دلهره های لیندا کیانی از انفجار های متعدد: با موج انفجار وسط اتاق پرت شدیم! / خدا برای ملت ایران همچین روزی رو نخواد
لیندا کیانی، بازیگر سینما و تلویزیون، در برنامه «خندوانه» از تجربه لال شدنش در کودکی به علت بمب گذاری ها و شرایط سخت جنگی گفت و خاطرات تلخ خود را بیان کرد.
اعتراف های تلخ لیندا کیانی: تجربه کابوس وار جنگ و بمباران + دلتنگی برای مادر
لیندا کیانی، بازیگر محبوب سینما و تلویزیون، در یکی از قسمت های برنامه خندوانه، پرده از خاطرات تلخ و عجیب خود در زمان جنگ برداشت. او با حالتی احساسی و پر از هیجان گفت: «من اصالتاً آبادانی ام و خاطرات کودکی ام با صدای انفجار و ترس درهم آمیخته است. زمان جنگ مجبور شدیم با خانواده به تهران مهاجرت کنیم. اما باورکنید، حتی آنجا هم آرامش نداشتیم!»
لحظه تلخ پرت شدن وسط اتاق با موج انفجار
او با یادآوری یکی از اتفاقات وحشتناک کودکی اش ادامه داد: «وقتی کلاس اول بودم، مدرسه مان در تهران درست روبه روی محلی قرار داشت که بمباران شد. صدای مهیب بمب چنان مرا شوکه کرد که مدت ها نمی توانستم صحبت کنم و عملاً لال شده بودم! برای در امان ماندن از این تراژدی ها، به خانه خاله ام رفتیم. اما انگار جنگ دست از سر ما نمی کشید؛ همان جا هم بمب زدند و با موج شدید انفجار، من وسط اتاق پرت شدم!»
سفری به دنیای فلسفه به دنبال پاسخ سوال ها
در بخش دیگری از برنامه، کیانی درباره علاقه اش به فلسفه صحبت کرد و گفت: «از کودکی همیشه درگیر سوالات بزرگی بودم که هیچ کس جوابش را نمی داد. یادم هست، وقتی کلاس چهارم ابتدایی بودم، خواهر دوستم به من گفت: اگر می خواهی جواب هر سوالی را پیدا کنی، باید فلسفه بخوانی. همین جمله جرقه ای شد تا با تمام توانم به مطالعه فلسفه بپردازم!»
عاشقانه ای برای مادر: «تمام دنیای من مادرم است»
لیندا کیانی با چشمانی پر از احساس، عشق بزرگ خود به مادرش را این گونه بیان کرد: «مادرم تمام زندگی من است. حتی اگر گاهی بداخلاقی و ناراحتی های من را می بیند، مطمئنم که می داند، چقدر با تمام وجودم او را دوست دارم. مادرم، سنگ صبور همه روزهای سخت زندگی ام بوده و هنوز هم هست.»
ارسال نظر