خانهتان تمیز است، اما چرا ذهنتان خسته است؟ / این وسایل هر روز از شما انرژی میگیرند
رکنا: ممکن است خانه تان از نظر شما کاملا مرتب باشد؛ لباس ها سر جای خودشان باشند، کف خانه چیزی نباشد و حتی وسایل اضافی هم نداشته باشید، اما وقتی چند ساعت در خانه می مانید احساس کنید ذهنتان خسته و بی قرار شده است.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، گاهی مشکل از آن چیزی نیست که روی زمین افتاده است.مشکل ممکن است چیزهایی باشد که مدام جلوی چشم ما هستند. یک میز پر از وسیله، قفسه ای با ده ها شیء رنگارنگ، دیواری که پر از قاب و تابلوست، آشپزخانه ای که وسایل زیادی در معرض دید دارد یا حتی صفحه ای از خانه که هر بار نگاهش می کنیم چندین پیام بصری مختلف به مغز می فرستد.مغز ما مجبور نیست فقط به چیزهایی که آگاهانه انتخاب می کنیم توجه کند. محیط دائما اطلاعات وارد سیستم شناختی ما می کند.اینجاست که مفهوم شلوغی بصری اهمیت پیدا می کند.
شلوغی بصری چیست؟
شلوغی بصری فقط به معنای کثیف بودن یا نامرتب بودن خانه نیست.ممکن است خانه ای کاملا تمیز باشد اما از نظر بصری شلوغ باشد.فرض کنید روی میز آشپزخانه یک دستگاه قهوه ساز، چند ظرف، یک سبد میوه، قبض ها، چند وسیله کوچک، داروها، کلیدها و چند شیء تزئینی قرار گرفته باشد.هیچ کدام از این وسایل به تنهایی مشکل ساز نیستند.اما مجموع آنها می تواند تعداد زیادی محرک بصری ایجاد کند.مغز باید دائماً میان این محرک ها انتخاب کند: به کدام نگاه کند؟ کدام را نادیده بگیرد؟ کدام را به خاطر بسپارد؟ آیا چیزی مهم در میان آنها وجود دارد؟این فرآیند بخشی از همان چیزی است که در روانشناسی شناختی به محدودیت منابع توجه مربوط می شود.
توجه، بی نهایت نیست
ما گاهی تصور می کنیم مغز می تواند همه چیز را همزمان ببیند و پردازش کند.اما سیستم توجه ظرفیت محدودی دارد.حتی زمانی که تصور می کنیم به محیط توجه نمی کنیم، اطلاعات اطراف می توانند بر پردازش شناختی ما اثر بگذارند.پژوهش های روانشناسی شناختی نشان داده اند که توجه انسان برای انتخاب اطلاعات مرتبط از میان محرک های متعدد، منابع محدودی دارد بنابراین وقتی محیطی پر از محرک های رقیب باشد، مسئله فقط زیبایی نیست؛ پای منابع شناختی هم به میان می آید. به همین دلیل است که گاهی بعد از چند ساعت کار در محیطی پر از محرک، احساس می کنیم ذهنمان خسته شده، بدون اینکه دقیقا بدانیم چرا.
خانه ای که مدام از شما توجه می خواهد
یکی از جذاب ترین نکات درباره شلوغی محیط این است که هر وسیله در خانه فقط یک شیء نیست؛ ممکن است یک وظیفه ناتمام را هم به ذهن یادآوری کند. لباس های روی صندلی ممکن است یادآور مرتب کردن لباس ها باشند. قبض روی میز ممکن است یادآور پرداخت آن باشد. ظرف های روی کابینت ممکن است یادآور شستن آنها باشند. کتابی که روی میز مانده ممکن است یادآور کاری باشد که هنوز تمام نکرده اید. به این ترتیب، محیط خانه می تواند تبدیل به مجموعه ای از نشانه های یادآوری شود. البته نباید از این موضوع نتیجه بگیریم که هر وسیله ای که دیده می شود حتما باعث استرس می شود. تجربه افراد با محیط یکسان نیست و معنا و کاربرد اشیا اهمیت دارد. اما این نکته مهم است: محیط فقط چیزی نیست که می بینیم؛ محیط می تواند چیزهایی را به ما یادآوری کند که باید انجام دهیم.

چرا میز کار شلوغ گاهی بیشتر از خود کار خسته مان می کند؟
تصور کنید می خواهید فقط یک ایمیل بنویسید اما جلوی شما چند دفتر، تلفن همراه، فنجان، کاغذ، لپ تاپ دوم، چند وسیله تزئینی و چند برگه مربوط به کارهای قبلی قرار دارد. هرکدام از این اشیا می توانند یک محرک باشند. حتی اگر به آنها دست نزنید، بخشی از سیستم توجه شما باید آنها را نادیده بگیرد. در پژوهشی درباره محیط های کاری، پژوهشگران بررسی کرده اند که چگونه شلوغی محیط می تواند بر توجه و عملکرد شناختی اثر بگذارد. یکی از توضیح های مطرح شده این است که محیط شلوغ، رقابت بیشتری برای منابع توجه ایجاد می کند اما اینجا یک نکته ظریف وجود دارد: کمتر همیشه به معنای بهتر نیست. یک میز کاملا خالی هم ممکن است برای بعضی افراد خشک، بی روح یا غیرکاربردی باشد.هدف حذف همه چیز نیست.هدف کاهش محرک های غیرضروری است.
شلوغی خانه همیشه مساوی استرس نیست
این قسمت مهم است، چون روانشناسی زرد دقیقا همین جا وارد می شود و می گوید: خانه شلوغ یعنی ذهن شلوغ. اما علم چنین معادله ساده ای ارائه نمی دهد. افراد با یک محیط یکسان واکنش یکسان ندارند. برای یک نفر، قفسه ای پر از کتاب احساس زندگی و انرژی ایجاد می کند. برای دیگری همان قفسه ممکن است احساس آشفتگی ایجاد کند. یک نفر از میز کار پر از یادداشت ها بهتر استفاده می کند؛ دیگری فقط وقتی می تواند تمرکز کند که میز کاملا خالی باشد. پس شلوغی یک ویژگی صرفا فیزیکی نیست. تا حدی یک تجربه ادراکی است. مهم این است محیط چقدر از ظرفیت توجه فرد استفاده می کند و آیا محرک های موجود با هدف فعلی او سازگارند یا نه.
وقتی می خواهیم استراحت کنیم اما خانه یادآور کارهاست
یکی از جالب ترین موقعیت ها زمانی اتفاق می افتد که خانه قرار است محل استراحت باشد اما محیط مدام ما را به سمت وظایف مختلف هل می دهد مثلا فرد روی مبل نشسته تا استراحت کند، اما روبه رویش میز کاری قرار دارد که روی آن پرونده های نیمه تمام است. می خواهد فیلم ببیند، اما لباس های تا نشده کنار تلویزیون هستند. می خواهد بخوابد، اما تلفن همراه، لپ تاپ و وسایل کاری کنار تخت قرار گرفته اند. در این وضعیت، خانه فقط محل استراحت نیست؛ مجموعه ای از نشانه های باید انجامش بدهم، است.این همان جایی است که طراحی محیط می تواند با تنظیم رفتار روزمره ارتباط پیدا کند.گاهی برای استراحت، فقط به زمان نیاز نداریم؛ به محیطی نیاز داریم که نشانه های کار را کمتر در معرض دید قرار دهد.
آیا مرتب کردن خانه واقعا ذهن را آرام می کند؟
تا حدی ممکن است، اما نباید آن را نسخه درمانی معرفی کرد.برخی پژوهش ها نشان داده اند ادراک آشفتگی محیط می تواند با تجربه استرس و برخی پیامدهای روانشناختی ارتباط داشته باشد برای مثال، در مطالعه ای معروف درباره محیط خانه، زنان ساکن خانه ای که آن را آشفته تر و پرتنش تر توصیف کرده بودند، الگوهایی از خلق و پاسخ استرس متفاوتی در طول روز نشان دادند اما این یافته به این معنا نیست که هر خانه نامرتبی باعث اختلال روانی می شود. رابطه میان محیط و روان پیچیده تر از این حرف هاست. گاهی فرد به دلیل فشار روانی نمی تواند خانه را مرتب کند. در این حالت ممکن است آشفتگی، نتیجه فشار روانی باشد نه علت آن. این تفاوت از نظر علمی بسیار مهم است. اگر کسی افسرده، خسته یا فرسوده باشد، گفتن فقط خانه ات را مرتب کن تا حالت خوب شود، نه تنها ساده انگارانه است، بلکه ممکن است احساس گناه بیشتری ایجاد کند.
چطور بدون وسواس، شلوغی بصری را کمتر کنیم؟
قرار نیست خانه را تبدیل به اتاق نمایشگاه کنیم. یک راه ساده این است که به جای مرتب کردن کل خانه، فقط میدان دید را بررسی کنیم. وقتی روی مبل می نشینید، اولین چیزی که می بینید چیست؟ وقتی پشت میز می نشینید، چند محرک مختلف همزمان جلوی چشم شماست؟ وقتی وارد اتاق خواب می شوید، آیا محیط پیام استراحت می دهد یا کارهای ناتمام؟ بعد فقط یکی از پرتکرارترین محرک ها را کم کنید مثلا:سطح میز را خلوت تر کنید.وسایل ریز را داخل یک ظرف یا کشو جمع کنید.لباس هایی را که روی صندلی مانده اند از میدان دید خارج کنید.وسایل کاری را از اتاق خواب بیرون ببرید یا یک نقطه مشخص برای وسایلی که همیشه سرگردان هستند تعیین کنید. این تغییرات کوچک قرار نیست زندگی را متحول کنند. هدف فقط این است که مغز مجبور نباشد برای نادیده گرفتن اطلاعات غیرضروری، دائما تلاش کند.

تلنگر روانشناختی دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی
گاهی ما فکر می کنیم خستگی ذهنی فقط از فکرهای زیاد می آید، در حالی که محیط هم می تواند بخشی از تجربه شناختی ما باشد. خانه ای که در آن زندگی می کنیم، هر روز هزاران پیام کوچک به ما می دهد؛ بعضی آرام کننده، بعضی خنثی و بعضی یادآور کارهای ناتمام.
به همین دلیل من در بررسی شلوغی خانه، بیشتر از اینکه بپرسم چقدر وسیله دارید؟ می پرسم: این وسایل چه چیزی را به شما یادآوری می کنند؟ اگر هر بار نگاه کردن به یک گوشه خانه، احساس یک کار نیمه تمام را ایجاد کند، آن محیط ممکن است برای استراحت مناسب نباشد اما اگر همان وسایل برای شما معنای مثبت، خاطره یا حس زندگی داشته باشند، حذف آنها لزوما کمکی نمی کند. هدف روانشناختی چیدمان، خالی کردن خانه نیست. هدف این است که خانه کمتر از ظرفیت توجه ما استفاده کند و بیشتر با کاری که در آن لحظه می خواهیم انجام دهیم هماهنگ باشد. اگر قرار است استراحت کنیم، محیط بهتر است تا حد امکان نشانه های کار را کمتر به ما تحمیل کند. اگر قرار است کار کنیم، بهتر است محرک های مزاحم کمتر باشند و اگر قرار است زندگی کنیم، لازم نیست خانه را آنقدر خالی کنیم که دیگر نشانی از زندگی در آن باقی نماند.
یک آزمایش ۱۰ دقیقه ای
امروز یک جای خانه را انتخاب کنید؛ میز کار، آشپزخانه یا اتاق خواب. به مدت یک دقیقه فقط نگاه کنید. نه برای تمیزکاری. فقط برای مشاهده. هر چیزی را که می بینید در یکی از سه گروه قرار دهید: لازم و مفید معنادار و دوست داشتنی مزاحم یا یادآور کار ناتمام حالا فقط یکی از گروه سوم را از میدان دید خارج کنید.
بعد چند ساعت بعد، از خودتان بپرسید: آیا چیزی در تجربه من از این فضا تغییر کرد؟
اگر هیچ تغییری نکرد، اشکالی ندارد. قرار نیست یک آزمایش کوچک خانگی قانون روانشناسی کشف کند اما همین مشاهده می تواند به شما نشان دهد که کدام قسمت محیط واقعا برایتان خسته کننده است.
یادتان باشد خانه مرتب، لزوما خانه آرام نیست. خانه شلوغ هم لزوما خانه پراسترس نیست. آنچه اهمیت دارد، رابطه میان محیط و ذهن ماست؛ اینکه چه مقدار اطلاعات بصری دریافت می کنیم، چه چیزهایی مدام توجه ما را می طلبند و چه تعداد از اشیای اطرافمان یادآور وظایف ناتمام هستند. شاید گاهی برای سبک تر شدن ذهن، لازم نباشد چیزی به زندگی اضافه کنیم. کافی است یکی از چیزهایی را که هر روز بی دلیل از ما توجه می گیرد، از جلوی چشم مان برداریم.
منابع
Saxbe, D. E., & Repetti, R. L. (2010). No place like home: Home tours correlate with daily patterns of mood and cortisol. Personality and Social Psychology Bulletin, 36(1), 71–81
McMains, S. A., & Kastner, S. (2011). Interactions of top-down and bottom-up mechanisms in human visual cortex. Journal of Neuroscience, 31(2), 587–597
Lavie, N. (2005). Distracted and confused? Selective attention under load. Trends in Cognitive Sciences, 9(2), 75–82
Adam, E. K., & Chase-Lansdale, P. L. (2002). Home sweet home(s): Parental separations, residential moves, and adjustment problems in low-income adolescent girls. Developmental Psychology, 38(5), 792–805
Evans, G. W., & Wener, R. E. (2006). Railway noise and cognitive performance in children: A cross-sectional study. American Journal of Epidemiology, 163(1), 1–6
-
فیلم/ غم انگیز ترین و سیاه ترین روز زندگی الهام اخوان در اوج تنهایی و بی کسی
ارسال نظر