عجیب ترین طلاق در تهران / شوهرم می خواهد مثل دختر تهرانی ها آرایش کنم موهام رو رنگ کنم لاغر بشم
تبلیغات

عکس ساخته هوش مصنوعی است

به گزارش رکنا،سیمین با چهره‌ای خسته و رنگ‌پریده در راهروی دادگاه خانواده ایستاده بود و پوشه‌ای را در آغوش داشت که به گفته خودش، خلاصه تمام سال‌های زندگی مشترکش بود. چند قدم آن‌طرف‌تر، حمید، همسرش، بی‌قرار در راهرو قدم می‌زد. زن با نگاهی کوتاه به او گفت: «۳۷ سال کنار هم زندگی کردیم و چهار فرزند بزرگ داریم، اما دیگر توان ادامه این زندگی را ندارم.»

پس از آغاز جلسه رسیدگی، سیمین در برابر قاضی پرونده از دلیل درخواست طلاقش گفت: «در شهری غریب زندگی می‌کنم و بارها با خودم گفته‌ام ای کاش هیچ‌وقت به تهران نمی‌آمدیم. قبل از مهاجرت، زندگی من و همسرم آرام بود و اختلاف جدی نداشتیم.»

او توضیح داد: «برای اینکه دخترمان بتواند با آرامش در دانشگاه تحصیل کند، تصمیم گرفتیم به تهران نقل مکان کنیم. هر چهار فرزندمان درس‌خوان بودند، اما دختر کوچکمان با تلاش زیاد در رشته پزشکی یکی از بهترین دانشگاه‌ها پذیرفته شد و ما هم برای حمایت از او همراهش به تهران آمدیم.»

مهاجرتی که آغاز اختلاف‌های خانوادگی شد

سیمین در ادامه گفت: «زندگی در تهران روی رفتار همسرم تأثیر زیادی گذاشت. او هر روز از مراکز خرید، رستوران‌ها و سبک زندگی مردم تعریف می‌کرد و از من می‌خواست همراهش در شهر گردش کنم. در ابتدا همراهی‌اش می‌کردم، اما کم‌کم خواسته‌هایش تغییر کرد.»

به گفته این زن، همسرش از او می‌خواست ظاهرش را تغییر دهد، موهایش را مانند دختران جوان رنگ کند، لباس‌های متفاوت بپوشد و حتی برای کاهش وزن به متخصص تغذیه مراجعه کند.

او افزود: «حمید دوست داشت در مهمانی‌ها و سفرهایی شرکت کنیم که با سبک زندگی سال‌های گذشته ما تفاوت داشت. تلاش کردم تا حدی با او همراه شوم، اما بعد از یک عمر زندگی، نمی‌توانستم خودم را کاملاً تغییر بدهم.»

پاسخ همسر به درخواست طلاق

حمید نیز در جلسه رسیدگی روایت خود را بیان کرد و گفت: «من فقط می‌خواستم همسرم از زندگی بیشتر لذت ببرد. دوست داشتم با هم سفر برویم، تفریح کنیم و برای ظاهرش هزینه کنم، اما او علاقه‌ای به این تغییرات نداشت. به همین دلیل گاهی به تنهایی با دوستان جدیدم رفت‌وآمد می‌کردم و همین موضوع باعث ناراحتی همسرم می‌شد.»

او ادامه داد: «اختلاف‌ها به مرور بیشتر شد و سوءتفاهم‌ها میان ما افزایش یافت. شرایط به جایی رسید که هر دو احساس کردیم فاصله زیادی بینمان ایجاد شده است.»

سیمین نیز گفت: «رفتار همسرم روزبه‌روز تغییر می‌کرد. وقتی در خانه بود، احساس می‌کردم ذهنش جای دیگری است. مدام از رفتار و ظاهر من انتقاد می‌کرد و بارها از جدایی حرف می‌زد. در نهایت، زندگی آن‌قدر برایم سخت شد که با طلاق توافقی موافقت کردم.»

در پایان جلسه، قاضی پرونده پس از بررسی درخواست دو طرف، حکم طلاق توافقی این زوج را صادر کرد.

نظر یک مشاور خانواده

اختلاف این زوج نشان می‌دهد که گاهی بحران‌های زندگی فقط به دلیل مشکلات مالی یا خیانت ایجاد نمی‌شوند؛ بلکه تغییر سبک زندگی، مهاجرت و تفاوت در انتظارات نیز می‌تواند رابطه‌ای چند ده ساله را تحت تأثیر قرار دهد.

به گفته دکتر حسین یعقوبی مشاور خانواده، بسیاری از زوج‌ها پس از مهاجرت یا ورود به مرحله جدیدی از زندگی، مانند بازنشستگی، استقلال فرزندان یا نقل مکان به شهری دیگر، با تغییرات روحی و اجتماعی روبه‌رو می‌شوند. اگر یکی از زوجین با این تغییرات همراه شود اما دیگری تمایلی به تغییر نداشته باشد، به مرور احساس فاصله عاطفی شکل می‌گیرد.

این کارشناس تأکید می‌کند که درخواست برای تغییر ظاهر، شیوه لباس پوشیدن یا سبک زندگی، زمانی که با احترام و گفت‌وگو همراه نباشد، می‌تواند احساس ناکافی بودن یا نادیده گرفته شدن را در طرف مقابل ایجاد کند. از سوی دیگر، مقاومت در برابر هرگونه تغییر نیز ممکن است به افزایش اختلاف‌ها دامن بزند.

به اعتقاد این مشاور، گفت‌وگوی صادقانه، مراجعه به مشاوره خانواده در همان ماه‌های نخست بروز اختلاف و تلاش برای رسیدن به نقطه‌ای مشترک، می‌تواند از تبدیل شدن اختلاف‌های کوچک به تصمیم‌هایی مانند طلاق پس از سال‌ها زندگی مشترک جلوگیری کند.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1228996
  • فیلم حضور دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در مراسم ادای احترام به رهبر شهید انقلاب

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات