سفر پسر از امریکا به تهران برای قتل پدرش با ضربات چکش / 25 سال همدیگر را ندیده بودن
حوادث رکنا: اردیبهشت ماه سال قبل بود که زن جوانی با مأموران پلیس تماس گرفت و گفت: پسر خوانده ام، شوهرم را در سرویس بهداشتی زندانی کرده و با چکش به جان او افتاده است. کمک مان کنید.
به گزارش رکنا، با این تماس، بلافاصله مأموران راهی خانه این زن واقع در خیابان ولیعصر تهران شدند و زمانی که توانستند پسر جوان را دستگیر کنند، پدر او به خاطر وارد آمدن ضربات مهلک در حال خیلی بدی قرار داشت و به شدت زخمی و خون آلود بود. خیلی سریع موضوع به اورژانس گزارش داده شد و امدادگران از راه رسیدند و مرد میانسال به نام خسرو را به بیمارستان منتقل کردند.
اقدامات درمانی برای معالجه خسرو آغاز شد اما شدت آسیب به سر بر اثر وارد آمدن ضربات چکش به حدی زیاد بود که او جان خود را از دست داد. به این ترتیب یک پرونده جنایی مقابل بازپرس جنایی قرار گرفت و پسر ۴۴ ساله خسرو به نام سیاوش به اتهام قتل پدرش بازداشت شد.
اولین تحقیقات / ماجرای ۲۵ سال دوری پدر و پسر
در اولین قدم از بررسی های جنایی، همسر خسرو هدف تحقیقات قرار گرفت و به مأموران گفت: من همسر دوم خسرو هستم و او سال ها قبل با مادر سیاوش ازدواج کرده بود. سیاوش یک برادر کوچک تر به نام سیامک هم دارد. زمانی که سیاوش فقط ۱۷ سال داشت، پدر و مادرش از همدیگر جدا شدند و او را برای تحصیل به آمریکا فرستادند اما او ناگهان غیبش زد. بعد از مهاجرت سیاوش، خسرو تا مدتی برای او پول می فرستاد اما بعداً ارتباط آنها به کلی قطع شده بود و تا حدود ۲۵ سال، خسرو هیچ خبری از پسرش نداشت.
این زن در ادامه گفت: شوهرم همیشه در صدد یافتن ردی از پسرش بود تا اینکه چند وقت پیش سیاوش با خسرو تماس گرفت و گفت به تهران آمده است و می خواهد او را ببیند. خسرو سر از پا نمی شناخت و خیلی خوشحال بود اما زمانی که با سیاوش روبرو شد، انگار دنیا روی سرش خراب شد. سیاوش به شدت بیمار بود و اختلالات شدید روحی و خلقی داشت. او بی جهت شروع به دعوا و داد و فریاد می کرد تا جایی که حتی یک بار در جریان درگیری، یک گلدان بزرگ و سنگین به سمت سیامک پرتاب کرد که با فاصله خیلی کم از کنار سر او رد شد. اگر به سرش اصابت می کرد، مرگ او حتمی بود.
مادر خوانده سیاوش ادامه داد: خسرو می خواست هر کاری از دستش برمی آید برای پسرش انجام دهد و چند بار او را به بیمارستان روانی برد. پزشکان می گفتند او مبتلا به اسکیزوفرنی شدید است و باید داروهایش را مرتب مصرف کند. زمانی که با اصرار و کنترل خسرو دارو می خورد، حالش کمی بهتر بود اما دوباره دست از مصرف داروها می کشید و دوباره روز از نو و روزی از نو.
روز حادثه / زندانی شدن پدر در سرویس بهداشتی
همسر مقتول درباره روز حادثه به مأموران گفت: آن روز دوباره حال سیاوش بد بود و بی دلیل درگیری راه انداخت. او حین درگیری، خسرو را به داخل سرویس بهداشتی هل داد و در حالی که یک چکش هم در دستش بود، خودش هم داخل رفت و در را قفل کرد. من هیچ کاری از دستم برنمی آمد و بالاخره سیاوش با ضربات مهلک، پدرش را کشت.
در ادامه مشخص شد که پدر و مادر سیاوش هر دو از اقشار فرهنگی بالای اجتماع بوده و تحصیلات عالیه دارند. آنها به دلیل عدم تفاهم از همدیگر جدا شدند و پسرشان را برای تحصیل به یکی از دانشگاه های سیاتل فرستاده بودند.
اعتراف به قتل / تشخیص اسکیزوفرنی شدید
بعد از تکمیل تحقیقات ابتدایی، سیاوش هدف بازجویی قرار گرفت و به بازپرس جنایی گفت: بعد از اینکه به آمریکا رفتم، بیماری ام شروع شد و هر سال بدتر می شد. به همین دلیل نتوانستم درسم را ادامه بدهم و خیلی وقت ها کنترل و اراده رفتارم دست خودم نبود. با همه دعوا می کردم و درگیری های پی درپی برایم دردسرساز شده بود.
سال ها از خانواده ام بی خبر بودم و دلم نمی خواست از آنها سراغی بگیرم تا اینکه به سرم زد که به ایران برگردم. پدرم متوجه حال بد من شده بود و اصرار می کرد در بیمارستان روانی تحت مراقبت قرار بگیرم اما من دلم نمی خواست در بیمارستان بمانم. به همین علت با او درگیر شدم. روز حادثه از میان ابزار و وسایل او یک چکش برداشتم و نمی دانم چه شد که با آن به پدرم حمله مرگبار کردم.
با دستور قضایی، سلامتی روان متهم تحت بررسی کارشناسان پزشکی قانونی قرار گرفت و آنها تأیید کردند که سیاوش اختلال روحی شدید و بیماری دوقطبی دارد. به این ترتیب با دستور قضایی در بیمارستان روانی بستری شد و پرونده برای تصمیم گیری قضات به شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
در دادگاه / درخواست دیه از بیت المال
با اثبات اختلال روانی متهم، او از اشد مجازات معاف شد و تنها ولی دم پرونده یعنی سیامک تقاضای دریافت دیه پدرش از صندوق بیت المال را در دادگاه مطرح کرد.
در جلسه رسیدگی، مادر سیاوش به عنوان قیم او و همچنین وکیل متهم، بار دیگر مدارکی که اثبات می کرد متهم به دلیل ابتلا به نوع شدید بیماری روانی کنترل و اراده ای روی رفتارش ندارد، به دادگاه ارائه کردند. قضات دادگاه بعد از مشورت، رأی پرونده را صادر خواهند کرد.
سوالات متداول درباره این پرونده قضایی:
(حقوقی) ۱: چرا سیاوش با وجود ارتکاب قتل عمد از مجازات قصاص معاف شد؟ بر اساس ماده ۱۴۹ قانون مجازات اسلامی، هرگاه مرتکب در زمان ارتکاب جرم دچار اختلال روانی باشد به نحوی که فاقد اراده یا قوه تمیز باشد، مجنون محسوب می شود و مسئولیت کیفری ندارد. در این پرونده، پزشکی قانونی تأیید کرد که سیاوش مبتلا به اسکیزوفرنی شدید و بیماری دوقطبی است. این اختلالات روانی به حدی شدید بوده که کنترل اراده و رفتار را از او سلب کرده است. بنابراین او در زمان قتل، توانایی تشخیص درست از نادرست را نداشته و به همین دلیل از قصاص معاف شده است. چنین فردی مجنون محسوب می شود و نمی توان او را مجازات کرد.
(کارشناسی) ۲: اسکیزوفرنی چیست و چه تأثیری بر رفتار بیمار دارد؟ از نظر کارشناسی روانپزشکی، اسکیزوفرنی یک اختلال روانی شدید و مزمن است که حدود ۱ درصد از جمعیت جهان را مبتلا می کند. علائم آن شامل هذیان، توهم (به ویژه شنیدن صداها)، اختلال در تفکر، کاهش انگیزه، گوشه گیری اجتماعی و رفتارهای غیرقابل پیش بینی است. بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی شدید معمولاً ارتباط خود را با واقعیت از دست می دهند و ممکن است رفتارهای خشونت آمیز و تهاجمی از خود نشان دهند. در این پرونده، پزشکان تأکید کرده بودند که سیاوش باید داروهایش را مرتب مصرف کند اما او دست از مصرف داروها می کشید. قطع ناگهانی داروهای ضد روان پریشی می تواند منجر به عود علائم شدید و رفتارهای خطرناک مانند حمله به دیگران شود.
(حقوقی) ۳: برادر مقتول (سیامک) که تنها ولی دم است، چرا از بیت المال درخواست دیه کرده است؟ در این پرونده، قاتل (سیاوش) به دلیل اختلال روانی شدید مسئولیت کیفری ندارد و مجازات قصاص درباره او قابل اجرا نیست. اما به موجب قانون، خانواده مقتول (ولی دم) حق دریافت دیه را دارند. ماده ۳۳۶ قانون مجازات اسلامی می گوید: در جنایاتی که به سبب اختلال روانی مرتکب قابل قصاص نیست، در صورت ثبوت جنایت، دیه بر عهده عاقله (بستگان ذکور پدری) قاتل است. در این پرونده، سیاوش سال ها دور از خانواده زندگی کرده و عاقله ای ندارد که بتواند دیه را بپردازد. بنابراین سیامک از بیت المال درخواست دیه کرده است. بر اساس قوانین، در موارد خاص که هیچ کس مسئول پرداخت دیه نیست، بیت المال موظف به پرداخت آن است.
(کارشناسی) ۴: اعتراف سیاوش به قتل در شرایطی که اختلال روانی دارد، چه اعتباری در دادگاه دارد؟ از نظر کارشناسی حقوقی، اعتراف مجنون یا کسی که در زمان ارتکاب جرم دچار اختلال روانی شدید بوده، به تنهایی ارزش اثباتی کامل ندارد. ماده ۱۷۶ قانون مجازات اسلامی می گوید: اقرار شخصی که در زمان اقرار مجنون، مست، نابالغ یا اکراه شده باشد، معتبر نیست. با این حال، در این پرونده اعتراف سیاوش تنها یکی از ادله بود. دلایل دیگر شامل شهادت همسر مقتول (شاهد عینی)، گزارش پزشکی قانونی مبنی بر اختلال روانی شدید متهم، گزارش پلیس از صحنه جرم (وجود چکش خون آلود در سرویس بهداشتی) و اظهارات همسایگان و پزشکان معالج بود. بنابراین دادگاه صرفاً بر اساس اعتراف متهم رأی صادر نکرده است.
(حقوقی) ۵: آیا همسر مقتول (مادر خوانده سیاوش) در این پرونده مسئولیت یا نقشی داشته است؟ از نظر کارشناسی حقوقی، همسر مقتول (که مادر خوانده سیاوش است) در این پرونده نقش شاهد عینی داشته و هیچ اتهامی متوجه او نیست. او با تماس با پلیس و اورژانس در اولین فرصت، کمک خواسته است. ماده ۱۰۶ قانون مجازات اسلامی، گزارش جرم را برای هر کسی که از وقوع جرمی آگاه شود، الزامی نکرده است مگر در موارد خاص (مانند جرایم علیه امنیت). بنابراین این زن هیچ وظیفه قانونی برای پیشگیری از جرم نداشته است. او نمی توانست به داخل سرویس بهداشتی که قفل شده بود وارد شود و اقدامی فراتر از تماس با پلیس و اورژانس از او برنمی آمد. همچنین هیچ مدرکی مبنی بر همدستی او با سیاوش وجود ندارد. بنابراین او در این پرونده بزه دیده (قربانی غیرمستقیم) محسوب می شود نه متهم.
ارسال نظر