وقتی دیگر از خبر بد نمی ترسیم؛ مغز ما آرام شده یا خسته؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، روانشناسان برای بخشی از این وضعیت از مفاهیمی مانند خستگی همدلی، فرسودگی ناشی از مواجهه مکرر با اخبار منفی و بی حسی عاطفی استفاده می کنند. قرار گرفتن مداوم در معرض رنج دیگران می تواند واکنش عاطفی انسان را تغییر دهد. سوزان آلبرز، روان شناس بالینی در کلینیک کلیولند، توضیح داده است که مواجهه تکراری با رویدادهای استرس زا و تراژیک می تواند به خستگی همدلی منجر شود؛ وضعیتی که در آن فرد احساس می کند دیگر انرژی عاطفی کافی برای واکنش نشان دادن به رنج دیگران ندارد. این حالت می تواند با احساس جداشدگی، بی حسی، درماندگی و حتی تمایل به فاصله گرفتن از اخبار همراه شود.

مواجهه شدید با پوشش رسانه ای رویدادهای فاجعه بار

اما مسئله فقط مقدار خبر نیست؛ نحوه دریافت خبر نیز اهمیت دارد. امروز یک حادثه ممکن است فقط یک بار در یک رسانه دیده نشود. تصویر آن می تواند بارها در شبکه های اجتماعی تکرار شود، ویدئوهای مختلف از آن منتشر شود، تحلیل های اضطراب آور به دنبال آن بیاید و تلفن همراه نیز هر چند دقیقه یک بار با یک اعلان تازه همان تهدید را دوباره وارد ذهن کند. پژوهش های روکسان کوهن سیلور، روانشناس دانشگاه کالیفرنیا در ارواین، نشان داده است که مواجهه شدید با پوشش رسانه ای رویدادهای فاجعه بار می تواند حتی در افرادی که مستقیما در حادثه حضور نداشته اند با افزایش پریشانی روانی همراه باشد. پژوهش های او درباره حملات تروریستی، بلایای طبیعی و بحران های جمعی نشان داده اند که حجم و شدت مواجهه رسانه ای اهمیت دارد.

مری مک ناتون کَسیل، استاد روانشناسی بالینی دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو، نیز سال ها درباره رابطه مصرف اخبار و استرس مطالعه کرده است. از نگاه او، آنچه وارد ذهن ما می شود فقط اطلاعات نیست؛ مغز باید دائما آن اطلاعات را ارزیابی کند و درباره میزان خطر تصمیم بگیرد. به همین دلیل، رژیم رسانه ای می تواند بخشی از تجربه روزانه استرس ما باشد.

وقتی دیگر از خبر بد نمی ترسیم؛ مغز ما آرام شده یا خسته؟1

یک تناقض روانشناختی

در چنین شرایطی یک تناقض روانشناختی شکل می گیرد. هرچه فرد بیشتر مضطرب می شود، ممکن است بیشتر سراغ خبر برود تا مطمئن شود چیزی را از دست نداده است؛ اما هرچه بیشتر خبر می بیند، اطلاعات تهدیدکننده بیشتری دریافت می کند و اضطراب او بالا می رود. روکسان کوهن سیلور این چرخه را در مطالعات مربوط به پوشش رسانه ای بحران ها مورد توجه قرار داده است؛ اضطراب می تواند میل به جست وجوی اطلاعات را بیشتر کند و جست وجوی بیشتر نیز دوباره اضطراب را تغذیه کند.

در نقطه ای ممکن است مغز برای ادامه دادن زندگی روزمره، شدت واکنش عاطفی خود را کاهش دهد. این اتفاق لزوما به معنای سنگدل شدن انسان نیست. گاهی نوعی سازگاری روانی با فشار مداوم است. کسی که هر روز با خبر بد مواجه می شود، نمی تواند برای هر خبر همان شدت اولیه ترس، خشم و اندوه را تجربه کند و همچنان کار کند، غذا بخورد، با خانواده حرف بزند و زندگی عادی خود را ادامه دهد.

اما بی تفاوتی کامل نیز همیشه نشانه سلامت نیست. اگر بی حسی عاطفی فقط به خبرها محدود باشد، ممکن است بخشی از سازگاری با فشار رسانه ای باشد. اما اگر فرد احساس کند نسبت به خانواده، روابط، اتفاقات خوشایند و ناخوشایند زندگی و حتی خودش نیز دیگر چیزی احساس نمی کند، موضوع می تواند جدی تر باشد و نیاز به بررسی روان شناختی داشته باشد.

نگاه روانشناختی 

دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و  استاد دانشگاه - می گوید:  اینکه دیگر با شنیدن خبر بد گریه نمی کنیم، لزوما به این معنا نیست که درد ما کمتر شده است. گاهی ذهن برای اینکه بتواند زیر فشار مداوم ادامه بدهد، شدت احساس را پایین می آورد. تفاوت مهم اینجاست که آیا ما فقط یاد گرفته ایم خبر را مدیریت کنیم یا اینکه به تدریج توان احساس کردن را در بخش های دیگر زندگی نیز از دست داده ایم. اگر بی حسی از صفحه تلفن همراه وارد رابطه ما با همسر، فرزند، دوستان و حتی خودمان شده باشد، دیگر فقط مسئله مصرف خبر نیست؛ ما با فرسودگی روانی روبه رو هستیم."

در دنیایی که خبر هیچ وقت تمام نمی شود، سلامت روان به معنای بی خبر ماندن نیست. مسئله این است که انسان بتواند بین آگاه بودن و غرق شدن تفاوت بگذارد. خبر باید اطلاعاتی درباره جهان بیرون باشد، نه اینکه تمام فضای درونی انسان را اشغال کند.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1253305
  • فیلم / پیام پدر دو نوجوان سنندجی بعد کتک خوردن از ماموران پلیس / بر سر دو مامور خاطی چه آمد؟!