازه فرصت کند با آنچه اتفاق افتاده روبه رو شود. در برخی افراد نیز نشانه های اختلال استرس پس از سانحه دیرتر ظاهر می شوند. مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا می گوید علائم PTSD معمولا در سه ماه نخست شروع می شوند، اما گاهی دیرتر نیز بروز می کنند.
برای همین جمله ای مثل بالاخره که اتفاق افتاده و تمام شده، از نظر روانشناختی همیشه به معنای پایان ماجرا نیست. آدمی که حادثه را پشت سر گذاشته ممکن است ظاهرا به زندگی قبلی برگشته باشد، سر کار برود، با خانواده حرف بزند و حتی درباره اتفاق شوخی کند، اما درونش هنوز با نشانه های خطر درگیر باشد.
گاهی اطرافیان همین جا اشتباه می کنند. می گویند چرا هنوز می ترسی؟ می گویند مگر چند ماه نگذشته؟ می گویند باید فراموشش کنی. اما حافظه هیجانی همیشه با دستور فراموش کن خاموش نمی شود.
پس از تروما، یادآوری حادثه می تواند به شکل خاطره ناخواسته، کابوس یا حتی واکنش های بدنی ظاهر شود. بعضی افراد نسبت به صداها، بوها، مکان ها یا موقعیت هایی که آنها را به حادثه یادآوری می کند حساس تر می شوند. انجمن روانشناسی آمریکا نیز به واکنش هایی مانند خاطرات مزاحم، اجتناب، بی خوابی، تحریک پذیری و احساس آماده باش پس از تروما اشاره می کند.
علائم بدنی
بدن هم ممکن است وارد ماجرا شود. تپش قلب، عرق کردن، تنش عضلانی، بی قراری و واکنش شدید به صداهای ناگهانی می توانند بخشی از پاسخ استرس باشند. به زبان ساده، سیستم هشدار بدن گاهی پس از پایان خطر همچنان حساس باقی می ماند.
به همین دلیل است که فردی که در یک تصادف آسیب دیده ممکن است بعد از آن از رانندگی بترسد. در ظاهر، او از یک خودرو دوری می کند.
اما در سطح روانشناختی، ممکن است مغز او تلاش کند از تجربه دوباره خطر جلوگیری کند. اجتناب در کوتاه مدت می تواند اضطراب را کاهش دهد، اما اگر به الگوی دائمی تبدیل شود، ممکن است دامنه زندگی فرد را کوچک کند. فرد ابتدا از یک خیابان دوری می کند، بعد از رانندگی، بعد از سفر و شاید در نهایت از موقعیت هایی که کوچک ترین شباهتی به حادثه دارند.
اینجا یک چرخه شکل می گیرد. ترس ایجاد می شود. فرد از موقعیت دوری می کند. اضطراب موقتا پایین می آید. مغز این پیام را دریافت می کند که دوری کردن باعث نجات من شد. دفعه بعد، ترس می تواند شدیدتر شود.
البته هر فرد پس از حادثه به شکل متفاوتی واکنش نشان می دهد و نباید هر ترس یا بی خوابی بعد از حادثه را PTSD نامید. تشخیص اختلال استرس پس از سانحه نیازمند ارزیابی تخصصی و بررسی مدت، شدت و اثر علائم بر زندگی فرد است. اما یک علامت مهم را نباید نادیده گرفت؛ وقتی حادثه شروع می کند به تصمیم گرفتن به جای فرد.
وقتی دیگر رانندگی نمی کند چون می ترسد. وقتی مهمانی نمی رود چون صدای بلند او را مضطرب می کند. وقتی نمی تواند بخوابد چون کابوس می بیند. وقتی مدام محیط را برای پیدا کردن خطر بررسی می کند. وقتی تمرکز در محل کار از بین می رود. وقتی از نزدیک شدن به دیگران اجتناب می کند یا وقتی حتی بعد از گذشت زمان قابل توجه، ذهنش مرتب به همان صحنه برمی گردد.
در این شرایط، کمک گرفتن از متخصص سلامت روان می تواند اهمیت داشته باشد. راهنمای بالینی انجمن روانشناسی آمریکا که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده، بر استفاده از مداخلات مبتنی بر شواهد برای درمان PTSD در بزرگسالان تاکید دارد. اما یک نکته دیگر هم وجود دارد که در اخبار حوادث کمتر دیده می شود.
![]()
گاهی خود حادثه تنها منبع فشار نیست
بعد از حادثه ممکن است فرد با هزینه درمان، آسیب جسمی، از دست دادن شغل، مشکلات خانوادگی، سوگ، تغییر محل زندگی یا کاهش حمایت اجتماعی هم روبه رو شود. این فشارهای بعدی می توانند روند سازگاری روانی را دشوارتر کنند. مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا نیز عواملی مانند آسیب قبلی، حمایت اجتماعی کم و استرس های پس از حادثه را از عواملی می داند که می توانند احتمال مشکلات شدیدتر پس از تروما را افزایش دهند.
پس وقتی از یک حادثه حرف می زنیم، نباید فقط لحظه برخورد، انفجار، تصادف یا خشونت را ببینیم. باید روزهای بعد را هم ببینیم. آدمی که از صحنه بیرون آمده، لزوما از اثر روانی آن بیرون نیامده است.
تلنگر روانشناختی
تروما فقط خاطره یک اتفاق بد نیست. گاهی تجربه ای است که باعث می شود مغز برای مدتی طولانی جهان را ناامن تر از قبل ببیند. فرد ممکن است بعد از حادثه بیش از گذشته محیط را کنترل کند، به صداها حساس شود، به دیگران کمتر اعتماد کند یا مدام منتظر اتفاق بد بعدی باشد.
در چنین شرایطی، گفتن فراموشش کن معمولا کمکی نمی کند. آنچه اهمیت دارد این است که فرد بتواند تجربه خود را پردازش کند، احساس امنیت را دوباره بسازد و اگر علائم ماندگار یا مختل کننده زندگی هستند، از درمان تخصصی استفاده کند.
خودسنجی روانشناختی
اگر حادثه ای را تجربه کرده اید، از خودتان بپرسید آیا هنوز با یادآوری آن اتفاق بدنم واکنش شدیدی نشان می دهد؟ آیا از مکان، وسیله یا موقعیتی که مرا یاد حادثه می اندازد دوری می کنم؟ آیا خوابم نسبت به قبل تغییر کرده است؟ آیا بیشتر از گذشته گوش به زنگ خطر هستم؟ آیا تصاویر یا خاطرات ناخواسته حادثه به ذهنم برمی گردد؟ آیا این تجربه روی کار، رابطه، رفت و آمد یا زندگی روزمره من اثر گذاشته است؟
پاسخ مثبت به یکی از این سوال ها به تنهایی به معنای PTSD نیست. اما اگر این واکنش ها ماندگار شده اند یا زندگی روزمره را مختل می کنند، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان می تواند ضروری باشد. حادثه ممکن است در چند دقیقه تمام شود، اما ترمیم روان همیشه به همان سرعت اتفاق نمی افتد. گاهی چیزی که از بیرون یک پایان به نظر می رسد، برای مغز تازه شروع یک دوره طولانی سازگاری است.
-
دستگیری ۲ شرور خطرناک پس از تیراندازی در تهران + فیلم
ارسال نظر