موسویان: تنگه هرمز ممکن است به کانون دائمی بیثباتی اقتصاد جهانی تبدیل شود
رکناسیاسی: دیپلمات پیشین معتقد است راهحل پایدار مستلزم کاهش تنش میان ایران، آمریکا و جامعه بینالمللی، احیای دیپلماسی قانونی و ایجاد چارچوبی چندجانبه است که میان آزادی ناوبری، تقسیم عادلانه مسئولیت، حفاظت زیستمحیطی و بازسازی منطقهای توازن برقرار کند. بدون چنین چارچوبی، تنگه هرمز ممکن است به کانون دائمی بیثباتی اقتصاد جهانی تبدیل شود.
حسین موسویان، پژوهشگر مدعو دانشگاه پرینستون و رئیس پیشین کمیته سیاست خارجی و امنیت ملی ایران، نویسنده کتابهای «ایران و ایالات متحده؛ نگاهی از درون به گذشته شکستخورده و مسیر صلح»، «خاورمیانه عاری از سلاحهای کشتار جمعی» و «ساختاری نوین برای امنیت، صلح و همکاری در خلیج فارس» در یادداشتی برای شبکه خبری هند-NDTV نوشت:
تنگه هرمز از یک گلوگاه دریایی منطقهای، به مهمترین خط گسل ژئوپلیتیکی اقتصاد جهانی تبدیل شده است. طی چند هفته گذشته، تنشها میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران پس از درگیریهای نظامی در نزدیکی تنگه، عملیات دریایی آمریکا مرتبط با «پروژه آزادی»، حملات به کشتیهای تجاری و اتهامزنیهای متقابل درباره نقض آتشبس، بهشدت افزایش یافته است. تردد تجاری از تنگه بهطور جدی مختل شده، قیمت نفت جهش یافته و شرکتهای بیمه کشتیرانی جهانی درباره خطرات سیستماتیک اقتصادی فراتر از خاورمیانه هشدار دادهاند.
امروز مسئله تنگه هرمز حتی از مناقشه هستهای ایران نیز مهمتر شده است. موضوع هستهای پیشتر از طریق دیپلماسی و با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، که برجام را بهعنوان یک چارچوب الزامآور بینالمللی تأیید کرد، حلوفصل شده بود. خروج یکجانبه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و سپس حملات نظامی غیرقانونی و غیرضروری آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در نقض ماده ۲ (۴) منشور سازمان ملل، عملاً توافق را تضعیف کرد و مسئله هستهای ایران را از یک موضوع دیپلماتیک چندجانبه به تقابل ژئوپلیتیکی گستردهتر میان ایران و ائتلافی متشکل از آمریکا، اسرائیل و برخی دولتهای عربی همسو با آمریکا در خلیج فارس تبدیل کرد.
ایران خسارات عظیمی متحمل شده است
برخلاف موضوع هستهای، بیثباتی در تنگه هرمز مستقیماً کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ از بازار انرژی و زنجیرههای تأمین گرفته تا تورم، امنیت غذایی و تجارت دریایی. ایران تنگه هرمز را در چارچوب اصل دفاع مشروع طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل تفسیر میکند. از دید تهران، حملات مکرر عراقِ صدام حسین در دهه ۱۹۸۰، رژیم گسترده تحریمهای اقتصادی آمریکا، عملیات سایبری و ترورهای هدفمند همراه حملات نظامی اخیر اسرائیل و آمریکا در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، مجموعاً هزاران میلیارد دلار خسارت به زیرساختها، اقتصاد و امنیت ملی ایران وارد کردهاند. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت ایران، اعلام کرد که برآورد اولیه نشان میدهد ایران از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ حدود ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت متحمل شده است.
ایالات متحده و چند دولت اروپایی استدلال کردهاند که ایران نمیتواند بهصورت قانونی از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند عوارض یا حق عبور دریافت کند، زیرا چنین رویهای ممکن است سایر کشورهای ساحلی را نیز به اعمال هزینه در تنگههای بینالمللی تشویق کند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفت: «این نهتنها غیرقانونی بلکه غیرقابل قبول است. برای جهان خطرناک است و جهان باید برنامهای برای مقابله با آن داشته باشد.» از منظر حقوقی، این نگرانی به رژیم «عبور ترانزیتی» در مواد ۳۷ تا ۴۴ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها مربوط میشود که آزادی کشتیرانی در تنگههای بینالمللی را تضمین میکند.
استدلالی نادرست
اما مقایسه ایران با سایر کشورهای ساحلی اساساً نادرست است. هیچ کشور ساحلی دیگری که بر یک تنگه راهبردی حکومت میکند، سه رویارویی عمده و غیرقانونی نظامی — تجاوز صدام حسین، سیاست تحریمهای حداکثری طولانیمدت آمریکا و عملیات مستقیم نظامی اسرائیل و آمریکا علیه خاک خود — را تجربه نکرده و همزمان بار اصلی حفظ امنیت دریایی و حفاظت زیستمحیطی منطقه را نیز بر دوش نکشیده است.
اگرچه ایران کنوانسیون حقوق دریاها را تصویب نکرده، اما طبق حقوق بینالملل، احتمالاً نمیتواند صرفاً برای عبور بیضرر یا عبور ترانزیتی، بهطور یکجانبه عوارض وضع کند. با این حال، چندین سازوکار حقوقی و نهادی جایگزین میتواند چارچوبی قانونی برای تقسیم هزینهها و جبران خسارت فراهم آورد.
ارسال نظر