موبایل بچه‌ ها را مضطرب می‌ کند یا والدین؟ / روانشناسی یک نسل نگران

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، گوشی هوشمند؛ متهم اصلی نسل مضطرب؟ در یک سوی این بحث، جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی و نویسنده کتاب نسل مضطرب، قرار دارد که تغییر سبک زندگی کودکان در عصر گوشی هوشمند و شبکه های اجتماعی را یکی از عوامل مهم افزایش مشکلات روانی نوجوانان می داند. از نگاه او، کودکی که به جای بازی واقعی، تعامل چهره به چهره و تجربه کردن جهان، بخش بزرگی از زندگی اجتماعی خود را در فضای آنلاین می گذراند، با مجموعه ای از فشارهای تازه روبه رو می شود؛ از مقایسه اجتماعی و ترس از جا ماندن گرفته تا اختلال خواب و وابستگی به تایید دیگران. این دیدگاه همچنان یکی از جریان های مهم بحث درباره سلامت روان کودکان است، اما در برابر آن، گروهی از روانشناسان معتقدند مسئله را نمی توان فقط به صفحه نمایش تقلیل داد.

شاید مشکل فقط صفحه نمایش نباشد

پیتر گری، روانشناس و پژوهشگر شناخته شده حوزه رشد کودک، بر عامل دیگری تاکید می کند که گاهی در بحث های مربوط به اضطراب کودکان فراموش می شود: کاهش بازی آزاد و استقلال. از این نگاه، کودکی که دائما تحت نظارت بزرگسالان است، کمتر فرصت دارد خودش تصمیم بگیرد، اشتباه کند، با ناکامی روبه رو شود و یک مشکل را بدون کمک فوری والدین حل کند. تجربه همین موقعیت های کوچک است که به تدریج احساس توانمندی و تاب آوری را می سازد. کودکی که همیشه از خطر دور نگه داشته شده است، لزوما کودک آرام تری نیست. ممکن است فقط کودکی باشد که هنوز فرصت نکرده بفهمد می تواند از عهده دشواری ها برآید.

پژوهش ها چه می گویند؟

پژوهش های جدید نیز تصویر ساده ای ارائه نمی کنند. یک مطالعه بزرگ دانشگاه منچستر روی حدود ۲۵ هزار نوجوان ۱۱ تا ۱۴ ساله، شواهدی پیدا نکرد که صرف افزایش زمان استفاده از شبکه های اجتماعی یا بازی به تنهایی باعث افزایش اضطراب یا افسردگی در سال بعد شود. این یافته به این معنا نیست که شبکه های اجتماعی بی خطرند. بلکه نشان می دهد باید پرسید کودک در فضای آنلاین چه می کند، با چه کسانی ارتباط دارد، چه محتوایی می بیند و در دنیای واقعی چه میزان حمایت و ارتباط اجتماعی دارد.

از سوی دیگر، پژوهش هایی نیز ارتباط میان استفاده زیاد از شبکه های اجتماعی، اختلال خواب و افزایش علائم اضطراب و افسردگی را نشان داده اند. بنابراین مسئله احتمالا نه یک رابطه ساده علت و معلولی، بلکه مجموعه ای از عوامل به هم پیوسته است.

بچه های امروز از گوشی می ترسند یا از دنیایی که ما برایشان ساخته ایم؟2

وقتی گوشی جای خواب و رابطه را می گیرد

یکی از مهمترین مسیرهای احتمالی، خواب است. کودکی که شب ها در شبکه های اجتماعی می چرخد، ممکن است دیرتر بخوابد، خواب کوتاه تری داشته باشد و صبح با خستگی از خواب بیدار شود. کمبود خواب به نوبه خود می تواند تنظیم هیجانی، تمرکز و تحمل فشار روانی را دشوارتر کند اما یک نکته کمتر دیده شده هم وجود دارد: گاهی مشکل فقط گوشی کودک نیست؛ گوشی والدین هم وارد رابطه شده است.

وقتی کودک در حال صحبت کردن است و والد به جای نگاه کردن به او، همچنان مشغول تلفن همراه است، کودک ممکن است پیام ساده ای دریافت کند: الان برای من وقت نداری. تکرار این تجربه می تواند کیفیت رابطه والد و کودک را تحت تاثیر قرار دهد.

والدین بیش از حد مراقب؛ وقتی مراقبت به اضطراب تبدیل می شود

از نگاه دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و متخصص حوزه تروما و روابط، اگر اضطراب کودک را فقط به گوشی نسبت دهیم، بخش مهمی از مسئله را از دست می دهیم. والدین گاهی از ترس اینکه فرزندشان آسیب نبیند، همه مسیرهای دشوار را برای او حذف می کنند. قبل از اینکه کودک با مشکلی روبه رو شود، والد وارد می شود؛ قبل از اینکه شکست بخورد، کمک می کند؛ قبل از اینکه ناراحت شود، شرایط را تغییر می دهد و حتی در روابط دوستانه و مسائل مدرسه، دائما نقش حل کننده مشکل را بر عهده می گیرد. این نوع مراقبت از بیرون شبیه عشق و حمایت است، اما اگر افراطی شود، ممکن است یک پیام پنهان به کودک منتقل کند: دنیا خطرناک است و تو به تنهایی از عهده آن برنمی آیی.  در چنین شرایطی، اضطراب کودک ممکن است از کمبود امنیت نیاید؛ بلکه از کمبود تجربه توانمند بودن ناشی شود.

کودکی که اجازه زمین خوردن ندارد

کودک برای ساختن اعتماد به نفس فقط به تشویق نیاز ندارد؛ به تجربه واقعی موفقیت و شکست هم نیاز دارد. بازی کردن بدون دخالت دائمی بزرگسالان، رفتن به یک خرید کوچک، حل کردن یک اختلاف با دوست، انجام دادن بخشی از کارهای شخصی، انتخاب لباس، تحمل کمی حوصله سر رفتن یا حتی تلاش برای حل یک مسئله قبل از کمک خواستن، همگی تجربه هایی هستند که به کودک می گویند من می توانم.

اگر همه این تجربه ها حذف شوند و در عوض گوشی تنها ابزار سرگرمی، ارتباط و فرار از بی حوصلگی باشد، کودک ممکن است بیش از پیش به دنیای دیجیتال وابسته شود.

پس گوشی را بگیریم یا نه؟

از نگاه روانشناختی، راه حل احتمالا گرفتن ناگهانی گوشی و ایجاد جنگ دائمی در خانه نیست. اگر گوشی تنها منبع سرگرمی و ارتباط کودک باشد، حذف آن بدون ساختن جایگزین می تواند حتی مقاومت و تنش بیشتری ایجاد کند. والد باید همزمان با تنظیم استفاده از فناوری، زندگی واقعی کودک را غنی تر کند؛ خواب منظم، بازی، فعالیت بدنی، ارتباط با همسالان، وقت خانوادگی، تجربه طبیعت، مسئولیت های متناسب با سن و فرصت تصمیم گیری مستقل.

در واقع، سوال مهم این نیست که کودک چند ساعت گوشی در دست دارد؛ سوال این است که وقتی گوشی را کنار می گذارد، چه زندگی ای در انتظار اوست؟

اولین گوشی کودک؛ اولین زخم روانی؟

 کودک به والد امن نیاز دارد، نه والد همیشه نگران

از نگاه دکتر سامانی، والد امن کسی نیست که تمام خطرها را از مسیر کودک حذف کند. والد امن کسی است که اجازه می دهد کودک با دشواری های متناسب با سنش روبه رو شود و در عین حال بداند اگر به کمک نیاز داشت، کسی هست که بتواند به او تکیه کند.

تفاوت این دو نگاه بسیار مهم است. مراقبت افراطی می گوید من اجازه نمی دهم اتفاق بدی برایت بیفتد؛ امنیت سالم می گوید اگر اتفاق سختی افتاد، می توانیم از پس آن بربیاییم. همین تفاوت می تواند در شکل گیری تاب آوری کودک نقش مهمی داشته باشد.

والدین از امروز چه کار کنند؟

به جای شروع یک جنگ تازه بر سر گوشی، بهتر است والدین ابتدا به کل زندگی کودک نگاه کنند. آیا کودک خواب کافی دارد؟ آیا زمانی برای بازی آزاد دارد؟ آیا می تواند بدون دخالت فوری والدین مشکلی را حل کند؟ آیا مسئولیت متناسب با سنش دارد؟ آیا در خانه کسی واقعا به حرف هایش گوش می دهد؟ آیا والدین هنگام صحبت کودک تلفن را کنار می گذارند؟

و یک سوال مهمتر: آیا رفتار ما به کودک می گوید دنیا خطرناک است یا اینکه دنیا ممکن است سخت باشد، اما تو توانایی روبه رو شدن با آن را داری؟

وقت آن رسیده کودکی را دوباره به کودکان برگردانیم

گوشی هوشمند می تواند بخشی از مشکل باشد، اما بعید است تمام داستان اضطراب نسل جدید باشد. کودک امروز اگر خواب کافی، رابطه امن، بازی آزاد، تجربه استقلال، ارتباط واقعی و احساس توانمندی داشته باشد، با کودکی که بسیاری از این نیازها را از دست داده و تنها یک صفحه نمایش برای سرگرمی و ارتباط دارد، در یک موقعیت روانی قرار ندارد.

برای کاهش اضطراب کودکان، لازم نیست فقط صفحه نمایش را خاموش کنیم. لازم است بخشی از کودکی را دوباره روشن کنیم؛ کودکی ای که در آن کودک اجازه دارد بازی کند، اشتباه کند، شکست بخورد، حوصله اش سر برود، مسئله حل کند و کم کم بفهمد که جهان همیشه امن نیست، اما خودش هم آنقدر ناتوان نیست که برای هر قدم به یک بزرگسال یا یک صفحه نمایش نیاز داشته باشد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1249046
  • پرافتخارترین ورزشکاران ایران در تاریخ بازی های آسیایی؛ حدادی در کنار نصیری