سریال «بدنام» همه را نا امید کرد / از هیاهوی توقیف تا دلزدگی از داستان تکراری/ آقازاده‌ها /  «بدنام» حرف تازه‌ای ندارد؟
تبلیغات

سریال «بدنام» به نویسندگی و تهیه‌کنندگی حامد عنقا و کارگردانی احسان سجادی‌حسینی، این روزها بیش از آنکه به خاطر محتوایش مورد توجه باشد، به دلیل حواشی عجیب توقیف و رفع توقیف یک‌ماهه‌اش بر سر زبان‌ها افتاده است. اما با پخش قسمت دوم، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا این هیاهو برای هیچ بود یا واقعاً با اثری متفاوت روبه‌رو هستیم؟

استراتژی «دیده شدن به قیمت توقیف»

علت توقیف و رفع توقیف ناگهانی «بدنام» هنوز در هاله‌ای از ابهام است، این سریال در شرایطی منتشر شد که فضای جامعه به دلیل تنش‌های منطقه‌ای ملتهب است. اما ابهام در علت این برخوردها، این شائبه را در ذهن مخاطب هوشمند ایجاد می‌کند که شاید این جنجال‌ها، بخشی از استراتژی «مارکتینگ» برای ترغیب مخاطب باشد.حامد عنقا پس از تجربه‌هایی چون «آقازاده» و «گناه فرشته»، بار دیگر به سراغ همان فرمول همیشگی رفته است: «عشق‌های ممنوعه در بستر فساد قدرت».

بازنمایی سطحی فساد و «آقازادگی»

سوژه نمایش فساد آقازاده‌ها و افراد بانفوذ، اگرچه پتانسیل بالایی دارد، و در «بدنام» نقطه تمرکز سریال، نمایش فساد سیستماتیک و زندگی طبقه مرفه متصل به قدرت است که با فرمی بسیار ابتدایی پیاده شده است. استفاده از سکانس‌های «دم‌دستی»، به جای آنکه عمق فساد را نشان دهد، بیشتر شبیه به بازتولید کلیشه‌های خسته‌کننده‌ای است که در اکثر سریال‌های اخیر دیده شده است. اگر هدف، نمایش نفوذ و مفاسد اقتصادی است، انتظار می‌رفت سناریو با ایده‌هایی خلاقانه‌تر و نگاهی دقیق‌تر به لایه‌های پنهان قدرت نفوذ کند، نه اینکه به ظواهر تکراری بسنده کند.

تکرار مثلث‌های عشقی و کپی‌برداری از آثار پیشین

یکی از نکات تامل‌برانگیز، شباهت‌های غیرقابل‌انکار کاراکترها به آثار دیگر است. حسن پورشیرازی که در این سریال نقش «حاج ابراهیم» را ایفا می‌کند، در بسیاری از لحظات رگه‌های پررنگی از شخصیت «غلام باستانی» در فیلم تحسین‌شده «پیرپسر» را تداعی می‌کند. در اینجا هم با یک مثلث عشقی مواجهیم که در آن پدر و پسر (اسماعیل با بازی سینا مهراد و ابراهیم) درگیر یک چالش عاطفی مشترک پیرامون کاراکتر «یلدا» می‌شوند. حامد عنقا گویی سناریویی را تدوین کرده که تکه‌هایی از آثار مختلف (از «آقازاده» گرفته تا فیلم‌های مطرح سینمایی) را در خود جای داده و خروجی آن، یک کپی چندم از روایت‌های قبلی است.

تحلیل شخصیت‌ها؛ یلدا در هزارتوی بدنام‌ها

از منظر روایی، قسمت دوم بر شخصیت «یلدا» تمرکز داشت. یلدا که به نظر می‌رسد وجه‌المعامله‌ای برای قراردادهای کلان اقتصادی میان «عماد» (با بازی امیر آقایی) و «حاج ابراهیم» است، در یک بن‌بست اخلاقی گرفتار شده. سکانس شب‌گردی یلدا و اسماعیل پس از اقدام به خودکشی یلدا، قرار بود جرقه‌ای از یک رابطه عاطفی متفاوت باشد، اما آشنایی ناگهانی یلدا با هویت واقعی اسماعیل (پسرِ همان حاج ابراهیم) در پایان قسمت دوم، سریال را به سمت یک تعلیق سوق داد. با این حال، بازی‌ها و دیالوگ‌ها همچنان در فضای کارهای قبلی عنقا محصور مانده‌اند.

 ترکیب بازیگران؛ غلبه تیپ بر شخصیت

تیم بازیگران «بدنام» شامل چهره‌های مطرحی چون لعیا زنگنه، امیر آقایی و حسن پورشیرازی و... است. هرچند حضور لعیا زنگنه در نقش یک کاراکتر مرموز می‌تواند ابعاد جدیدی به داستان ببخشد، اما همچنان با نوعی تکرار در «تیپ» بازیگران مواجه هستیم. امیر آقایی همان نقش همیشگی مرد منفور و سرد را ایفا می‌کند و سینا مهراد نیز در قالب جوان عاصی و عاشق‌پیشه ظاهر شده که پیش‌تر در «پدر» و «آقازاده» مشابه آن را دیده بودیم.

و در آخر 

با وجود تمام این انتقادات، هنوز برای قضاوت نهایی زود است. در قسمت دوم شاهد ورود کاراکترهای جدیدی مثل شخصیت مرموز با بازی لعیا زنگنه بودیم و تعلیق‌هایی در مورد هویت «اسماعیل» ایجاد شد که ممکن است در ادامه مسیر داستان را تغییر دهد. هرچند ترکیب بازیگران (امیر آقایی، سینا مهراد و لعیا زنگنه) تا حدی تکراری به نظر می‌رسد، اما شاید در قسمت‌های آتی، سناریو از این پیله تکرار خارج شده و حرفی تازه برای گفتن داشته باشد.

فعلاً «بدنام» بیش از آنکه یک درام جسورانه باشد، یادآور همان مسیر امن و پرسودِ سال‌های اخیر حامد عنقا است. باید منتظر ماند و دید آیا این سریال می‌تواند از زیر سایه کپی‌برداری و کلیشه خارج شود یا خیر.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات