وضعیت محیط بانان در ایران؛ استانداردی که ده برابر نقض شده است / سه نیرو برای هر پاسگاه؛ تصویر کمبود در خط مقدم طبیعت / یک محیط‌بان برای ۱۱ هزار هکتار
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  شش‌ماهه نخست سال گذشته، ۵۱ قبضه سلاح غیرمجاز، ۱۸۶ فشنگ گلوله‌زنی و ۲۵۰ فشنگ ساچمه‌زنی کشف شد؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل نزدیک به ۱۰ درصد افزایش داشت. این فقط عدد نیست، نشانه‌ای است از تشدید یک میدان درگیری خاموش در دل زیستگاه‌های کشور. هر قبضه سلاح، یعنی یک مواجهه بالقوه مسلحانه. هر فشنگ، یعنی احتمال یک شلیک در تاریکی پاسگاه‌های دورافتاده.

وقتی آمار کشفیات بالا می‌رود، معنایش صرفاً افزایش کشف نیست؛ به همان اندازه می‌تواند بیانگر افزایش حضور متخلفان، گستاخی شکارچیان حرفه‌ای و سنگین‌تر شدن ریسک مأموریت‌های شبانه محیط‌بانان باشد. آنان در سکوتی کشدار، میان کوه و دشت، در برابر شبکه‌هایی ایستاده‌اند که بعضاً سازمان‌یافته، مسلح و آشنا به خلأهای قانونی‌اند.

استانداردی که ده برابر نقض شده است

در ایران هر محیط‌بان مسئول حفاظت از ۱۰ تا ۱۱ هزار هکتار عرصه طبیعی است؛ یعنی ده برابر استاندارد جهانی که یک هزار هکتار را برای هر نیرو تعریف می‌کند. این نسبت صرفاً یک شاخص اداری نیست؛ معیاری است برای سنجش کیفیت نظارت، سرعت واکنش و ضریب بازدارندگی.

برای استانداردسازی، دست‌کم ۷ هزار و ۸۰۰ محیط‌بان نیاز است، حال آنکه اکنون حدود ۳ هزار و ۷۰۰ نفر در این لباس خدمت می‌کنند. ۶۴ پاسگاه محیط‌بانی با میانگین سه نیرو در هر پاسگاه، مسئول حفاظت از حدود ۱۳ درصد مساحت کشورند. این تصویر، بیش از آنکه نشانه کمبود باشد، نشانه فرسودگی سیستم است.

سه نفر برای هزاران هکتار کوهستان، تالاب، جنگل و بیابان؛ یعنی گشت‌های فرسایشی، شیفت‌های ممتد، استراحت‌های کوتاه و واکنش‌هایی که گاه دیر می‌رسند. در چنین شرایطی حتی تجهیز به فناوری‌های نوین یا اجرای پایلوت‌هایی مانند «هوشمندسازی مناطق» نیز بدون تقویت منابع انسانی، کارکردی محدود خواهد داشت.

قانون در سایه تردید؛ اسلحه‌ای که پشتوانه ندارد

بحث حمل سلاح محیط‌بانان سال‌هاست محل مناقشه است. اصلاح قانون حمل سلاح در اسفند سال گذشته در مجلس رد شد؛ تصمیمی که موجی از نگرانی در میان بدنه محیط‌بانی و فعالان محیط‌زیست ایجاد کرد. ابهام در حدود اختیارات، بیم از تبعات قضایی پس از درگیری و سابقه صدور احکام سنگین علیه برخی محیط‌بانان، فضایی از تردید را بر مأموریت‌های مسلحانه سایه انداخته است.

در چنین وضعیتی، محیط‌بان میان دو خطر گرفتار می‌شود: اگر شلیک نکند، جان خود و همکارش تهدید می‌شود

محیط‌بانان ایران: بین خط مقدم طبیعت و خلأهای قانونی، یک بحران مزمن

درگیری‌های خاموش در دل جنگل‌ها و کوه‌ها

شش ماهه نخست سال گذشته، کشف ۵۱ قبضه سلاح غیرمجاز، ۱۸۶ مهمات گلوله‌زنی و ۲۵۰ مهمات ساچمه‌زنی رقمی است که نسبت به سال قبل ۱۰ درصد افزایش دارد. این آمار، نه تنها نشان‌دهنده فعالیت بیشتر متخلفان، بلکه عکس‌العملی است به شرایطی که محیط‌بانان را در معرض خطرات مسلحانه قرار می‌دهد. در مناطقی که هر محیط‌بان مسئول حفاظت از ۱۰ تا ۱۱ هزار هکتار زیستگاه است، مواجهه با شکارچیان مسلح حرفه‌ای بیش از حد تحمل انسانی می‌شود. استانداردهای جهانی یک هزار هکتار را برای هر نیرو تعیین کرده‌اند، اما ایران با ۳ هزار و ۷۰۰ محیط‌بان، نیازمند دو برابر این تعداد برای استانداردسازی است. این کمبود، مانند یک فرسایش آهسته، قدرت نظارت و بازدارندگی این قشر را در برابر تجاوزات طبیعت‌شکنان ضعیف می‌کند.

خلأهای قانونی

مسائل حقوقی و قضایی محیط‌بانان، بخشی از چالش‌های ساختاری است که سال‌هاست بحث‌های گسترده‌ای را به همراه داشته. رد قانون اصلاح حمل سلاح در مجلس ایران، در حالی که شکارچیان غیرمجاز آزادانه از اسلحه استفاده می‌کنند، نمونه‌ای از این خلأ است. محیط‌بانان در مواجهه با متخلفان، نه تنها از پشتوانه قانونی کافی برخوردار نیستند، بلکه احکام سنگینی مانند اعدام علیه برخی از آن‌ها به دلیل دفاع از حیات وحش، فضایی از تردید و ناامنی را در میان آن‌ها ایجاد کرده است. این وضعیت، شکارچیان را در سایه هراس از شلیک محیط‌بانان، با آزادی بیشتری به تخریب زیستگاه‌ها ترغیب می‌کند.

معیشتی که زیر خط فقر است

حقوق ناچیز محیط‌بانان، بیشترین تأثیر را در کاهش انگیزه و افزایش نرخ خودکشی در این قشر دارد. داستان‌هایی مانند خودکشی بهزاد شوکتی و اسماعیل ضرابی، تنها نمونه‌هایی از فشارهای معیشتی هستند که این افراد را در برابر خطرات مسلحانه بی‌دفاع می‌گذارد. بسیاری از محیط‌بانان شغل دوم دارند تا بتوانند امرار معاش کنند، در حالی که شغل اولی‌شان نیازمند تمرکز کامل بر حفاظت از طبیعت است. یک محیط‌بان ۵۰ ساله از یاسوج می‌گوید: «من هم واقعاً پشیمانم…» – جمله‌ای که درد یک حرفه را به خوبی برجسته می‌کند.

 پایلوت‌هایی بدون زیرساخت

طرح‌هایی مانند «هوشمندسازی مناطق» در پارک ملی گلستان، گام‌هایی در جهت استفاده از فناوری‌های نوین هستند. اما این اقدامات بدون تقویت منابع انسانی و تجهیزات کاربردی، نمی‌توانند مشکلات اساسی را حل کنند. در شرایطی که هر پاسگاه با سه نیرو مسئول حفاظت از ۱۳ درصد مساحت کشور است، چنین طرح‌هایی بیشتر شبیه به یک پوشش دودستی می‌شوند. کمبود تجهیزات، از جمله خودروهای گشت، دوربین‌های حرارتی و سیستم‌های نظارتی، وضعیت امنیتی محیط‌بانان را تشدید می‌کند.

فراخوان به نجات قهرمانان گمنام طبیعت

برای حفظ زیستگاه‌های ایران و گونه‌های در معرض خطر مانند یوز آسیایی و گور ایرانی، نیاز به حمایت گسترده‌تر از محیط‌بانان است. این حمایت‌ها باید شامل اصلاح قوانین، افزایش نیرو، بهبود معیشت و فراهم‌کردن تجهیزات مناسب باشد. همگامی نهادهای دولتی، خصوصی و مردمی ضروری است تا این قشر، مانند قهرمانان گمنام، بتوانند با امنیت و اقتدار بیشتر از طبیعت کشور محافظت کنند. در غیر این صورت، فقدان محیط‌بانان ضربه‌ای مهلک به حفاظت از محیط زیست خواهد بود – ضربه‌ای که تنها با توجه جدی به این بحران قابل جبران است.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات