رکنا گزارش می دهد؛
هشدار ۹۰ روزه قطع گاز / دولت و شرکت ملی گاز ایران برای زمستان سخت چه کرده اند؟
رکنا اقتصادی: ایران پیش از حمله به تأسیسات پارس جنوبی نیز با ناترازی شدید گاز دست و پنجه نرم می کرد؛ حالا آسیب دیدن بخشی از ظرفیت تولید و خروج حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب گاز از مدار، بحران موجود را عمیق تر کرده است. در این میان، هشدار یک مقام استانی درباره احتمال ۶۰ تا ۹۰ روز محدودیت گاز در سه استان شمالی مطرح شده، اما دولت و شرکت ملی گاز ایران هنوز به افکار عمومی توضیح نداده اند که برای جلوگیری از تکرار بحران چه برنامه ای دارند؛ واردات از ترکمنستان چه می شود، صادرات گاز با چه اولویتی ادامه پیدا می کند و در صورت کمبود، مردم باید منتظر قطع گاز، افزایش مصرف برق و بحران تازه انرژی باشند؟
به گزارش خبرنگار اقتصادی رکنا، هشدار درباره زمستان سخت، دیگر فقط یک تحلیل بدبینانه از وضعیت انرژی کشور نیست. معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری گلستان اخیراً از احتمال ۶۰ تا ۹۰ روز محدودیت یا قطعی گاز در سه استان گلستان، مازندران و خراسان شمالی سخن گفته است؛ اظهارنظری که بازتاب گسترده ای داشت و اکنون این پرسش را پیش روی دولت و شرکت ملی گاز ایران قرار داده است که اگر چنین سناریویی روی میز مسئولان بوده، برنامه عملی برای جلوگیری از آن چیست؟ این هشدار را نمی توان جدا از وضعیت کلی صنعت گاز ایران دید. کشور پیش از حمله به تأسیسات پارس جنوبی نیز با کسری و ناترازی قابل توجه در روزهای اوج مصرف مواجه بود. طبق اظهارات منتشرشده از سوی سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس، در پی حمله به پنج فاز و تأسیسات پالایشی پارس جنوبی، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت گاز از مدار خارج شد و باید بخش قابل توجهی از ظرفیت از دست رفته بازسازی شود.
ناترازی گاز موضوع امروز نیست!
نکته مهم این است که حمله به پارس جنوبی، بحران گاز را از صفر ایجاد نکرد؛ بلکه به مشکلی اضافه شد که سالها پیش شکل گرفته بود. در زمستان سال گذشته نیز کسری گاز کشور در روزهای اوج مصرف در محدوده صدها میلیون مترمکعب در روز گزارش می شد. اکنون با از دست رفتن بخشی از ظرفیت تولید و پالایش، دولت و شرکت ملی گاز باید توضیح دهند که محاسبه آنها از شکاف عرضه و تقاضا در زمستان پیش رو چیست.
آیا همان ناترازی سالهای گذشته مبنای برنامه ریزی قرار گرفته و کاهش ظرفیت ناشی از حمله نیز به آن اضافه شده است؟ یا دولت معتقد است ظرفیت های از دست رفته تا پیش از آغاز سرمای جدی به طور کامل بازخواهد گشت؟
اینها پرسش هایی نیست که بتوان پاسخ آنها را به روزهای سرد سال موکول کرد. پارس جنوبی ستون اصلی تولید گاز ایران است و گزارش های منتشرشده نشان می دهد این میدان بخش عمده گاز تولیدی کشور را تأمین می کند؛ بنابراین هر کاهش قابلتوجه در ظرفیت آن، مستقیما بر امنیت انرژی کشور اثر می گذارد.
ناترازی گاز امسال تشدید می شود
سعید پاک سرشت، مدیر برنامه ریزی تلفیقی شرکت ملی گاز ایران در گفتگو با رکنا با تشریح آخرین وضعیت صنعت گاز پس از آسیب های وارد شده به تاسیسات پالایشگاهی اظهار کرد: در جریان حملات اخیر، چهار پالایشگاه گازی کشور آسیب دیدند و حدود 230 میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت پالایش گاز کشور از مدار خارج شد که معادل حدود 28 درصد ظرفیت پالایشی کشور است.
وی افزود: عملیات مهار حادثه و بازسازی از همان ساعات اولیه آغاز شد و اکنون برنامه بازگردانی ظرفیت در چهار مرحله در حال اجراست. هدف گذاری ما بازگرداندن حدود 75 تا 80 میلیون مترمکعب از ظرفیت از دست رفته در کوتاه مدت است که تاکنون بیش از نیمی از آن محقق شده و بخش دیگری تا پیش از آغاز زمستان امسال و مابقی تا فروردین سال آینده وارد مدار خواهد شد و بازگشت کامل ظرفیت آسیب دیده به شرایط پیش از حادثه، حداقل 2 تا 2.5 سال زمان نیاز دارد.
مدیر برنامه ریزی شرکت ملی گاز با بیان اینکه شرایط زمستان پیش رو سخت تر از سال گذشته خواهد بود، گفت: ناترازی گاز کشور که سال گذشته نیز وجود داشت، امسال به دلیل آسیب به پالایشگاه ها حدود 130 تا 140 میلیون مترمکعب در روز افزایش یافته و مجموع ناترازی زمستانی به حدود 250 میلیون مترمکعب در روز خواهد رسید.
وی از مردم خواست با رعایت الگوی مصرف، صنعت گاز را در عبور از زمستان پیش رو همراهی کنند و افزود: همه ما در یک شرایط ویژه قرار داریم و همراهی مردم نقش تعیین کننده ای در تامین پایدار گاز خواهد داشت.
هشدار قطع گاز استان های شمالی
اخیرا نیز سیدمهدی محیایی، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری گلستان، با اشاره به بررسی وضعیت گاز سه استان گلستان، مازندران و خراسان شمالی از احتمال قطعی یا محدودیت ۶۰ تا ۹۰ روزه در فصل سرد خبر داده است. با این حال، درباره جزئیات و دامنه دقیق این محدودیت هنوز اطلاع رسانی رسمی و شفافی منتشر نشده و برخی گزارش ها نیز بر لزوم روشن شدن منظور دقیق این اظهارات تأکید کرده اند.
اما مسئله اصلی حتی فراتر از صحت سنجی یک عدد است: چرا یک مقام استانی از چنین سناریوی سنگینی سخن می گوید، اما دولت و شرکت ملی گاز ایران هنوز گزارش روشنی از برنامه اضطراری زمستان ارائه نکرده اند؟
اگر برآورد مسئولان این است که خطر جدی نیست، باید با انتشار اعداد و برنامه های مشخص، نگرانی مردم را برطرف کنند. اگر خطر جدی است، پنهان کردن ابعاد آن تا رسیدن زمستان نمی تواند جای برنامه ریزی را بگیرد.
دولت درباره واردات چه برنامه ای دارد؟
یکی از مهم ترین نقاط ضعف دولت، سکوت یا ابهام درباره سیاست واردات گاز است. برای استان های شمالی، واردات از ترکمنستان می تواند یکی از گزینه های عملی برای کاهش فشار شبکه باشد. نزدیکی جغرافیایی این مناطق و مسئله انتقال گاز از جنوب به شمال، اهمیت استفاده از ظرفیت همسایگان را دوچندان می کند.
بنابراین دولت باید پاسخ دهد:
آیا مذاکرات برای افزایش واردات گاز از ترکمنستان انجام شده است؟
اگر انجام شده، حجم واردات احتمالی چقدر خواهد بود؟
این گاز در چه زمانی وارد شبکه می شود؟
آیا قرارداد یا توافقی برای تأمین گاز روزهای اوج مصرف نهایی شده است؟
سهم این واردات در جبران کسری احتمالی چقدر است؟
در شرایطی که یک مقام استانی از احتمال محدودیت طولانی مدت سخن می گوید، پاسخ هایی از جنس «اوضاع مدیریت می شود» یا «تمهیدات لازم اندیشیده شده» دیگر کافی نیست. مردم و صنایع به عدد نیاز دارند.
صادرات گاز ادامه دارد اما اولویت با چیست؟
پرسش دیگر به سیاست صادراتی کشور مربوط می شود. وقتی احتمال کمبود برای مصرف کنندگان داخلی مطرح است، دولت باید به صورت شفاف اعلام کند که صادرات گاز با چه حجم و اولویتی ادامه خواهد یافت.
بحث این نیست که صادرات گاز الزاماً باید متوقف شود؛ قراردادهای بین المللی و منافع اقتصادی کشور نیز اهمیت دارند. اما شرکت ملی گاز ایران و وزارت نفت باید روشن کنند در شرایط کمبود احتمالی، اولویت بندی مصرف داخلی، تعهدات صادراتی، واردات، ذخیره سازی و تحویل گاز به نیروگاه ها و صنایع چگونه انجام خواهد شد و عدم توضیح شفاف آن هم درست در آستانه زمستان، فقط ابهامات را افزایش می دهد.
قطع گاز یعنی افزایش مصرف برق
یکی از مهمترین ابعاد سناریوی قطع یا محدودیت گاز، اثر دومینویی آن بر شبکه برق است. اگر گاز خانوارها یا مناطق سردسیر محدود شود، بخشی از مصرف گرمایشی به سمت برق حرکت می کند. استفاده گسترده از بخاری و تجهیزات گرمایشی برقی، می تواند بار شبکه برق را افزایش دهد؛ آن هم در شرایطی که نیروگاه ها برای تولید برق خود به سوخت نیاز دارند و کمبود گاز می تواند سوخت رسانی به نیروگاه ها را نیز تحت فشار قرار دهد و در این شرایط کشور با یک چرخه معیوب مواجه می شود. این دقیقا همان نقطه ای است که دولت باید پیش از شروع بحران، برای آن برنامه داشته باشد؛ نه اینکه پس از آغاز محدودیت ها میان قطع برق و استفاده گسترده تر از سوخت های آلاینده دست به انتخاب بزند.
صنایع؛ قربانی همیشگی ناترازی
در سالهای گذشته، اولین قربانیان کمبود گاز صنایع بوده اند. هر بار که اولویت تأمین گاز به بخش خانگی داده شده، فولاد، پتروشیمی، سیمان و دیگر صنایع انرژی بر با کاهش یا قطع گاز مواجه شده اند. بنابراین دولت ممکن است بار دیگر برای جلوگیری از قطع گاز خانگی، صنایع را محدود کند؛ اما این تصمیم بدون هزینه نیست. محدودیت انرژی یعنی کاهش تولید، از دست رفتن بازارهای صادراتی، افزایش هزینه تولید و کاهش درآمد ارزی آن هم در شرایطی که صنایع و تولید در وضعیت خوبی به سر نمی برند.
بنابراین مسئله زمستان فقط این نیست که «گاز خانه ها قطع می شود یا نه». سؤال مهم تر این است که هزینه جلوگیری از قطع گاز خانگی، این بار به دوش کدام بخش اقتصاد گذاشته خواهد شد و خسارت آن در نهایت چگونه به زندگی مردم بازمیگردد؟
شرکت ملی گاز ایران باید قبل از بحران پاسخ دهد
شرکت ملی گاز ایران باید به طور شفاف و با ارائه برنامه عدددار و زمان بندی شده برای زمستان ۱۴۰۵، توضیح دهد که:
ظرفیت گاز کشور پیش از حمله چقدر بوده است؟
دقیقاً چه میزان ظرفیت در پی حمله از مدار خارج شد؟
چه مقدار تاکنون احیا شده است؟
چه مقدار تا آغاز اوج سرمای زمستانی بازمیگردد؟
کسری پیش بینی شده در اوج مصرف دقیقاً چقدر است؟
برای سه استان شمالی چه برنامه ویژه ای در نظر گرفته شده است؟
واردات از ترکمنستان چه نقشی در این برنامه دارد؟
در صورت کمبود، اولویت محدودیت با کدام بخش ها خواهد بود؟
چه سوخت جایگزینی برای خانوارها، نیروگاه ها و صنایع آماده شده است؟
تا زمانی که این پرسش ها بی پاسخ بماند، هشدارهای پراکنده درباره زمستان سخت نمی تواند نگرانی مردم را کاهش دهد.
راهکار چیست؟
طبق گفته کارشناسان چند اقدام فوری می تواند فشار زمستان را کاهش دهد:
نخست؛ قرارداد و افزایش واردات گاز از ترکمنستان باید پیش از آغاز موج سرما نهایی شود. برای شمال کشور، واردات منطقه ای می تواند سریع تر از اتکا به انتقال بیشتر گاز از جنوب عمل کند.
دوم؛ بازسازی ظرفیت های آسیب دیده پارس جنوبی باید با انتشار گزارش عمومی و زمان بندی شفاف دنبال شود. مردم باید بدانند وعده بازگشت ظرفیت بر چه مبنایی داده می شود.
سوم؛ صادرات و مصرف داخلی باید در یک برنامه شفاف اولویت بندی شود. دولت نمی تواند از مردم و صنایع بخواهد خود را برای محدودیت آماده کنند، اما درباره حجم صادرات و سیاست واردات توضیح ندهد.
چهارم؛ برای مناطق در معرض خطر، ذخیره و توزیع سوخت جایگزین باید از پیش آماده شود. کپسول گاز مایع برای پخت و پز و تجهیزات گرمایشی ایمن و کنترل شده باید بخشی از برنامه اضطراری باشد؛ نه اینکه پس از قطع گاز تازه به فکر تأمین آن بیفتند.
پنجم؛ مدیریت مصرف باید از شعار خارج شود. برنامه های تشویقی برای کاهش مصرف، اصلاح تعرفه های پرمصرف، بهینه سازی موتورخانه ها و کاهش اتلاف انرژی، باید پیش از اوج مصرف اجرا شود.
ششم؛ دولت باید برای جلوگیری از موج مصرف برق ناشی از کمبود گاز، برنامه مشخص ارائه کند. اگر احتمال استفاده از گرمایش برقی وجود دارد، باید از هم اکنون ظرفیت شبکه و آمادگی نیروگاه ها بررسی و اعلام شود.
بحران قابل پیش بینی، دیگر «حادثه» نیست
حمله به بخشی از تأسیسات پارس جنوبی یک اتفاق غیرمنتظره بود، اما ناترازی گاز و آسیب پذیری شبکه در روزهای اوج مصرف، مسئله تازه ای نیست. امروز دولت با ترکیب این دو عامل مواجه است: ناترازی که از گذشته وجود داشته است و دیگری، کاهش ظرفیت. همین موضوع مسئولیت دولت، وزارت نفت و شرکت ملی گاز ایران را سنگین تر می کند. اگر از امروز احتمال محدودیت ۶۰ تا ۹۰ روزه در سه استان مطرح است، اگر حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت گاز از مدار خارج شده و بازسازی آن هنوز کامل نشده، دیگر نمی توان منتظر ماند تا نخستین موج سرما از راه برسد و بعد نام آن را «بحران» گذاشت. بحرانی که از ماه ها قبل درباره آن هشدار داده شده است و در صورت بی عملی، دیگر حادثه نیست؛ نتیجه تصمیم نگرفتن است.
ارسال نظر