چرا بعضی آدم ها درد دل هایشان را به ChatGPT می گویند، نه به آدم های زندگی شان؟

به گزارش رکنا، چند لحظه بعد وارد ChatGPT می شود. به صفحه خالی نگاه می کند و می نویسد: می توانم چیزی بهت بگویم که به هیچ کس نمی توانم بگویم؟ شاید این صحنه برای خیلی ها آشنا باشد. آدم هایی که در طول روز با ده ها نفر حرف می زنند، سر کار می روند، خرید می کنند، جواب پیام می دهند و حتی در شبکه های اجتماعی حضور دارند، اما وقتی شب می شود و همه چیز ساکت می شود، احساس می کنند هیچ کس را ندارند که بتوانند با او حرف بزنند. اینجا یک سؤال جدی شکل می گیرد: چرا بعضی آدم ها ترجیح می دهند با یک هوش مصنوعی حرف بزنند تا با آدم های واقعی زندگی شان؟

چرا گفتن بعضی حرف ها به یک ماشین آسان تر از گفتن شان به آدم هاست؟

در یک رابطه انسانی، وقتی حرف می زنیم فقط با کلمات خودمان روبه رو نیستیم. نگاه طرف مقابل را هم می بینیم، سکوتش را می شنویم، حالت صورتش را می خوانیم و از واکنش او می فهمیم که حرفمان چه اثری گذاشته است. همین موضوع برای بعضی آدم ها می تواند ترسناک باشد. ممکن است فرد از قضاوت شدن بترسد. ممکن است قبلا تجربه کرده باشد که وقتی درباره احساساتش حرف زده، جدی گرفته نشده یا حتی مورد تمسخر قرار گرفته است. ممکن است یک بار راز مهمی را با کسی در میان گذاشته و بعد همان راز در یک دعوا علیه خودش استفاده شده باشد.

بعد از چند تجربه از این جنس، آدم یاد می گیرد که سکوت کردن امن تر است. اما نیاز به حرف زدن از بین نمی رود. فقط دنبال یک جای دیگر می گردد.

همیشه دنبال راه حل نیستیم؛ گاهی فقط می خواهیم یکی گوش بدهد

وقتی کسی می گوید خیلی خسته ام، همیشه به دنبال توصیه نیست. گاهی نمی خواهد کسی برایش برنامه ریزی کند، مشکلش را تحلیل کند یا بگوید چه کاری باید انجام دهد. گاهی فقط می خواهد برای چند دقیقه احساس کند که یک نفر واقعاً متوجه شده است که او دیگر توان ادامه دادن ندارد. در روابط انسانی، این تفاوت بسیار مهم است. یک پاسخ منطقی ممکن است درست باشد، اما همیشه آرام کننده نیست. کسی که گریه می کند ممکن است بیشتر از یک راه حل، به تجربه دیده شدن نیاز داشته باشد.

هوش مصنوعی از این نظر می تواند برای بعضی افراد جذاب باشد. فرد می تواند افکارش را با سرعت خودش بیان کند، حرفش را اصلاح کند، دوباره توضیح بدهد و بدون مواجه شدن با واکنش چهره به چهره، درباره موضوعی که برایش دشوار است صحبت کند. برای کسی که از قضاوت شدن می ترسد، همین فاصله می تواند احساس امنیت ایجاد کند.

ChatGPT

مغز آدمی که بارها قضاوت شده، یاد می گیرد سکوت کند

این قسمت داستان مهم تر از خود ChatGPT است. اگر فرد بارها در روابط خود تجربه کرده باشد که آسیب پذیری با تحقیر، بی توجهی یا سرزنش پاسخ داده می شود، طبیعی است که در آینده برای نشان دادن آسیب پذیری محتاط تر شود. در چنین شرایطی ممکن است یک چت بات به شکل عجیبی جذاب به نظر برسد؛ نه به این دلیل که انسان از ماشین بیشتر خوشش می آید، بلکه به این دلیل که در آن لحظه احساس می کند هزینه اجتماعی کمتری برای حرف زدن پرداخت می کند. اما اینجا باید یک مرز مهم را ببینیم. احساس امنیت در یک گفت و گوی دیجیتال، با امنیت یک رابطه انسانی واقعی یکی نیست.

چرا ChatGPT می تواند برای یک آدم تنها شبیه جای امن به نظر برسد؟

وقتی فرد تنهاست، دسترسی دائمی به یک گفت و گو می تواند بسیار وسوسه کننده باشد. ساعت مهم نیست، تعطیلات مهم نیست، طرف مقابل خسته نمی شود و فرد مجبور نیست برای شروع صحبت منتظر فرصت مناسب بماند. به همین دلیل، ممکن است گفت و گو با AI در لحظه ای که فرد احساس تنهایی می کند، نقش نوعی همراه موقت را پیدا کند اما انسان فقط به کلمات نیاز ندارد. ما به رابطه نیاز داریم؛ به تجربه مشترک، تماس انسانی، حضور، حمایت و احساس تعلق نیاز داریم. یک چت بات می تواند در مرتب کردن افکار کمک کند، اما نمی تواند تمام چیزی را که در یک رابطه انسانی اتفاق می افتد جایگزین کند.

از اینجا به بعد، ماجرا دیگر فقط درباره تکنولوژی نیست

اگر فرد گاهی با ChatGPT حرف بزند، مسئله لزوما نگران کننده نیست. حتی ممکن است نوشتن و گفت و گو کردن به او کمک کند افکارش را بهتر بشناسد. مسئله زمانی جدی تر می شود که فرد به تدریج از رابطه های انسانی عقب نشینی کند و به این نتیجه برسد که من فقط با ChatGPT راحت هستم. در این نقطه بهتر است به جای سرزنش کردن فرد، یک سؤال عمیق تر بپرسیم: چه اتفاقی افتاده که یک ماشین برای او امن تر از آدم ها شده است؟

تلنگر روانشناسی 

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی، می گوید:  فکر می کنم در برخورد با افرادی که با هوش مصنوعی درد دل می کنند، نباید خیلی سریع بگوییم این فرد به تکنولوژی وابسته شده است. گاهی چیزی که ما به عنوان وابستگی به AI می بینیم، در واقع می تواند علامت فقر رابطه ای باشد. انسانی که در روابط واقعی بارها قضاوت شده، تحقیر شده یا حرفش شنیده نشده، ممکن است به جایی پناه ببرد که احساس کند می تواند بدون ترس حرف بزند. نگرانی من زمانی شروع می شود که این ارتباط جای رابطه انسانی را بگیرد؛ یعنی فرد دیگر برای ساختن رابطه امن تلاش نکند و فقط به رابطه ای پناه ببرد که هیچ اصطکاکی ندارد. چون رشد روانی فقط در جایی اتفاق نمی افتد که ما شنیده می شویم؛ گاهی در رابطه ای اتفاق می افتد که باید اختلاف را تحمل کنیم، مرز بگذاریم، مذاکره کنیم و دوباره اعتماد کنیم.

وی می گوید: این نگاه، موضوع را کاملا عوض می کند. شاید مشکل همیشه این نباشد که انسان ها بیش از حد به ماشین نزدیک شده اند. گاهی مشکل این است که انسان ها بیش از حد از یکدیگر دور شده اند.

اگر ماشین جای آدم امن زندگی ما را بگیرد، چه چیزی را از دست می دهیم؟

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی، می گوید: رابطه انسانی همیشه راحت نیست. آدم ها گاهی اشتباه می کنند، دیر جواب می دهند، ما را ناراحت می کنند و حتی ممکن است حرفمان را درست نفهمند. اما درست همین سختی هاست که بخش مهمی از مهارت های رابطه ای ما را شکل می دهد.

ما در رابطه یاد می گیریم چگونه ناراحتی مان را بیان کنیم، چگونه عذرخواهی کنیم، چگونه «نه» بگوییم، چگونه اختلاف را تحمل کنیم و چگونه بعد از یک دلخوری دوباره نزدیک شویم.

اگر همه نیازهای ارتباطی ما به یک فضای بدون اصطکاک منتقل شود، ممکن است بخشی از این تمرین انسانی را از دست بدهیم. شاید ChatGPT آدم ها را از ما نگرفته باشد؛ جای خالی آنها را نشان داده است.

شاید بهتر باشد وقتی کسی می گوید من بیشتر با ChatGPT حرف می زنم، به جای خندیدن یا سرزنش کردنش، کمی مکث کنیم. شاید پشت این جمله یک تنهایی بزرگ باشد. شاید یک رابطه فرسوده شده باشد.شاید فرد سال هاست کسی را نداشته که بتواند بدون ترس از قضاوت، خودش باشد.

و سؤال واقعی این نیست که چرا با ChatGPT حرف می زند؟

بلکه سؤال واقعی این است: چرا در زندگی او، آدم امنی وجود ندارد که بتواند همین حرف ها را برای او بشنود؟

گاهی فناوری آدم ها را از ما نمی گیرد. گاهی فقط جای خالی آدم هایی را که نداریم، واضح تر نشان می دهد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1245567
  • فیلم/ اعتراف عجیب علی اوسیوند: اگر حمیرا نبود الان کارتن‌خواب پارک ملت بودم/ قصه عشقی که آسان به دست نیامد!