مرد معتاد جوانمردی کرد / زنم وقتی دید دخترم سرطان دارد رهایمان کرد
رکنا:مرد میانسالی که به مواد مخدر اعتیاد دارد از سرگذشت تلخ زندگی اش گفت: همسرم شرایطم را تحمل نکرد! مرا به همراه دخترسرطانی ام رها کرد و به صورت غیابی طلاق گرفت و ...
به گزارش رکنا، معتاد ۴۸ساله ای که دزد خودروی نیسان آبی را به پلیس لو داده بود،درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری شهید نواب صفوی مشهد گفت:فرزند اول یک خانواده ۶ نفره هستم که در یکی از روستاهای اطراف مشهد به دنیا آمدم و تا کلاس پنجم ابتدایی تحصیل کردم اما بعد به همراه برادرانم به امور کشاورزی و دامداری در روستا مشغول شدم و روزهای خوبی داشتم تا این که وقتی به سن ۲۵ سالگی رسیدم مادرم اصرار کرد تا با دختر دایی ام ازدواج کنم .
من هم پذیرفتم و زندگی مشترکم را در منزل پدری ام شروع کردم اما همسرم عشق زندگی در شهر را در سر داشت و مدام زیرگوشم زمزمه می کرد که به مشهد مهاجرت کنیم و زندگی پرزرق وبرقی داشته باشیم!
خلاصه در برابر اصرارهای او نتوانستم مقاومت کنم و بالاخره تصمیم به مهاجرت گرفتم . این در حالی بود که پدرم به دلیل کهولت سن از دنیا رفت و مادرم نیز بیمار شد . من هم که پولی در بساط نداشتم پس از ورود به مشهد به سراغ یکی از دوستان قدیمی ام رفتم که در مشهد زندگی می کرد. او گفت :اگر به دنبال درآمد بالا هستی باید از خرید و فروش موادمخدر آغاز کنی! راستش ابتدا خیلی ترسیدم و پیشنهاد او را نپذیرفتم اما وقتی موضوع را با همسرم درمیان گذاشتم خیلی مرا تشویق و ترغیب کرد تا از این طریق پولدار شوم و زندگی مرفهی را برایش فراهم کنم! من هم نزد دوستم رفتم و شروع به کار کردم. او آموزش های لازم را به من داد که چگونه از چنگ ماموران بگریزم و یا مواد مخدر را در کجا مخفی کنم و ...
حدود یک سال از این ماجرا گذشت و من مبلغ زیادی پس انداز کردم حتی خانه ای کوچک اجاره کردم و یک دستگاه موتورسیکلت هم خریدم تا با آن به راحتی موادمخدر را جا به جا کنم! خیلی ذوق زده شده بودم تا این که دخترم به دنیا آمد و لذت زندگی برایم مضاعف شد اما طولی نکشید که ورق برگشت و روزهای وحشتناک زندگی مقابلم قرارگرفت چراکه نتیجه معاینات و تصویربرداری های پزشکی نشان داد دخترم به سرطان مبتلا شده است. دیگر انگیزه ای برای کار نداشتم . هرچه بیشتر مواد می فروختم همه را هزینه درمان می کردم این در حالی بود که خودم نیز براثر مصرف شیشه و کریستال به یک معتاد بدبخت تبدیل شده بودم. به همین دلیل دیگر حتی توان فروش مواد را هم نداشتم و بیکار و خانه نشین شدم .
همسرم که این شرایط را تحمل نمی کرد مرا به همراه دخترسرطانی ام رها کرد و به صورت غیابی طلاق گرفت . من هم مادر بیمارم را از روستا به شهر آوردم تا مراقب دخترم باشد ولی از پس هزینه های بیماری آن ها برنمی آمدم چراکه خودم نیز معتادی با مصرف بالا بودم . به همین خاطر به جمع آوری ضایعات پرداختم تا بتوانم گوشه ای از مخارج زندگی را تامین کنم اما چند روز بود که نتوانستم ضایعات را بفروشم و همه آن ها را انبار کردم. این بود که به خیابان رفتم و یک دستگاه نیسان آبی را برای انتقال ضایعات به منزل خودم اجاره کردم اما از میان صحبت های راننده و دوستش متوجه شدم که نیسان را از اطراف حرم مطهر سرقت کرده اند زمانی که مشغول تخلیه ضایعات بودم چشمم به شماره پلاک نیسان افتاد و فهمیدم که خودرو متعلق به یک زائر است چرا که پلاک آن مربوط به یک استان دیگر بود . با خودم اندیشیدم مالک آن برای گره گشایی از یک مشکل و زیارت امام رضا(ع) به مشهد آمده است و این خیلی نامردی است که حالا بدون خودرو به شهر خود بازگردد .
در این لحظه گویی ندایی ناشناس از درونم فریاد می کشید که با پلیس تماس بگیر! شاید گره گشایی از مشکل زائر امام رضا(ع) موجب شود تا آقا گوشه چشمی هم به دختر سرطانی و وضعیت تاسف بار زندگی من داشته باشد! و مرا هم از این شرایط تلخ و دردناک نجات دهد...
خلاصه ناخودآگاه دستم روی شماره ۱۱۰ لغزید و ماجرای سرقت را گزارش کردم اما نقشی در سرقت نیسان نداشتم!
گزارش اختصاصی روزنامه خراسان حاکی است مال باخته که در مرکز انتظامی اظهارات معتاد ضایعاتی را شنید با چشمانی اشکبار گفت:راست گفتی،آقا از مشکل تو هم گره گشایی کرد و اکنون من حاضرم نه تنها همه هزینه های بستری تو در مرکز ترک اعتیاد را بپردازم، بلکه تا روزی که شغل مناسبی پیدا کنی همه مخارج دختر و مادرت را نیز تامین می کنم...
درهمین حال و با دستور سرهنگ حسین مومنی(رئیس کلانتری شهید نواب صفوی) مقدمات ترک اعتیاد مرد ضایعات جمع کن از سوی مددکار اجتماعی آغاز شد.
ارسال نظر