رکنا گزارش می دهد
۴۵.۷ میلیارد مترمکعب آب وارد سدها شد؛ اما ۶ سد هنوز زیر ۱۰ درصد آب دارند/ پشت آمارهای خوشرنگ سدها، بحران آب هنوز زنده است
اجتماعی رکنا، یک مقایسه مهم در آمار آب کشور نشان می دهد که بارش امسال تا ۴ مرداد به ۲۳۶.۴ میلیمتر رسیده؛ میانگین بلندمدت ۲۳۷.۱ میلیمتر است. یعنی تقریباً در حد نرمال. اما سال گذشته همین عدد فقط ۱۴۶.۲ میلیمتر بود. پس جهش ۷۴٪ ورودی سدها بیشتر از آنکه نشانه «فراوانی آب» باشد، بازگشت از یک سال بسیار خشک است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، آمارهای تازه شرکت مدیریت منابع آب ایران، از بهبود محسوس وضعیت منابع آب سطحی کشور نسبت به سال گذشته حکایت دارد؛ اما خواندن این ارقام بدون توجه به پراکندگی جغرافیایی منابع، وضعیت آبخوانها و فشار فزاینده بر مصارف، میتواند تصویری گمراهکننده از بحران آب ایران ایجاد کند. افزایش ۷۴ درصدی ورودی مخازن و رشد ۳۷ درصدی حجم آب ذخیرهشده، بیش از آنکه نشانه پایان بحران باشد، فرصتی محدود برای ترمیم بخشی از منابع آبی کشور است؛ فرصتی که نحوه مصرف آن تعیین میکند این بهبود موقت به بازسازی منابع منجر شود یا دوباره با افزایش برداشت از بین برود.
بر اساس آخرین دادهها، از ابتدای سال آبی جاری تا چهارم مردادماه، ۴۵.۷۴ میلیارد مترمکعب آب وارد مخازن سدهای کشور شده است؛ در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۲۶.۳۴ میلیارد مترمکعب بود. حجم آب موجود در مخازن نیز از ۲۲.۵۴ میلیارد مترمکعب در سال گذشته به ۳۰.۸۹ میلیارد مترمکعب رسیده است. همزمان، خروجی سدها ۱۹ درصد افزایش یافته و میزان پرشدگی مخازن به ۶۰ درصد رسیده است.
در نگاه نخست، این ارقام میتواند نشانه عبور از یک دوره بحرانی تلقی شود؛ اما شاخص ملی پرشدگی سدها نمیتواند وضعیت واقعی آب در همه مناطق ایران را توضیح دهد. در یک سوی این تصویر، سدهای نهند، آزادی و ایلام تقریباً به ظرفیت کامل رسیدهاند و در سوی دیگر، سدهای لار، دوستی، طرق، پانزده خرداد، بارزو و ساوه همچنان کمتر از ۱۰ درصد پرشدگی دارند.
این شکاف جغرافیایی یک نکته مهم درباره حکمرانی آب در ایران را آشکار میکند: «وضعیت آب کشور» یک عدد واحد نیست. بحران آب، بسته به حوضه آبریز، اقلیم، الگوی مصرف، ظرفیت منابع زیرزمینی، توسعه کشاورزی و وابستگی جمعیت و اقتصاد منطقه به منابع سطحی، شکلهای متفاوتی پیدا میکند. ممکن است یک استان همزمان با افزایش ذخیره سدهای خود، با افت آبخوانها یا کاهش جریانهای طبیعی رودخانهها مواجه باشد.
از همین منظر، آمار بارش اهمیت بیشتری پیدا میکند. ارتفاع بارش کشور از ابتدای سال آبی تا چهارم مردادماه ۲۳۶.۴ میلیمتر بوده؛ رقمی بسیار نزدیک به میانگین بلندمدت ۲۳۷.۱ میلیمتری. بنابراین آنچه امسال بیش از هر چیز برجسته است، نه وقوع یک سال استثنایی از نظر بارندگی، بلکه فاصله بسیار زیاد با سال آبی گذشته است؛ سالی که تنها ۱۴۶.۲ میلیمتر بارش در همین بازه ثبت شده بود.
این تفاوت نشان میدهد بخشی از تصویری که امروز از «بهبود منابع آب» میبینیم، در واقع حاصل مقایسه با یک سال بسیار خشک است. به بیان دیگر، افزایش ورودی سدها نسبت به سال گذشته لزوماً به معنای بازگشت همه اجزای چرخه آب به وضعیت مطلوب نیست.
مسئله اصلی نیز دقیقاً همینجاست. سد فقط یکی از اجزای نظام آبی کشور است. آبخوانها، رودخانهها، تالابها، خاک، پوشش گیاهی و جریانهای زیستمحیطی نیز بخشی از سرمایه آبی ایران هستند. افزایش ذخیره مخازن سدها الزاماً به معنای احیای این منابع نیست. حتی ممکن است در شرایطی، افزایش برداشت از منابع سطحی و زیرزمینی همزمان با بهبود ذخایر سدها ادامه پیدا کند.
از منظر محیطزیستی، اگر جریانهای پایه رودخانهها همچنان کاهش یافته باشد، تالابها حقابه کافی دریافت نکنند، سطح آبخوانها ترمیم نشود و برداشت از منابع زیرزمینی بیش از ظرفیت تجدیدپذیری آنها باقی بماند، نمیتوان صرفاً با استناد به پرشدگی سدها از بهبود پایدار وضعیت آب سخن گفت.
در چنین شرایطی، افزایش ۷۴ درصدی ورودی مخازن نباید بهانهای برای افزایش تخصیص یا مصرف آب باشد؛ بلکه باید بهعنوان یک «فرصت تنفس» برای منابع آبی کشور دیده شود. هر میزان آبی که امسال بیش از سال گذشته در اختیار قرار گرفته، اگر دوباره صرف توسعه مصرف، افزایش برداشت کشاورزی یا جبران کسریهای انباشته شود، ممکن است در نخستین دوره خشک بعدی از دست برود.
بحران آب ایران در نهایت فقط بحران کمبود بارش نیست؛ بحران ناترازی میان منابع تجدیدپذیر و میزان برداشت و مصرف است. حتی بارندگی در حد میانگین بلندمدت نیز زمانی نمیتواند امنیت آبی ایجاد کند که مصرف از ظرفیت طبیعی حوضهها فراتر رفته باشد.
از این منظر، شش سد با پرشدگی کمتر از ۱۰ درصد شاید از دهها عدد دیگر مهمتر باشند؛ زیرا نشان میدهند بهبود ملی، بهطور مساوی میان مناطق توزیع نشده است. برای خانواری که در حوضهای با ذخایر بحرانی زندگی میکند، میانگین ۶۰ درصدی پرشدگی مخازن کشور هیچ تضمینی برای امنیت آب شرب، کشاورزی یا آینده منابع محلی ایجاد نمیکند.
بنابراین مسئله امروز فقط این نیست که «چقدر آب وارد سدها شده است». پرسش اساسیتر این است که چه میزان از این آب باید برای شرب و نیازهای ضروری اختصاص یابد، چه میزان باید به محیطزیست برسد، چه مقدار باید برای بازسازی ذخایر طبیعی حفظ شود و چه میزان برداشت از آبخوانها همچنان ادامه خواهد داشت.
اگر افزایش ذخایر امسال دوباره به افزایش مصرف منجر شود، کشور صرفاً یک بحران را به تعویق انداخته است. اما اگر این دوره به فرصتی برای کاهش برداشت از آبخوانها، اصلاح الگوی مصرف، بازنگری در کشاورزی آببر، تأمین حقابه تالابها و احیای جریانهای طبیعی تبدیل شود، همین بهبود نسبی میتواند نقطه شروعی برای ترمیم باشد.
در غیر این صورت، پرتر شدن سدها بیشتر شبیه یک تنفس کوتاه در میان یک بحران مزمن خواهد بود؛ نه نشانهای از پایان بحران آب ایران.
-
فیلم جشن عروسی دوم شوهر سابق مهسا طهماسبی / این خانم بلاگر را به خانم بازیگر ترجیح داد
ارسال نظر