صبح بخیر ! اگرچه هیچ کسی نمی داند برای بلند شدن از تخت چقدر جنگیده ای!

به گزارش رکنا، شاید قبل از زنگ ساعت، نگرانی ها بیدارت کرده باشند؛ اجاره خانه، قسط عقب افتاده، قیمت چیزی که تا همین دیروز ارزان تر بود، آینده بچه ها و حساب و کتابی که هر بار انجامش می دهی، باز هم چیزی کم می آید.

شاید دیشب خوابیدی، اما استراحت نکردی.

شاید هنوز از تخت بیرون نیامده، چند بار با خودت حساب کرده ای که پول این ماه به کدام خرج می رسد و به کدام نه.

شاید مدت هاست همه از تو انتظار دارند قوی باشی، اما کمتر کسی پرسیده است:

- چقدر خسته ای؟

امروز لازم نیست همه چیز را درست کنی. لازم نیست آینده را نجات بدهی. لازم نیست جواب همه سؤال ها را بدانی. لازم نیست لبخند بزنی تا دیگران نگران نشوند. حتی لازم نیست امیدوار به نظر برسی.

فقط از تخت بیرون بیا. یک لیوان آب بخور. صورتت را بشوی. پرده را کمی کنار بزن. همین.

بعضی روزها امید شبیه یک احساس بزرگ و روشن نیست. شبیه این است که با وجود نگرانی ها، باز هم چای دم می کنی. به یک تماس جواب می دهی. دست کودک ات را می گیری. لباس می پوشی و از خانه بیرون می روی. یا فقط خودت را آرام آرام تا شب می رسانی.

هیچکس برای این کارهای کوچک کف نمی زند.

کسی نمی بیند برای بلند شدن از تخت چقدر با خودت جنگیده ای.

کسی نمی داند پشت آن خوبم کوتاه، چند شب بی خوابی و چند ترس نگفته پنهان شده است اما این کارهای کوچک، کم نیستند.

اگر امروز فقط توانستی ادامه بدهی، روزت را نباخته ای. بعضی روزها ادامه دادن، تمام شجاعتی است که از یک انسان بر می آید.

صبح بخیر!

برای تو که شاید مدت هاست زندگی را فتح نمی کنی، فقط آن را روز به روز تا شب می رسانی.

این را دست کم نگیر. تو هنوز اینجایی. هنوز پرده را کنار می زنی. هنوز یک روز دیگر را شروع می کنی و گاهی همین، شکل بی سر و صدای امید است.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1244395
  • فیلم/ واکنش تند امید عالیشاه به خداداد عزیزی؛ «من نان بازویم را می‌خورم»