رابرت کاگان، چهره محافظهکار آمریکا:
آمریکا یک ببر کاغذی است/ تهران یکی از بازیگران کلیدی در جهان ظهور کرد
رکنا سیاسی : وضعیت جدید در تنگه هرمزباعث تغییر قابل توجهی در توازن قدرت و نفوذ، هم در منطقه و هم در سطح جهانی شده است. در منطقه، ایالات متحده خود را به عنوان یک ببر کاغذی اثبات کرده است و کشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر کشورهای عربی را مجبور میکند که با ایران کنار بیایند.
به گزارش رکنا به نقل از انتخاب ، رابرت کاگان، از تأثیرگذارترین چهرههای نومحافظهکار آمریکا، در یادداشتی در نشریه آتلانتیک نوشت: اما شکست در تقابل فعلی با ایران ماهیتی کاملاً متفاوت خواهد داشت. نه قابل جبران است و نه قابل نادیده گرفتن. هیچ بازگشتی به وضعیت پیشین وجود نخواهد داشت، هیچ پیروزی نهایی آمریکایی که آسیب واردشده را خنثی یا جبران کند. تنگه هرمز به آن شکلی که قبلاً بود «باز» نخواهد بود. ایران با کنترل تنگه، به عنوان بازیگر کلیدی در منطقه و یکی از بازیگران کلیدی در جهان ظهور میکند. نقش چین و روسیه به عنوان متحدان ایران تقویت میشود؛ نقش ایالات متحده به طور قابل توجهی کاهش مییابد. به دور از نشان دادن قدرت آمریکا، همانطور که حامیان جنگ بارها ادعا کردند، این درگیری آمریکایی را نشان داده است که غیرقابل اعتماد و ناتوان از به پایان رساندن کاری است که شروع کرده است. این مسئله واکنشی زنجیرهای در سراسر جهان ایجاد خواهد کرد، زیرا دوستان و دشمنان خود را با شکست آمریکا وفق میدهند.
رئیسجمهور ترامپ دوست دارد در مورد اینکه چه کسی «کارتها» را در اختیار دارد صحبت کند، اما اینکه آیا او کارت خوبی برای بازی کردن باقی گذاشته است، مشخص نیست. ایالات متحده و اسرائیل به مدت ۳۷ روز با ویرانگری مؤثر به ایران حمله کردند، بخش زیادی از سران این کشور را ترور کردند، اما نتوانستند حکومت را ساقط کنند و حتی کوچکترین امتیازی از آن بگیرند. اکنون دولت ترامپ امیدوار است که محاصره بنادر ایران به کاری دست یابد که نیروی عظیم نظامی قادر به آن نبود. البته این امکان وجود دارد، اما حکومتی که با پنج هفته حملات نظامی بیامان به زانو درنیامده، بعید است که تنها در برابر فشارهای اقتصادی تسلیم شود. همچنین از خشم مردم خود نمیترسد.
اگر این کیش و مات نباشد، به آن نزدیک است. در روزهای اخیر، گفته میشود که ترامپ از جامعه اطلاعاتی ایالات متحده خواسته است تا پیامدهای صرفاً اعلام پیروزی و کنار رفتن را ارزیابی کند. نمیتوان او را سرزنش کرد. امید به فروپاشی حکومت چندان یک استراتژی محسوب نمیشود، به ویژه زمانی که حکومت قبلاً از کوبیدنهای مکرر نظامی و اقتصادی جان سالم به در برده است. ممکن است فردا سقوط کند، یا شش ماه دیگر، یا اصلاً سقوط نکند. ترامپ آنقدر وقت ندارد که صبر کند، در حالی که نفت به سوی ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه میرود، تورم افزایش مییابد و کمبود مواد غذایی و سایر کالاهای اساسی جهانی آغاز میشود. او نیاز به راهحلی سریعتر دارد.
اما هر راهحلی به جز تسلیم مؤثر آمریکا، ریسکهای عظیمی را به همراه دارد که ترامپ تا کنون تمایلی به پذیرش آنها نشان نداده است. کسانی که به سادهلوحی از ترامپ میخواهند «کار را تمام کند»، به ندرت هزینهها را تصدیق میکنند. مگر اینکه ایالات متحده آماده باشد تا وارد یک جنگ تمامعیار زمینی و دریایی برای براندازی حکومت کنونی ایران شود و سپس ایران را تا زمانی که یک دولت جدید روی کار بیاید، اشغال کند. مگر اینکه آماده باشد تا خطر از دست دادن ناوهای جنگی خود را که نفتکشها را از طریق یک تنگه مورد مناقشه همراهی میکنند، بپذیرد. مگر اینکه آماده باشد تا خسارت بلندمدت ویرانگر به ظرفیتهای تولیدی منطقه را که احتمالاً ناشی از تلافیجویی ایران است، بپذیرد. در آن صورت، کنار رفتن در حال حاضر میتواند کمضررترین گزینه به نظر برسد. از منظر سیاسی، ترامپ به خوبی احساس میکند که شانس بیشتری برای گذراندن شکست دارد تا جان سالم به در بردن از جنگی بسیار بزرگتر، طولانیتر و پرهزینهتر که همچنان میتواند به شکست ختم شود.
بنابراین، شکست برای ایالات متحده نه تنها ممکن، بلکه محتمل است. در اینجا تصویری از شکست آورده میشود:
ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد. این فرض رایج که به هر شکلی، تنگه پس از پایان بحران دوباره باز خواهد شد، بیاساس است. ایران هیچ علاقهای به بازگشت به وضعیت پیشین ندارد. مردم از شکاف میان تندروها و میانهروها در تهران صحبت میکنند، اما حتی میانهروها نیز باید درک کنند که ایران نمیتواند اجازه دهد تنگه از دستش خارج شود، مهم نیست که فکر میکند چه توافق خوبی میتواند به دست آورد. اولاً، ارزش هر توافقی با ترامپ چیست؟ او تقریباً به بازتولید حمله غافلگیرانه ژاپن به پرل هاربر با تأیید کشتن رهبری ایران در میانه مذاکرات مباهات کرد. ایرانیان نمیتوانند مطمئن باشند که ترامپ ظرف چند ماه پس از امضای یک توافق، دوباره تصمیم به حمله نخواهد گرفت. آنها همچنین میدانند که اسرائیلیها ممکن است دوباره حمله کنند، زیرا آنها هرگز زمانی که احساس کنند منافعشان تهدید میشود، خود را مقید به اقدام نکردن نمیدانند.
آمریکا خود را به عنوان یک ببر کاغذی اثبات کرده است
وضعیت موجود جدید در تنگه همچنین باعث تغییر قابل توجهی در توازن قدرت و نفوذ، هم در منطقه و هم در سطح جهانی خواهد شد. در منطقه، ایالات متحده خود را به عنوان یک ببر کاغذی اثبات کرده است و کشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر کشورهای عربی را مجبور میکند که با ایران کنار بیایند. همانطور که رول گرخت و ری تکه، پژوهشگران ایران، اخیراً نوشتند: «اقتصادهای عربی حوزه خلیج زیر چتر هژمونی آمریکا ساخته شدهاند. آن را بردارید (و آزادی دریانوردی که همراه آن است) و کشورهای حاشیه خلیج به ناچار به درگاه تهران گدایی خواهند رفت. »
ابتکار انگلیس و فرانسه برای پلیس کردن تنگه پس از آتشبس کمی مضحک است. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، روشن کرده است که این «اتحاد» تنها در شرایط مسالمتآمیز در تنگه فعالیت خواهد کرد: کشتیها را اسکورت میکند، اما فقط در صورتی که نیازی به اسکورت نداشته باشند. در حالی که با کنترل ایران، تنگه برای مدت طولانی دوباره امن نخواهد شد. احتمالاً چین نفوذی بر تهران دارد، اما حتی چین نیز نمیتواند به تنهایی تنگه را به زور باز کند.
ارسال نظر