گزیده ای از سوزناک ترین اشعار عاشورای حسینی
رکنا: روز عاشورا، اوج حماسه، ایثار و مظلومیت در تاریخ اسلام است؛ روزی که نام حضرت امام حسین (ع) و یاران وفادارش برای همیشه در دلها جاودانه شد.
به گزارش رکنا، شاعران و مرثیهسرایان ایرانی در طول قرنها با سرودن اشعار و نوحههای جانسوز، روایتگر رشادتها، مصیبتها و پیام ماندگار کربلا بودهاند.
اشعار عاشورایی، تنها مرثیهای برای سوگ نیستند؛ بلکه تجلی عشق، آزادگی، وفاداری و مقاومت در برابر ظلم به شمار میروند. از نالههای جانسوز حضرت زینب (س) در فراق برادر تا روایت تشنگی کودکان و مظلومیت شهدای کربلا، هر بیت از این اشعار تصویری از حماسهای بینظیر را در ذهن مخاطب زنده میکند.
در ادامه، مجموعهای از مشهورترین و تأثیرگذارترین اشعار و نوحههای عاشورایی از شاعران معاصر و آیینی را میخوانید؛ سرودههایی که هر سال با فرارسیدن ماه محرم و روز عاشورا در هیئتها، مجالس عزاداری و محافل مذهبی طنینانداز میشوند و دلهای عاشقان اهل بیت (ع) را روانه کربلا میکنند.
ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین
پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسین
هر طرف پرپر گلی از شاخه ای افتاده بود
و اندر آن گلشن، خزانِ لاله ها بود و حسین
داشت در آغوش گرمش آخرین سرباز را
زآن همه یاران، علی اصغر به جا بود و حسین
آخرین سرباز هم غلطید در خون گلو
بعد از آن گل، خیمه ها ماتم سرا بود و حسین
یک طرف جسم علم دار رشید کربلا
غرقه در خون، دستش از پیکر جدا بود و حسین
عون و جعفر، اکبر و اصغر به خون خود خضاب
کربلا چون لاله زاران با صفا بود وحسین
تیرباران شد تن سالار مظلومان «فراز»
هرطرف از شش جهت تیرِ بلا بود و حسین
شاعر: سیدتقی قریشی
***************************
من میان کوچه بودم روضه خوان در کربلا
بغض کرد و گفت مردم! شعله ها از در گذشت
بر سر دختر چه آمد تا که بابا درگذشت
زد به سینه، چند یازهرای اشک آلود گفت
بعداز آن از چند و چون روضه ی مادر گذشت
روضه خوان رفت و به ظهر داغ عاشورا رسید
من همان جا ایستادم... شعله ها از در گذشت
من میان کوچه بودم روضه خوان در کربلا
آه، آن شب بر دل من روضه ای دیگر گذشت
تازیانه رفت بالا و غلاف آمد فرود
تیغ پشت تیغ از جسم علی اکبر گذشت
شعله بود و محسن شش ماهه و دیوار و در
تیری آمد از گلوی تشنه ی اصغر گذشت
میخ در بر سینه ی پرمهر مادر حمله کرد
آب دیگر از سر عباس آب آور گذشت
ریسمان بر گردن حبل المتین انداختند
قافله از بین غوغای تماشاگر گذشت
ذکر حیدر داشت زهرا مسجد از جا کنده شد
ذکر حیدر داشت مولا از دل لشکر گذشت
درد پهلو، زخم بازو... فاطمه از پا نشست
تیر و نیزه از تن فرزند پیغمبر گذشت
من سراپا اشک بودم، طاقتم از دست رفت
روضه خوان از ماجرای خنجر و حنجر گذشت
روضه ها اینجا گره می خورد، بابا رفته بود
هیچکس اما نمی داند چه بر دختر گذشت
شاعر: علی سلیمیان
*************************************
حسین جان
نبودی ببینی که زینب چه دیده
حسین جان
چه غمها که بر قلب عترت رسیده
حسین جان
ببین مادرت آمده قد خمیده
حسین جان حسین جان حسین جان
حسین جان
غم قلب زارم شده بی کرانه
حسین جان
مرا زد عدو بی حد و بی بهانه
حسین جان
چه گویم زِ کعب نِی و تازیانه
حسین جان حسین جان...
حسین جان
بمیرم که لب تشنه جانت فدا شد
حسین جان
تنت مقصد سرخ سر نیزه ها شد
حسین جان
بمیرم نفس میکشیدی سرِ تو جدا شد
حسین جان حسین جان حسین جان
حسین جان
حلالم کن ای نور چشمان زهرا
حسین جان
روم تا به کوفه به همراه اعدا
حسین جان
تنِ بی سرت مانده بر خاک صحرا
حسین جان حسین جان حسین جان...
شاعر: امیر عباسی
***************************************
ای کشتۀ صدپاره تن وایحسین وایحسین
آیا تویی حسین من؟ وایحسین وایحسین
حسین من! حسین من!
زخــم بـــدن، پیــرهنت غبـــار صحـــرا کفـنت
بــرهنه مــانده بـدنت چرا نداری سر به تن؟
حسین من! حسین من!
نیزه شکسته سایهات به سینهات جای سنان
بـا تـو چـه کـرده ساربان ای مـه صدپـاره بدن؟
حسین من! حسین من!
موی سفید و تن سیـه آمدهام به قتلگه
ز حنجـر بریده بـا خــواهر خـود حرف بزن
حسین من! حسین من!
همسفر شهید من! امیـد من! امید من!
سخـن بگـو سخن بگو، بگو دلم را نشکن
حسین من! حسین من!
مصحـف پـارهپـارهام! مــاه پـر از ستـارهام!
سنگ شده نثار تو به جای یاس و نسترن
حسین من! حسین من!
به قلب داغدیدهات جسم به خون تپیدهات
ز حنجــر بریـدهات بگــو سخـن بگــو سخـن
حسین من! حسین من!
شاعر:غلامرضا سازگار
-
فیلم خلاصه بازی مکزیک 3-0 جمهوری چک؛ صعود با سه پیروزی از سه بازی