محسن میردامادی فعال سیاسی اصلاحطلب:
کارت تنگه هرمز نقد است / سلطنت طلب ها از مجاهدین خلق بی آبروترند/ ترامپ تحت تاثیر نتانیاهو است
رکنا سیاسی : کارت تنگه هرمز عملا برای ایران تا حد زیادی نقد شده است. پس از جنگ، نقش ایران در این تنگه دیگر مانند گذشته نیست و جهان نیز این موضوع را پذیرفته است. اکنون بسیاری از کشورها معتقدند که حل مسائل مربوط به تنگه هرمز بدون مشارکت ایران امکانپذیر نیست.
به گزارش رکنا به نقل از اعتماد ، محسن میردامادی فعال سیاسی اصلاحطلب گفت : در بیشتر موارد یکی از دو طرف نخواستند یا نتوانستند شرایط عبور از این تنازع را مدیریت کنند. ما اکنون حدود ۴۸ سال از ابتدای پیروزی انقلاب را پشت سر گذاشتهایم. در دورههای مختلف گاهی این تقابل شدت گرفته و به شرایط بحرانی نزدیک شده، اما هیچگاه به جنگی در این سطح میان ایران و امریکا منجر نشده بود.
فعال سیاسی اصلاحطلب افزود : در خاطرات روسای جمهور پیشین امریکا نیز آمده است که اسراییل بارها خواهان اقدام نظامی علیه ایران بوده، اما آنها چنین اقدامی را نپذیرفتهاند.به نظر من اگر در انتخابات اخیر امریکا هر رییسجمهوری غیر از ترامپ انتخاب میشد ـ حتی از حزب جمهوریخواه ـ باز هم وارد جنگ مستقیم با ایران نمیشد. ممکن بود اقدامات دیگری مانند تشدید تحریمها یا فشارهای سیاسی بیشتر انجام دهند، اما جنگ مستقیم با ایران بسیار بعید بود.
میردامادی در ادامه گفت : ترامپ بهشدت تحت تأثیر نتانیاهو، نخستوزیر اسراییل، قرار دارد. به نظر میرسد اسراییل نیز نقش مهمی در روی کار آمدن او داشته تا بتواند از این فرصت استفاده کند. اسراییل از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی همواره در پی وارد کردن ضربه به ایران بوده است. حتی در خاطرات مکفارلین، مشاور امنیت ملی ریگان، در سالهای اولیه پس از انقلاب آمده است که اسراییلیها تدارک کودتا در ایران را میدیدند اما امریکاییها آن را جدی نگرفتند. بنابراین از همان زمان اسراییل به دنبال اقدام علیه ایران بوده و با روسای جمهور مختلف امریکا این موضوع را مطرح میکرده است. اکنون با حضور ترامپ و تأثیرگذاری شدید نتانیاهو بر سیاستهای او، شرایط مطلوب برای اسراییل فراهم شد تا پای امریکا را به چنین جنگی بکشد.
اسراییلیها چنین تصویری برای ترامپ ترسیم کرده بودند که اگر به ایران حمله شود و سران نظام هدف قرار بگیرند، حکومت ایران به سرعت سقوط خواهد کرد. در جنگ چهلروزه نیز چنین توهمی داشتند که اشتباه بود و طبیعتا محقق نشد. در حال حاضر نیز میتوان گفت امریکاییها در این جنگ دستاورد مشخصی نداشتهاند. افکار عمومی امریکا هم عملکرد دولتشان را به عنوان یک پیروزی تلقی نمیکند.
میردامادی اظهارکرد : آنها اهداف اعلام شده و اعلامنشدهای داشتند؛ مهمترین هدف اعلامنشده سقوط نظام در ایران بود که تحقق پیدا نکرد. هدف دیگر که اعلام کرده بودند از بین بردن توان هستهای و موشکی ایران بود که در این زمینه نیز موفق نشدهاند. البته نمیتوان انکار کرد که ایران هم در این جنگ خسارات قابل توجهی متحمل شد، چه از نظر انسانی و چه از نظر اقتصادی. اما اگر معیار قضاوت درباره پیروزی یا شکست را اهداف اولیه طرفها قرار دهیم، میتوان گفت امریکاییها به اهداف اعلامی خود نرسیدهاند.
وی گفت : جنگ حس وطندوستی و ایراندوستی را در میان مردم بهشدت تقویت کرد. این موضوع در جنگ ۱۲ روزه نیز دیده شد، اما در جنگ دوم که طولانیتر و شدیدتر بود، بیشتر نمود پیدا کرد. در واقع این جنگ حس ایرانی بودن و تعلق به ایران را در وجدان جمعی مردم تقویت کرد. برای اکثریت مردم، ایران و حفظ آن در اولویت قرار گرفت. حتی بسیاری افراد و شخصیتهایی که در گذشته نسبت به عملکرد حکومت منتقد یا معترض بودند، در این شرایط در موضع دفاع از ایران قرار گرفتند.
به نظر من کارت تنگه هرمز عملا برای ایران تا حد زیادی نقد شده است. پس از جنگ، نقش ایران در این تنگه دیگر مانند گذشته نیست و جهان نیز این موضوع را پذیرفته است. اکنون بسیاری از کشورها معتقدند که حل مسائل مربوط به تنگه هرمز بدون مشارکت ایران امکانپذیر نیست. اینکه این نقش متفاوت چگونه اعمال خواهد شد به نظرم از جمله مسائل مرتبط به دوران پساجنگ است. ولی برداشت همه این است که نقش ایران در مدیریت تنگه امری پذیرفته شده است.
این فعال سیاسی افزود : سلطنتطلبان اساسا جایگاه مهمی در اپوزیسیون ایران نداشتند. با این حال در جریان این جنگ، حمایت برخی از آنها از حمله نظامی به ایران باعث شد بیش از گذشته بدنام شوند. این رفتار به نوعی تیر خلاصی بر اعتبار نداشته سیاسی آنها بود. من رفتار سلطنتطلبها را به مراتب بدتر از رفتار مجاهدین خلق در دهه ۶۰ میبینم. در دهه ۶۰ منافقین کار کثیفی کردند و کنار صدام قرار گرفتند ولی در راهاندازی اصل جنگ نقش نداشتند و از ابتدا تشویق به حمله نمیکردند. ولی سلطنتطلبها از قبل از شروع جنگ بر طبل جنگ میکوبیدند و خواهان جنگ علیه ایران و حمله به ایران بودند. به نظرم اینها یک بدنامی ابدی را برای خودشان به ثبت رساندند که همانطور که گفتم تیر خلاصی بر کنشگری آنها بود.
ارسال نظر