چرا گرانی نفت خبر خوبی نیست؟ بررسی پیامدهای افزایش قیمت نفت
افزایش قیمت نفت در پی تنش های خلیج فارس لزوما به سود ایران نیست؛ زیرا محدودیت صادرات و محاصره دریایی مانع بهره مندی کشور از درآمدهای نفتی شده است.
چرا نباید از گرانی نفت خوشحال شد؟
افزایش بهای نفت در شرایط تشدید تنش ها در خلیج فارس، برای بسیاری از اقتصادهای جهان یک نگرانی جدی است؛ اما ایران به دلیل کاهش صادرات و محدودیت های دریایی، امکان بهره برداری مانند گذشته از نفت گران تر را ندارد. در چنین وضعیتی، جهش قیمت نفت برای جهان به معنای افزایش هزینه هاست، ولی برای ایران می تواند با کاهش درآمدهای نفتی همراه شود.
درگیری های منطقه ای از یک سو قیمت نفت را بالا برده و از سوی دیگر، مسیر فروش نفت ایران را دشوارتر کرده است. بنابراین، افزایش قیمت جهانی لزوما به افزایش درآمد ایران منجر نمی شود.
چرا نفت به تنهایی قدرت پایدار ایجاد نمی کند؟
در سپتامبر ۱۹۶۰، نمایندگان ایران، عراق، ونزوئلا، عربستان سعودی و کویت در بغداد گرد هم آمدند و سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک، را تاسیس کردند. هدف اصلی این کشورها آن بود که در برابر تصمیم های یک جانبه شرکت های بزرگ نفتی، قدرت چانه زنی بیشتری داشته باشند، از منافع خود دفاع کنند و در تعیین قیمت مهم ترین منبع درآمدشان نقش ایفا کنند.
با گذشت بیش از شش دهه، جایگاه اوپک با پرسش های جدی روبه رو شده است. حتی صحبت هایی درباره کاهش نقش این سازمان و احتمال فروپاشی آن مطرح می شود. این وضعیت نشان می دهد که داشتن ذخایر نفتی، به تنهایی برای حفظ قدرت اقتصادی و سیاسی کافی نیست.
رویارویی نفتی ایران و آمریکا در دهه ۱۹۷۰
در سپتامبر ۱۹۷۵، اختلاف نظر ایران و آمریکا درباره سیاست نفتی در نامه ای میان جرالد فورد، رئیس جمهور آمریکا، و محمدرضا پهلوی آشکار شد. فورد از ایران خواست از نفوذ خود در اوپک استفاده کند تا اعضای سازمان از افزایش دوباره قیمت نفت جلوگیری کنند.
نگرانی رئیس جمهور آمریکا این بود که افزایش قیمت نفت، اقتصاد آمریکا، اروپا و ژاپن را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد؛ اقتصادهایی که هنوز با آثار تورمی و رکودی شوک نفتی سال ۱۹۷۳ درگیر بودند.
محمدرضا پهلوی این درخواست را نپذیرفت. او در پاسخ خود استدلال کرد که تورم در کشورهای صنعتی حدود ۳۵ درصد از قدرت خرید درآمدهای نفتی ایران را کاهش داده است و به همین دلیل، افزایش قیمت نفت قابل دفاع است. چند روز بعد، اعضای اوپک افزایش ۱۰ درصدی قیمت نفت را تصویب کردند و درخواست رئیس جمهور آمریکا بی نتیجه ماند.
شاه در سال های پایانی زندگی خود بر این باور بود که استقلال ایران در سیاست نفتی و مخالفت با خواسته های غرب، در تغییر رویکرد قدرت های غربی نسبت به حکومت پهلوی اثرگذار بوده است.
تنگه هرمز و محدودیت های قدرت نفتی ایران
اکنون، حدود نیم قرن پس از آن رویدادها، ایران بار دیگر از ظرفیت انرژی و موقعیت جغرافیایی خود در برابر قدرت های بزرگ استفاده می کند. تفاوت این دوره با گذشته آن است که این بار، علاوه بر نفت، تنگه هرمز نیز در مرکز منازعه قرار گرفته است.
جنگ و محاصره دریایی، صادرات نفت ایران را به میزان چشمگیری کاهش داده است. همزمان، دشوار شدن عبور نفتکش ها از تنگه هرمز، عرضه نفت کشورهای منطقه را محدود و قیمت جهانی را افزایش داده است. نتیجه این وضعیت، یک تناقض مهم است: بحران برای جهان به شوک افزایش قیمت نفت
ایران ممکن است با افزایش ریسک عبور نفت از هرمز، هزینه بیشتری به اقتصاد جهانی تحمیل کند؛ اما همین شرایط، توان کشور برای فروش نفت و دستیابی به درآمد ارزی را نیز کاهش می دهد. افزون بر این، ادامه ناامنی در این مسیر می تواند کشورهای منطقه را به توسعه خطوط لوله، بنادر و مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز ترغیب کند.
ذخایر نفتی چه زمانی به قدرت تبدیل می شوند؟
سه مقطع تاریخی در این روند به هم مرتبط هستند. ایران در سال ۱۹۶۰ در تاسیس نهادی مشارکت کرد که هدفش افزایش قدرت تولیدکنندگان نفت بود. در سال ۱۹۷۵ تلاش کرد از ظرفیت نفت برای دفاع از منافع اقتصادی خود در برابر فشار آمریکا استفاده کند و امروز نیز موقعیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز را در معادله قدرت وارد کرده است.
با این حال، داشتن ذخایر بزرگ نفتی لزوما به معنای برخورداری از قدرت نفتی نیست.
امروز جهان از افزایش قیمت نفت و اختلال در مسیرهای دریایی خلیج فارس نگران است، اما ایران به دلیل محدودیت های صادراتی نمی تواند مانند گذشته از نفت گران تر سود ببرد. بنابراین پرسش اساسی این است که آیا نفت و تنگه هرمز برای ایران قدرت ایجاد می کنند یا استفاده از آنها به عنوان ابزار منازعه، ظرفیت اقتصادی و سیاسی کشور را کاهش می دهد؟
-
رادان: بیرانوند سرباز است و باید بین ملوان و فجر سپاسی یکی را انتخاب کند
ارسال نظر