انکار قتل در نزاع خونین مقابل کافه
رکنا: آخرین دفاعیات مردی که مقابل یک کافه دست به قتل جوانی مست زده بود در دادگاه بیان شد و قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
به گزارش رکنا، یک سال پیش به ماموران گزارش دادند فردی مقابل یک کافه زخمی شده است. وقتی پلیس به محل رسید، مرد جوان به نام جواد جانش را از دست داده بود. پلیس تحقیقات خود را در این باره آغاز کرد و مشخص شد ضارب مردی به نام سعید است که مرتب به آن کافه سر میزده. سعید شناسایی و بازداشت شد. او به قتل اعتراف کرد و گفت: من مرتب به کافه سر میزدم و صاحب کافه دوستم بود. آن روز هم برای اجاره وسایل آمده بودم. میخواستم برای یک جشن تولد، قلیان و میز اجاره کنم. جواد آنجا بود. اصلاً او را نمیشناختم اما جواد چون مست بود به سمتم حمله کرد. آنقدر مرا زد که مجبور به واکنش شدم.
ماموران بعد از گفتههای این مرد، شاهدان را هم بازجویی کردند. آنها گفتند دیدند جواد چطور به دست سعید کشته شد. یکی از شاهدان گفت: جواد سعید را کتک زد. او را داخل جوی آب انداخت و چنان کتکش زد که سعید نمیتوانست واکنش نشان دهد. سعید چاقویی از پاچه شلوارش بیرون آورد و او را زد.
در نهایت پرونده متهم با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به دادگاه منتقل شد. در جلسه رسیدگی اولیای دم درخواست قصاص کردند. وقتی نوبت به متهم رسید، او اتهام را رد کرد و گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. شاید کسی دیگر جواد را کشته باشد. او مست بود و حالش اصلاً خوب نبود. به من حمله کرد و مرا زد. من فرار کردم. به آن طرف خیابان رفتم. ماشین گرفتم و از محل دور شدم ولی جواد همچنان داشت دعوا میکرد. او چون مست بود با چندین نفر درگیر شده و احتمالاً آنها جواد را کشتهاند. من اتهام را قبول ندارم.
در این هنگام یکی از شاهدان در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من خودم ندیدم که سعید جواد را زده باشد اما یک مرد افغانستانی که سعی میکرد آنها را از هم جدا کند به من گفت جواد به سعید حمله کرد و سعید هم یک چاقو از جورابش درآورد و ضربهای به جواد زد و بعد هم فرار کرد. البته این مرد افغانستانی بعدها از ایران به افغانستان برگشت و دیگر خبری از او ندارم.
با توجه به ادعایی که مطرح شد، دادگاه تصمیم گرفت دنبال مرد افغانستانی که گفته میشد شاهد حادثه بوده بگردد. به این ترتیب ادامه رسیدگی به بعد موکول شد. بعد از پایان تحقیقات یک بار دیگر دادگاه تشکیل شد. با توجه به اینکه مرد افغانستانی پیدا نشده بود، دو شاهد دیگر در جایگاه حاضر شدند و آنها هم گفتند لحظه درگیری را ندیدهاند و نمیدانند چه اتفاقی افتاد اما متهم را دیدهاند که از محل متواری شد.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و آخرین دفاعیات خودش را مطرح کرد. او گفت: اتهام را قبول ندارم. قتل کار من نبود و اصلاً مقتول را نمیشناختم. او با چند نفر درگیر شد و فقط من نبودم.
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
ارسال نظر