تازه عروس کارآگاه شوهرش را به زندان فرستاد
حوادث رکنا: عروس جوانی که به تازگی پی برده بود رفتارهای همسرش مشکوک است و با این گمان که او دست به سرقت می زند، موضوع را به پلیس اعلام کرد.
به گزارش رکنا، پرونده در پاییز سال گذشته با ثبت یک شکایت از طرف مردی تاجر علیه ناشناسان آغاز شد. این مرد که تازه از یک سفر بازگشته بود، دریافت که در نبود او دزدی از خانه اش صورت گرفته است. او به پلیس گفت: سارقان توانسته بودند با استفاده از کلید وارد خانه شوند و گاو صندوق را باز کنند. بیش از دو کیلوگرم طلای آب شده، مقدار قابل توجهی ارز و دلار با ارزش تقریبی ۴۰ میلیارد تومان را به سرقت برده اند.
در بازرسی های اولیه و بررسی صحنه، کارآگاهان مشخص شد که سارقان چهار نفر بوده که صورت خود را پوشانده بودند. بررسی دوربین های مداربسته اطراف خانه نشان داد که سارقان با سوار شدن بر یک خودروی پراید مشکی که پلاک آن جعلی بوده، به محل آمده و پس از انجام سرقت متواری شده اند. در ابتدا احتمال داده می شد که سارقان با مالباخته آشنا هستند چون گاو صندوق را به روشی ماهرانه باز کرده بودند، اما در ادامه و با مواجه شدن با پرونده های سرقت مشابه که در آن ها نیز سارقان نقابدار با همان خودروی پراید مشکی و پلاک جعلی اقدام به سرقت کرده بودند، فرضیه آشنایی کنار گذاشته شد.
همسرم سارق است
در حالی که تحقیقات برای شناسایی سارقان پراید سوار ادامه داشت، زنی جوان با مراجعه به پلیس مدعی شد که همسرش سارق است. این زن در اظهاراتش گفت: چند ماه پیش در شبکه اجتماعی اینستاگرام با مردی به نام آرمان آشنا شدم. او ظاهری آراسته و خوش تیپ داشت و به نظر می رسید از نظر مالی وضعیت خوبی دارد. در قرار اول، آرمان با یک خودروی پراید به محل قرار آمد. دوستی ما بیشتر از چند هفته طول نکشید که با هم عقد کردیم و قرار بود چند ماه بعد مراسم عروسی مان را برگزار کنیم.
او ادامه داد: بعد از جشن عقد، متوجه شدم آرمان بیشتر اوقات شب را دیرتر یا صبح زود به خانه برمی گردد و این موضوع باعث شد که در من ذهنم شکی ایجاد شود. هر بار که از او می پرسیدم، می گفت مدیر شرکت واردات و صادرات است و مجبور است شب ها تا دیر وقت مشغول کار باشد اما هر چه از او نام شرکت را می پرسیدم، پاسخ درستی به من نمی داد. تا اینکه یک روز به صورت ناگهانی به خانه او رفتم و در جعبه ای که پشت آینه خودرو بود، به صورت اتفاقی یک ماسک، دستکش و یک دست لباس سیاه پیدا کردم. این وسایل شبیه ابزار سارقان بود و این گمان برایم پیش آمد که نکند او سارق است و این شب ها که خانه نیست برای دزدی می رود. با توجه به اینکه او وضعیت مالی بسیار خوبی دارد، اگر قصد کمک مالی به من داشت می توانست پول نقد یا دلار بدهد و این موضوع شک و ترس مرا بیشتر کرد.
پیرو اظهارات این زن، کارآگاهان برای بررسی هویت آرمان وارد عمل شدند و مشخص شد او سارقی سابقه دار است که به تازگی از زندان آزاد شده است. با آشکار شدن این موضوع، پلیس با زیر نظر قرار دادن آرمان، موفق شد او و یکی دیگر از همدستانش را بازداشت کند. آرمان و همدستش در بازجویی ها به ارتکاب چندین فقره سرقت از منازل شهروندان اعتراف کردند. تحقیقات برای دستگیری دو همدست دیگر آرمان که هنوز فرار هستند، به دستور بازپرس شعبه ۱۰ دادسرای ویژه سرقت ادامه دارد.
سرقت پس از ۷ سال حبس
آرمان، سارق حرفه ای که در سرقت های سریالی از منازل شمال پایتخت دست داشت، درباره نحوه سرقت هایش گفت: ما در خیابان های بالای شهر پرسه می زدیم و با دیدن خانه ای لوکس و مجلل آن را برای سرقت انتخاب می کردیم. یکی از ما زنگ خانه را به صدا در می آورد و اگر صاحب خانه پاسخی نمی داد، وارد می شدیم. اگر هم کسی در خانه بود، آدرس یا اسمی اشتباه می گفتیم و به سراغ سوژه بعدی می رفتیم.
زمانی که پرسیدند شما چطور درهای ورودی و گاو صندوق های سنگین را باز می کردید، گفت: من متخصص باز کردن قفل هستم. از در حیاط گرفته تا درهای ضد سرقت و گاو صندوق ها. تمام این قفل ها را من باز می کردم.
وقتی از او پرسیدند این مهارت را چگونه آموخته است، پاسخ داد: قبل از زندان با مردی آشنا شدم که با چشمان بسته قفل در گاو صندوق را باز می کرد. اما در یک حادثه دستش آسیب دید و باز کردن گاو صندوق با یک دست برای او سخت بود. وقتی دید من استعداد زیادی در این کار دارم، راز باز کردن گاو صندوق ها و قفل های مختلف را به من آموزش داد. او در این کار تا حدی حرفه ای بود که حتی می توانست از روی قفل برای آن کلید بسازد.
پرسیدند: چرا زندان بودی؟
گفت: به خاطر سرقت ۷ سال زندان بودم، با همان استاد و همدمم سرقت می کردیم که ماموران به ما شک کردند و دستگیر شدیم. چاره ای جز اعتراف نداشتیم و به ۷ سال حبس محکوم شدیم. البته همدمم چون مسن بود و بیماری قلبی داشت، زودتر از من از زندان آزاد شد اما مدتی بعد فوت کرد.
پرسیدند: بعد از آزادی دوباره سرقت کردی؟
گفت: من که رفتم خوراکم نچید. باندی تشکیل دادم و سرقت ها را شروع کردیم.
رکورد تو برای باز کردن در گاو صندوق چقدر است؟
گفت: من زیر ۲۰ دقیقه هر گاو صندوقی را باز می کنم.
خودروی پراید را از کجا آوردی؟
مال خودم است. سهمم از سرقت ها را به دلار و طلا تبدیل کردم و پس انداختم. وقتی بازداشت شدم، گفتم پولی برای پرداخت رد مال ندارم و مبلغی بسیار کمتر از مبلغی که از مالباخته ها دزدیده بودم را به آن ها پرداخت کردم. زمانی که آزاد شدم، دلارها و طلاها را فروختم و یک خودروی پراید خریدم.
سوالات متداول در باره این پرونده قضایی:
۱. همسر آرمان چه چیزهایی پیدا کرد که باعث شد او به همسرش شک کند؟ او در جعبه پشت آینه خودروی آرمان، به صورت اتفاقی یک ماسک، دستکش و لباس سیاه پیدا کرد که شبیه ابزار سارقان بود.
۲. ارزش اموال سرقتی از خانه تاجر در پرونده اول چقدر تخمین زده شده بود؟ ارزش اموال سرقتی حدود ۴۰ میلیارد تومان بود که شامل بیش از دو کیلوگرم طلا و ارز بود.
۳. سارقان برای انتخاب خانه و ورود به آن چه روشی داشتند؟ آن ها در خیابان های بالای شهر پرسه می زدند و خانه های لوکس را انتخاب می کردند. زنگ می زدند و اگر کسی جواب نداد وارد می شدند و اگر کسی بود وانمود می کردند آدرس اشتباه آمده است.
۴. آرمان فن باز کردن قفل گاو صندوق را از کی یاد گرفت؟ او این مهارت را در زندان از همدمش که یک استاد کار بود و دستش در حادثه آسیب دیده بود، یاد گرفت.
۵. خودروی پرایدی که سارقان با آن تردد داشتند متعلق به چه کسی بود؟ آن خودرو متعلق به خود آرمان بود که او با فروش سهم خود از اموال مسروقه آن را خریده بود.
ارسال نظر