روایت مردان شجاعی که به جنگ خاموشی در آذربایجان غربی می روند/ از بحران زلزله خوی تا بارش ۳ متر برف و ۲۲ دکل شکسته + تصاویر

به گزارش خبرنگار اقتصادی رکنا، آذربایجان غربی در شمال‌ غرب کشور، با مرز مشترک با ترکیه، عراق و جمهوری آذربایجان، یکی از استان‌ های راهبردی و در عین حال پرچالش کشور در حوزه مدیریت بحران است؛ استانی با تنوع قومی و مذهبی، گستره جغرافیایی قابل توجه و شرایط اقلیمی و امنیتی خاص. گستردگی استان به اندازه‌ ای است که فاصله شمالی‌ ترین تا جنوبی‌ ترین شهر آن حدود ۹۱۰ کیلومتر عنوان می‌ شود؛ فاصله‌ ای که در زمان بحران، تنها یک عدد روی نقشه نیست، بلکه به معنای دشواری جابه جایی نیرو، تجهیزات و امکانات امدادی است. آذربایجان غربی طی سالهای گذشته بحران‌ های متعددی را تجربه کرده است؛ از زلزله‌ های مخرب گرفته تا برف سنگین و یخبندان، طوفان، انسداد مسیرهای ارتباطی و حوادث مناطق مرزی.

فخرعلی دیهیم، رئیس گروه مدیریت بحران و پدافند غیرعامل شرکت توزیع نیروی برق آذربایجان غربی، در گفتگو با رکنا از پشت صحنه مدیریت این بحران‌ ها و روزهایی می‌ گوید که حفظ برق مردم، به یک عملیات نفس‌ گیر تبدیل شده است.

فخرعلی دیهیم

زلزله‌ خوی ۶۰ درصد برق شهر را در لحظه اول قطع کرد

استان آذربایجان غربی سابقه زلزله‌ های شدید دارد. فخرعلی دیهیم،  رئیس گروه مدیریت بحران و پدافند غیرعامل شرکت توزیع نیروی برق آذربایجان غربی با اشاره به زلزله تاریخی سلماس که در دهه 1308 رخ داد و خسارات سنگینی بر جای گذاشت و حدود 4 هزار نفر کشته بر جای گذاشت، می‌ گوید: برخی شهرهای استان از جمله خوی و ارومیه در معرض خطر زلزله قرار دارند اما یکی از مهم‌ ترین بحران‌ های سالهای اخیر، زلزله‌ های پیاپی خوی در سال ۱۴۰۱ بود.

به گفته وی، در آن سال چند زمین‌ لرزه در منطقه رخ داد؛ از جمله زلزله ۱۳ مهرماه، زلزله ۲۸ دی‌ ماه و سپس زلزله هشتم بهمن ماه.

زلزله هشتم بهمن با قدرت ۵.۹ ریشتر و در ساعت ۲۱:۴۴ رخ داد و در همان لحظات اولیه حدود ۶۰ درصد برق شهر خوی قطع شد. برخورد سیم‌ ها، اتصال کوتاه و آسیب به شبکه موجب شد بخش قابل توجهی از برق شهر از مدار خارج شود. با این حال عملیات بازیابی بلافاصله آغاز شد و طی یکی دو ساعت نخست، حدود ۵۰ درصد قطعی‌ ها برطرف شد؛ اما برخی فیدرهایی که بخش‌ هایی از مناطق روستایی را تأمین می‌ کردند، به دلیل شکستگی و آسیب تجهیزات، نیازمند زمان بیشتری برای اصلاح و بازسازی بودند.

زلزله خوی

زلزله خوی

۲۰ روز بدون خانه؛ وقتی مردم خوی در کمپ‌ ها زندگی کردند

اما مسئله فقط برق نبود. وقوع سه زلزله در فاصله زمانی کوتاه باعث شده بود مردم از بازگشت به خانه‌ های خود هراس داشته باشند. به گفته دیهیم، تقریباً ۲۰ روز تا یک ماه، بخش قابل توجهی از جمعیت شهر در خارج از خانه‌ ها زندگی کردند. برخی خانواده هایی که امکانات بیشتری داشتند به شهرهای اطراف رفتند و گروهی دیگر در کمپ‌ هایی که در پارک‌ ها و فضاهای سبز ایجاد شده بود، اسکان یافتند.

در مدت کوتاهی بیش از ۱۰۰ کمپ برای اسکان مردم برپا شد. این اتفاق برای شرکت توزیع برق، یک مأموریت تازه ایجاد کرد؛ برق‌ رسانی به کمپ‌ هایی که مردم در سرمای زمستان در آنها زندگی می‌ کردند. مردم برای گرمایش و تأمین نیازهای روزمره خود از وسایل برقی استفاده می‌ کردند و همین مسئله موجب افزایش شدید بار شبکه شد.

دیهیم می‌ گوید در این شرایط حتی مواردی از آتش‌ سوزی نیز رخ داد و نیروهای برق مجبور بودند به سرعت برای رفع مشکلات وارد عمل شوند. برای مدیریت وضعیت، نیروهای شرکت از شهرستان‌ های مختلف استان به منطقه اعزام شدند. حدود ۱۶ تا ۱۷ روز، دست‌ کم ۱۰۰ نیروی عملیاتی به‌ صورت مستمر در منطقه حضور داشتند تا برق کمپ‌ ها را برقرار و پایدار نگه دارند.

در کنار بحران واقعی، یک بحران روانی نیز وجود داشت؛ شایعات درباره احتمال وقوع زلزله شدیدتر باعث شده بود مردم برای بازگشت به خانه‌ ها تردید داشته باشند. سرانجام پس از حدود ۲۰ روز، با کاهش نگرانی‌ ها، مردم به تدریج به خانه‌ های خود بازگشتند و کمپ‌ ها جمع‌ آوری شدند.

برف پیرانشهر

۳ متر برف روی زمین؛ ۲۲ دکل برق شکست

اگر زلزله خوی یک بحران بزرگ شهری بود، بحران برف سال ۱۳۹۱ در مناطق کوهستانی استان، نمونه‌ ای از یک بحران گسترده اقلیمی بود.

دیهیم می‌ گوید در برخی مناطق، ارتفاع برف به بیش از سه متر رسید. بارش سنگین برف همراه با یخبندان باعث شکستگی ۲۲ دکل انتقال برق شد و حدود ۴۰ درصد شبکه متوسط منطقه آسیب دید. در نتیجه، برق یک شهر و حدود ۱۴۵ روستا قطع شد. شرایط به اندازه‌ای دشوار بود که حتی انتقال نیروهای کمکی به منطقه با مشکل مواجه شد؛ زیرا مسیرها مسدود بودند و نیروهای عملیاتی امکان تردد عادی نداشتند.

برای مقابله با بحران، نیروهای کمکی (معین) از استان‌ های مختلف به آذربایجان غربی اعزام شدند؛ از جمله نیروهایی از زنجان، گیلان، اردبیل، کردستان و کهگیلویه و بویراحمد. حدود چهار روز زمان برد تا برق شهر برقرار شود و بازگرداندن برق روستاها نیز نزدیک به ۱۴ روز طول کشید.

این بحران از نظر گستردگی، یکی از حوادث مهم استان محسوب می‌ شود؛ یک شهر و حدود ۱۴۵ روستا برای روزهای طولانی با خاموشی مواجه بودند.

دیهیم از شرایط اقتصادی و اجتماعی آن روزها نیز می‌ گوید؛ شرایطی که به دلیل بسته بودن جاده‌ ها و نبود امکان انتقال کالا از شهرهای دیگر، حتی برخی اقلام ضروری با قیمت‌ های چندین برابر به سختی پیدا می‌ شدند.

سخت‌ ترین تصمیم؛ برق مردم یا جان نیروهای عملیاتی؟

مدیریت بحران فقط تصمیم برای اعزام نیرو نیست؛ گاهی تصمیم درباره اعزام یا عدم اعزام نیروی انسانی به منطقه‌ ای است که ممکن است بازگشت از آن امکان‌ پذیر نباشد.

دیهیم در پاسخ به این پرسش که سخت‌ ترین تصمیم در بحران‌ ها چیست، از اهمیت همزمان برق‌ رسانی و ایمنی نیروهای عملیاتی سخن می‌ گوید.

او خاطره طوفان شدید پنجم فروردین سال ۱۳۹۷ در ارومیه و شهرهای اطراف را یادآوری می‌ کند؛ طوفانی که موجب قطعی گسترده برق شد و نیروهای عملیاتی به‌ صورت مستمر برای رفع خرابی‌ ها اعزام شدند.

در جریان یکی از این عملیات‌ ها، یکی از نیروهای شرکت در یک حادثه گرفتار و دچار قطع دست شد. همین تجربه‌ ها باعث شده تصمیم‌ گیری درباره اعزام نیرو به مناطق بحرانی بسیار حساس باشد. گاهی یک نیروی عملیاتی باید متوسط پنج تا ده کیلومتر در شرایط سخت پیاده حرکت کند تا به محل خرابی برسد. در برخی مناطق نیز خطر حیوانات وحشی، یخ‌ زدگی، کولاک و نبود امکان امدادرسانی وجود دارد.

در چنین شرایطی مدیر بحران با یک انتخاب دشوار مواجه است: برق مردم باید هرچه سریع‌ تر وصل شود، اما جان نیرویی که قرار است این کار را انجام دهد نیز نباید قربانی عملیات شود.

برف پیرانشهر

بزرگ‌ ترین کمبود در بحران‌ ها؛ تجهیزات

وقتی صحبت از مهم‌ ترین کمبودها در زمان بحران می‌ شود، دیهیم بدون تردید از تجهیزات نام می‌ برد.

او به بحران برف در پیرانشهر اشاره می‌ کند و می‌ گوید در آن زمان، تجهیزات لازم برای برف‌ روبی و بازگشایی مسیرها در منطقه به اندازه کافی وجود نداشت. برای همین، تجهیزات مورد نیاز از استان‌ های همجوار و تبریز به منطقه منتقل شد. اهمیت این تجهیزات در یک مثال ساده مشخص می‌ شود؛ نیروهای برق برای شناسایی خرابی‌ ها گاهی مجبور بودند ده‌ ها کیلومتر در برف پیاده حرکت کنند، در حالی که با استفاده از ماشین‌ آلات مناسب، همین مسیر در مدت بسیار کوتاه‌ تری طی می‌ شد.

دیهیم تأکید می‌ کند که در بحران، تجهیزات فقط سرعت عملیات را افزایش نمی‌ دهند؛ بلکه می‌ توانند از به خطر افتادن جان نیروهای انسانی نیز جلوگیری کنند.

جاده‌ ای که باز می‌ شود و دوباره بسته می‌ شود

یکی از مشکلات جدی در بحران‌ های برفی، بسته بودن مسیرهای دسترسی است. شرکت توزیع برق ممکن است از نظر نیروی انسانی برای رفع خرابی آمادگی داشته باشد، اما وقتی جاده بسته است، نیرو نمی‌ تواند خود را به محل حادثه برساند.

دیهیم می‌ گوید گاهی راهداری مسیر را باز می‌ کند و نیروهای برق وارد منطقه می‌ شوند، اما با ادامه بارش، مسیر دوباره مسدود می‌ شود و حتی نیروهای عملیاتی در منطقه گرفتار می‌ شوند. به همین دلیل، هماهنگی میان دستگاه‌ ها در ساعات اولیه بحران اهمیت حیاتی دارد.

دیهیم با اشاره به حادثه‌ ای در سال 1385 می‌ گوید یکی از نیروهای شرکت که برای طراحی پروژه‌ های برق‌ رسانی به مناطق مرزی اعزام شده بود شهید شد و دو نفر جانباز شدند.

برف پیرانشهر

مردم روستاها آماده‌ ترند؛ شهرها آسیب‌ پذیرتر

به اعتقاد دیهیم، مردم مناطق روستایی به دلیل تجربه مکرر برف و کولاک، آمادگی بیشتری برای مقابله با برخی بحران‌ ها دارند. آنها معمولاً پیش از آغاز فصل سرما، مواد غذایی، سوخت و وسایل گرمایشی مورد نیاز خود را تهیه می‌ کنند و برای چند روز قطع ارتباط و محدودیت تردد آمادگی دارند. اما وضعیت در شهرها متفاوت است.

در شهرهای جدید و ساختمان‌ های آپارتمانی، بسیاری از واحدها امکان استفاده از سیستم‌ های گرمایشی جایگزین مانند بخاری نفتی را ندارند؛ چراکه اصولاً دودکش مناسب برای چنین وسایلی در ساختمان پیش‌ بینی نشده است.

دیهیم می‌ گوید این موضوع بارها به نظام مهندسی و دستگاه‌ های مرتبط با راه و شهرسازی منتقل شده است.

از نگاه او، اگر روزی گاز یک منطقه برای چند روز قطع شود، حتی تأمین سوخت جایگزین نیز لزوماً مشکل مردم را حل نمی‌ کند؛ چراکه بسیاری از خانه‌ های جدید امکان استفاده ایمن از تجهیزات گرمایشی جایگزین را ندارند.

اگر اختیار و بودجه مدیریت بحران دست من بود...

وقتی از رئیس گروه مدیریت بحران و پدافند غیرعامل شرکت توزیع برق استان پرسیده می‌ شود اگر اختیار و بودجه مدیریت بحران در دست خودش بود، چه چیزی را تغییر می‌ داد، پاسخ او روشن است: زیرساخت‌ های ارتباطی و راه‌ های دسترسی باید در اولویت قرار بگیرند.

دیهیم معتقد است در بحران، اگر راه‌ های ارتباطی مسدود شوند، حتی بهترین تیم امدادی و تجهیزات نیز نمی‌ توانند به محل حادثه برسند.

او با اشاره به تجربه زلزله کرمانشاه می‌ گوید باز بودن مسیرهای ارتباطی و استاندارد بودن آنها برای ورود و خروج نیروهای امدادی، یکی از مهم‌ ترین ارکان مدیریت بحران است.

موضوع دوم از نگاه او، ارتباطات مخابراتی است. به گفته دیهیم، در برخی روستاها با قطع برق، ارتباط مخابراتی نیز قطع می‌ شود و مردم دیگر نمی‌ توانند درباره حادثه اطلاع‌ رسانی کنند یا درخواست کمک داشته باشند.

او پیشنهاد می‌ کند زیرساخت‌ های مخابراتی به تجهیزات پشتیبان مانند موتور برق و UPS مجهز شوند تا در صورت قطع برق، حداقل هفت تا هشت ساعت امکان ادامه فعالیت داشته باشند.

شبکه‌ های هوایی؛ پاشنه آشیل برق در بحران

دیهیم یکی دیگر از مشکلات ساختاری شبکه برق را هوایی بودن بخش قابل توجهی از آن می‌ داند. به گفته او، شبکه‌ های هوایی در برابر طوفان، برف، باد و سایر حوادث طبیعی آسیب‌ پذیری بالایی دارند.

او معتقد است در کشورهای پیشرفته، بخش زیادی از شبکه برق شهری به شکل زیرزمینی و از طریق کانال‌ های مخصوص اجرا شده است. در چنین شرایطی، حتی در زمان طوفان، برف یا سیلاب، احتمال آسیب مستقیم به شبکه کمتر خواهد بود. اما در شبکه‌ های هوایی، یک طوفان شدید می‌ تواند تعداد زیادی از تجهیزات را از مدار خارج کند و ساعت‌ ها زمان برای بازسازی و برقراری مجدد برق نیاز باشد.

اولویت های عملیاتی بحران همزمان در چند شهرستان 

اگر چند شهرستان همزمان گرفتار بحران شوند چه می‌ کنید؟

آذربایجان غربی ۲۱ شهرستان دارد و یکی از سناریوهای مهم مدیریت بحران، درگیری همزمان چند شهرستان است.

دیهیم می‌ گوید برای این شرایط سناریوهای مختلفی طراحی شده و در صورت وقوع حادثه گسترده، نیروها و تجهیزات شهرستان‌ های دیگر به مناطق آسیب‌ دیده اعزام می‌ شوند. اما اولویت‌ بندی بر اساس میزان جمعیت و تعداد افراد متأثر از بحران انجام می‌ شود. اگر سه شهر همزمان دچار حادثه شوند، شهری که تعداد بیشتری از مردم درگیر آن هستند، اولویت بیشتری برای دریافت نیرو و امکانات خواهد داشت.

در عین حال، نیروهای موجود نباید منتظر رسیدن کمک‌ های بیرونی بمانند؛ بلکه باید با امکانات موجود، عملیات در مناطق قابل دسترس را آغاز کنند تا در کوتاه‌ ترین زمان ممکن تعداد بیشتری از مردم از وضعیت بحرانی خارج شوند.

دیهیم درباره دستگاه‌ هایی که بیشترین نیاز به هماهنگی با شرکت توزیع برق دارند، از استانداری، دستگاه‌ های حاکمیتی، هلال احمر، راهداری، مخابرات و نیروهای نظامی و انتظامی نام می‌ برد.

استانداری و دستگاه‌ های حاکمیتی در هماهنگی کلان نقش دارند؛ هلال احمر در امدادرسانی و اسکان، راهداری در بازگشایی مسیرها، مخابرات در حفظ ارتباطات و نیروهای نظامی و انتظامی در تأمین امنیت و پشتیبانی از تیم‌ های عملیاتی، به‌ ویژه در مناطق مرزی، نقش دارند.

دریاچه ارومیه

بحران نمک دریاچه ارومیه هنوز تمام نشده است

اما یکی دیگر از نگرانی‌ های آذربایجان غربی، وضعیت دریاچه ارومیه است.

دیهیم می‌ گوید وضعیت دریاچه در مقایسه با سالهای گذشته بهتر شده و بارش‌ های مناسب، امیدهایی برای بهبود وضعیت ایجاد کرده است؛ با این حال، پیامدهای خشکی دریاچه هنوز به‌ طور کامل از بین نرفته است.

در سالهایی که تقریباً آبی به دریاچه نمی‌ رسید، بخش‌ هایی از بستر دریاچه به نمک تبدیل شد و با وزش باد، ریزگردهای نمکی در منطقه پراکنده می‌ شد. این ریزگردها علاوه بر آثار بهداشتی و مشکلات تنفسی برای مردم، برای شبکه برق نیز خطرآفرین بودند. نشست نمک روی سیم‌ ها، تیرها و تجهیزات موجب خوردگی تجهیزات و کاهش مقاومت آنها می‌شد.

به گفته دیهیم، بارش‌ های اخیر موجب شده میزان ریزگردهای نمکی نسبت به سالهای گذشته کاهش پیدا کند و بخشی از نگرانی‌ ها درباره این موضوع کمتر شود، اما این بحران هنوز به‌ طور کامل منتفی نشده است.

در آذربایجان غربی، خاموشی یک روستا در منطقه مرزی همیشه فقط یک «خرابی شبکه» نیست؛ گاهی پشت آن، برف و کولاک، مسدود شدن جاده، کوهستان، خطرات امنیتی و جان نیروهای عملیاتی قرار دارد.

چراغی که روشن می‌ ماند، حاصل یک عملیات خاموش است

پشت هر چراغی که بعد از زلزله، طوفان یا کولاک دوباره روشن می‌ شود، داستانی وجود دارد که معمولاً دیده نمی‌ شود.

مردانی که در سرمای زمستان، کیلومترها در برف راه می‌ روند؛ نیروهایی که برای رسیدن به یک دکل شکسته، مسیرهای صعب‌العبور را طی می‌ کنند؛ تکنسین‌ هایی که برای برق‌ رسانی به یک پاسگاه مرزی با بالگرد منتقل می‌ شوند و مدیرانی که باید میان سرعت برق‌ رسانی و امنیت نیروهای خود تصمیم بگیرند.

زلزله خوی، ۲۰ روز زندگی مردم در کمپ‌ ها، بیش از ۱۰۰ کمپ اضطراری، حضور دست‌ کم ۱۰۰ نیروی عملیاتی طی ۱۶ تا ۱۷ روز، سه متر برف، شکستن ۲۲ دکل، خاموشی یک شهر و حدود ۱۴۵ روستا، طوفان، انسداد جاده‌ ها و عملیات در مناطق مرزی، تنها بخشی از کارنامه بحران‌ های آذربایجان غربی است.

این‌ بار که چراغ خانه‌ ای پس از یک خاموشی دوباره روشن شد، شاید بد نباشد به یاد بیاوریم که گاهی پشت همین روشنایی ساده، ساعت‌ ها تلاش و ریسک‌ پذیری مردانی ایستاده است که باید برق را برگردانند؛ بدون آنکه اجازه داشته باشند جان خود را فراموش کنند.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1243325
  • اولین فیلم و صحبت های محسن نامجو پس از حضور در ایران