رکنا گزارش می دهد
بمب ساعتی اقلیم در البرز و زاگرس؛ چرا فاجعه نپال زنگ خطر جدی برای ایران است؟ / شمال و غرب غرق در آب، مرکز و شرق تشنه آب!
اجتماعی رکنا، طغیان ناگهانی کوهستان همیشه با غرش رعدوبرق و بارشهای سیلآسا آغاز نمیشود؛ فاجعه مرگبار نپال که با سقوط یک توده یخ و سنگ، موجی ۱۲ متری ساخت و ۱۹ پل و دهها کیلومتر جاده را بلعید، زنگ خطری جدی بیخ گوش ایران است. در شرایطی که فعال شدن پدیده «النینو» تا زمستان ۱۴۰۶، کشور را در منگنه «بارشهای ناگهانی در شمال و غرب» و «خشکسالی و گرمای خردکننده در مرکز و شرق» قرار میدهد، دامنههای ناپایدار و آبراهههای مسدود البرز و زاگرس نشان میدهند که بدون یک سامانه هشدار یکپارچه و اقدام فوری، کشور در آستانه ورود به فاز مخاطرات زنجیرهای و غیرقابل پیشبینی است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، سیلابی سهمگین بدون حتی یک قطره باران! آنچه چندی پیش در ارتفاعات نپال رخ داد و موجی ۱۲ متری از سنگ و یخ را بر سر روستاها و جادهها آوار کرد، فقط یک سانحه دوردست نبود؛ هشداری صریح برای کشوری مثل ایران است که در آستانه ورود به فاز فعال پدیده «النینو» در سالهای ۱۴۰۵ و ۱۴۰۶ قرار دارد. بحرانهای اقلیمی از این پس تنها با فرمولهای سنتی و هشدارهای بارشی از راه نمیرسند؛ خطر بیخ گوش کوهستانها و کلانشهرهای ماست.
وقتی کوهستان بدون بارش طغیان میکند
ماجرا ساده اما وحشتناک بود: در ارتفاع ۵۲۰۰ متری نپال، یخچالی طبیعی فرو ریخت، تودهای عظیم از یخ و سنگ ۱۲۰۰ متر سقوط کرد، سدی موقت پشت رودخانه ساخت و لحظاتی بعد، با شکستن این سد، موجی گلآلود با ارتفاع بیش از ۱۲ متر راه افتاد. نتیجه؟ ویرانی ۱۹ پل، نابودی ۴۰ کیلومتر جاده، قطع شریانهای حیاتی نپال و تبت و تهدید مرگبار چند روستا.
این رخداد یک درس بزرگ جهانی داشت: سیلابهای مرگبار همیشه وابسته به ابر و باران نیستند.
به گفته فاطمه فلاحتی، مدیر گروه پژوهشی مخاطرات آب و هواشناختی مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی، اگرچه منشأ خطرات در ایران یخچالهای عظیم نیست، اما کوهستانهای البرز و زاگرس با دامنههای ناپایدار، آبراهههای تندشیب، فرسایش شدید خاک و دهانههای تنگ و مسدود پلها، دقیقاً همان استعداد را برای ایجاد فجایع ناگهانی و زنجیرهای دارند.
شبح «النینو» بر سر ایران؛ زمستان ۱۴۰۵ تا ۱۴۰۶ چه در انتظار ماست؟
در شرایطی که الگوهای اقلیمی جهان دگرگون شده، تازهترین گزارشهای سازمان جهانی هواشناسی (WMO) نشان میدهد پدیده «النینو» در حال فعال شدن است؛ پدیدهای که طبق پیشبینیها تا زمستان ۱۴۰۵ و اوایل ۱۴۰۶ ماندگار خواهد بود و پیامدهای دوگانهای برای ایران به همراه دارد:
شمال، غرب و جنوب کشور: خطر بارشهای سیلآسا، رگبارهای بیسابقه و طغیانهای برقآسا.
مرکز و شرق کشور: تشدید خشکسالی، کمآبی و فرونشست.
کلانشهرها: امواج گرمای فرساینده و فشار شدید بر شبکه آب و برق.
مدیریت بحران سنتی پاسخگو نیست؛ ۶ گام برای نجات از «بحرانهای ترکیبی»
کارشناسان تأکید میکنند دوران مدیریت جزیرهای و منتظر ماندن برای آغاز بارندگی گذشته است. برای تابآوری در برابر این عصر جدید، اجرای ۶ راهکار حیاتی و فوری ضروری است:
سامانه هشدار یکپارچه و چندگانه (MH-EWS): تجمیع تمام هشدارهای پراکنده هواشناسی، زلزله، گرما و سیل در یک سامانه محلی و لحظهای بر اساس استانداردهای جهانی.
دیدهبانی هوایی و ماهوارهای البرز و زاگرس: رصد مداوم حرکت دامنهها، تهنشینی رسوبات و وضعیت آبراهههای شیبدار کوهستانی قبل از مسدود شدن و فاجعهآفرینی.
پایان ساختوساز در حریم رودخانهها: بازتعریف حریم رودها بهعنوان «فضای تخلیه انرژی آب»؛ عدم استقرار بیمارستانها، سازههای سنگین و مسیرهای امدادی در نقاط بحرانی و آسیبپذیر.
تدوین ۳ سناریوی آمادهباش ملی: سناریونویسی دقیق برای مواجهه همزمان با «سیل شدید»، «بیآبی و خشکسالی» و «بحران قطعی انرژی در اوج گرما».
مقاومسازی زیرساختهای حیاتی: بالا بردن تابآوری شبکه توزیع برق، بیمارستانها، تصفیهخانهها و مسیرهای مواصلاتی در برابر هجوم همزمان چند بحران.
پایکار آمدن تمام دستگاهها و مردم: تغییر نگاه از مدیریت تکدستگاهی به یک «اقدام هماهنگ ملی» با مشارکت شهرداریها، جامعه دانشگاهی، رسانهها و ساکنان محلی.
سیل ویرانگر نپال و سایه سنگین النینو در سالهای پیشرو، یک پیام روشن دارند: طبیعت قواعد بازی را تغییر داده است. ایران وارد دوران «مخاطرات مرکب» شده؛ دورانی که اگر مدیریت بحران از اتاقهای دربسته به سمت پایش علمی و اقدام پیشگیرانه در دل کوهستانها و شهرها حرکت نکند، تاوان آن را زیرساختها و زندگی مردم پس خواهند داد.
-
فیلم اظهارات راننده ارابه مرگ مشهد/ پشت فرمان جنسیس تشنج کردم
ارسال نظر