مروری بر خاطرات بازیگران ایرانی از ماه رمضان؛ از افطارکردن با نفت توسط رضا توکلی تا آب خوردن سهوی شقایق فراهانی در سکانسی از فیلم
تبلیغات

در ایام ماه مبارک رمضان، ما به سراغ بازیگران سینما و تلویزیون رفتیم تا از آن ها در مورد خاطراتشان در این ماه عزیز پرس و جو کنیم. نتیجه این گفت وگوها را در ادامه می خوانید:

غذای متبرک

علی طالب لو، یکی از بازیگران سرشناس تلویزیون و سینما، خاطره ای به یادماندنی از ماه رمضان نقل می کند. او تعریف می کند که در یکی از سال ها برای پروژه ای سینمایی به مشهد سفر کرده بود. آن ها قرار بود تصویربرداری بخشی از فیلم شان را در حرم مطهر امام رضا (ع) انجام دهند. همان شب، در اطراف حرم غذای افطاری توزیع می کردند و علی تصمیم گرفته بود که بعد از پایان کار، حتماً به این افطاری ملحق شود. اما کار آن ها طولانی شد و هنگام پایان گرفتن فیلم برداری، دیگر غذایی باقی نمانده بود. در راه بازگشت به هتل، با حس عجیبی از دلتنگی به راه ادامه می داد. در همین حین، مرد مسنی او را صدا زد و مقدار زیادی غذا به او و همکارش داد. علی و همکارش با تعجب تمام، باقی اعضای گروه را نیز سهیم کردند و همه از غذایی که به دست آورده بودند، لذت بردند.

افطار با نفت

رضا توکلی، از چهره های مطرح تلویزیون، خاطره ای بسیار جالب از دوران کودکی خود تعریف می کند. او می گوید که ۱۲ ساله بود و اولین تجربه روزه داری خود را داشت. در آن روز گرم تابستان در خانه پدربزرگش، در حین بازی پرشور فوتبال با دوستانش، کاملاً یادش می رود که روزه است و تشنگی او را به سمت یخچال می کشاند. با عجله شیشه ای را برمی دارد و محتویات داخل آن را می خورد. ناگهان متوجه می شود مزه ای عجیب و بسیار بد را تجربه کرده است. پدر بزرگش او را متوجه می کند که اشتباهی شیشه نفت را به جای آب نوشیده است! و به این طریق، روزه اول او به این شکل تمام می شود.

آب عجیب و غریب

عباس غزالی، یکی دیگر از هنرمندان عرصه تلویزیون، از خاطره ای مرتبط با تئاتر در ماه رمضان سخن می گوید. او توضیح می دهد که سال ها در ماه مبارک رمضان در نمایش های مذهبی و نمایشی شهر حضور پیدا می کرده است. در یکی از این اجراها که نقشش مسافری خسته و تشنه بود، طبق داستان نمایش، او باید خرما می خورد و آب می نوشید. چنان در نقش خود غرق شده بود که واقعاً خرما و آب را مصرف کرد. به محض این اتفاق، نگاه های پر سؤال هم بازی هایش او را متوجه کرد که اشتباهی رخ داده و او در حین روزه خرما خورده است! برای رفع مشکل، به دیالوگ ظریفی متوسل شد و گفت: «این آب چه مزه بدی دارد!» از فردای آن روز، این دیالوگ به بخشی از متن نمایش تبدیل شد.

دعای بچه ها برآورده می شود

فلور نظری، بازیگر دوست داشتنی تلویزیون، از دوران کودکی و خاطراتش با مادربزرگش یاد می کند. او روایت می کند که در ماه رمضان همواره به مادربزرگش در پهن کردن و جمع کردن سفره کمک می کرده و از این طریق شیرینی معنویت روزه را درک کرده است. مادربزرگ فلور به او تأکید می کرد که کمک به دیگران در این ماه، باعث می شود در ثواب آنها شریک باشد. او می گوید که مادربزرگش علاقه داشت تا بچه ها از کوچک ترین سنین با مسائل دینی و عبادات آشنا شوند. همچنین دختران خانه را تشویق می کرد تا حجابشان را رعایت کنند. فلور می گوید که در آن ایام مدام دعا می کرد و مادربزرگ می گفت دعای کودکان در این ماه به خصوص اجابت می شود.

سحرخوانان شهر

بهروز بقایی، بازیگر شناخته شده در دنیای تلویزیون، خاطرات رمضانش را در دوران نوجوانی و سکونت در منزل دایی اش در رشت تعریف می کند. او می گوید که دوران دبیرستانش را در این شهر سپری کرده و در ماه رمضان یکی از شب ها با صدای عجیبی از خواب بیدار می شود. فردی در کوچه با صدای بلند می گفت: «سحرخیز شوید... سحری بخورید... سحر دیر می شود.» وقتی بقایی به همراه اقوام دایی خود سحری می خورد، احساس نزدیکی بیشتری به ماه رمضان پیدا کرده و بر نقش سنت ها و آیین های قدیمی ماه رمضان در پیوند افراد جامعه تأکید می کند.

نیت حرف اول را می زند

شقایق فراهانی، یکی از بازیگران مشهور کشور، اشاره می کند که در یکی از فیلم هایش به نام «پروانه در باد» که در روستای نخلک نائین در حال ضبط بود، اتفاق جالبی برایش رخ می دهد. در یکی از پلان ها که مربوط به ماه رمضان هم بوده، او طبق داستان فیلمنامه باید آب می خورده است. در زمان فیلم برداری، علی رغم اشاره های تیم پشت صحنه، او به خاطر تمرکز بر روی نقش، نمی تواند بازی را قطع کند و به صحنه ادامه می دهد. بعد از اتمام فیلم برداری، برخی از همکارانش گفتند که روزه اش باطل شده، اما او اعتقاد داشت نیت عبادت و تقرب مهم تر از این جزئیات است.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات