کیمیا 15 ساله را جلوی در خانه اش کتک زدند / نازنین 18 ساله هم دوست پسرم را قاپید هم با دوستانم کتکم زد
حوادث رکنا: دختر نوجوانی بههمراه مادرش وارد کلانتری میدان جهاد شد و ادعاهای عجیبی را در اتاق مشاوره مطرح کرد.
به گزارش رکنا، چند روز پیش، دختر نوجوانی بههمراه مادرش وارد کلانتری میدان جهاد شد. او هنگام ورود از مأموران پرسید: «آیا اینجا بخشی برای مشاوره دارد؟ از کجا و چطور میتوانم مشاوره بگیرم؟» با راهنمایی مأموران، مادر و دختر به دایرهی مددکاری و مشاورهی کلانتری هدایت شدند. دختر نوجوان در کنار مادرش ادعاهای عجیبی را مطرح کرد. او مدعی شد که قربانی خیانت نامزد و بهترین دوستش شده و توسط خانوادهی دوستش بهشدت مورد ضربوشتم قرار گرفته است و بههمیندلیل برای ثبت شکایت و دریافت دیه به کمک نیاز دارد.
با این شکایت، سرهنگ حسن آخوندی، رئیس کلانتری میدان جهاد، از مددکار کلانتری خواست به این پرونده رسیدگی کند. مأموران برای اینکه دختر بتواند راحتتر صحبت کند، از مادرش خواستند که دقایقی بیرون از اتاق منتظر بماند. مادر در واکنش گفت: «خانم، من در جریان همهچیز هستم. من تنها مادر نیستم؛ با دخترم دوست هم هستم.» باوجوداین، او از اتاق خارج شد. دختر نوجوان در واکنش به رفتن مادرش گفت: «ممنونم که مادرم را بیرون کردید. او پس از طلاق، میخواهد همهجا همراه من باشد. هرچه به او میگویم دوباره ازدواج کن تا راحت شویم، گوش نمیکند.»
این نوجوان خود را «کیمیا» معرفی کرد و گفت: یکی از نزدیکترین دوستانم باعث شد عشق من نافرجام شود. او نهتنها عشقم را از من گرفت، بلکه آبرویم را در محله و میان دوستانم برد و مرا بهشدت کتک زد. بهخاطر او دندانم شکسته، لبم پاره شده و همهی تنم کبود است.
کیمیا در پاسخ به سؤال مأمور دربارهی سنش اعلام کرد که متولد سال ۱۳۹۱ است و بهزودی وارد پانزدهسالگی میشود.
رفیقم به من نارو زد
او بدون توجه به محیطی که در آن قرار داشت، دربارهی ماجرای خود توضیح داد: «دو سال قبل با پسری به نام امین که آن زمان پانزده سالش بود آشنا شدم. رابطهی ما خیلی خوب بود، بهطوریکه خودم را کنار او در لباس عروس تصور میکردم و حتی نام فرزندمان را هم انتخاب کرده بودیم. پس از دو سال، آرزوهایم توسط دختری به نام نازنین از بین رفت. نازنین هجدهساله است و پدر و مادر او هم از یکدیگر جدا شدهاند؛ بههمینخاطر اجازه دادیم به گروه ما ملحق شود. دو سال از رابطهی ما گذشته بود که - حدود یک ماه پیش - دیدم امین مرا بلاک کرده و رسماً غیبش زده است. با اینکه دلم شکست، غرورم را حفظ کردم. تا اینکه دوستم آتوسا مرا متوجه ماجرا کرد. من تازه از دوران افسردگی ناشی از جدایی با امین خارج شده بودم که آتوسا با من تماس گرفت و گفت که امین را با نازنین دیده است. آتوسا بعد از آن ماجرا، با پرسوجو از امین و نازنین فهمیده بود که با هم رابطه برقرار کردهاند. وقتی این را شنیدم، کلافه شدم؛ سراسیمه از خانه بیرون رفتم و سراغ نازنین رفتم. او دختر لوسی است؛ بعد از دعوا به او گفتم همهچیز تمام شد و به پدرت چیزی نگو. با اینکه گفت نمیگوید، میدانستم جلوی زبانش را نمیتوان گرفت.»
آنها مرا زدند
دختر نوجوان ادامه داد: «چند هفته بعد، پدر نازنین با من تماس گرفت. او خیلی مهربانانه از من پرسید: «عمه کجایی؟» گفتم که خانهی یکی از دوستانم هستم و اگر نازنین چیزی گفته است، توجه نکن. چیزی بین ما بوده که تمام شده است. گوشی را قطع کردم، اما ۱۰ دقیقه بعد او دوباره زنگ زد و گفت: «عمه، من دمِ در هستم؛ بیا پایین.» به دوستم گفتم که هوای مرا داشته باشد و پایین رفتم. بهمحض رسیدن به درِ منزل، دیدم نازنین، پدرش و دو دختر دیگر آنجا هستند. بهمحض دیدن آنها متوجه ماجرا شدم. گفتم: «نازنین، باز هم دهنلقی کردهای؟!» آنها اجازهی حرفزدن ندادند و شروع به کتکزدنم کردند. در ابتدا مقاومت میکردم، اما زورم به آنها نمیرسید؛ بخشی از زخمهایی که دارم مربوط به همان شب است. من میخواهم از آنها شکایت کنم. البته با نازنین همسایه هستیم و نمیدانم چطور باید این کار را بکنم.»
آشتی در کلانتری
پس از شنیدن ادعاهای کیمیا، رئیس دایرهی مددکاری با دعوت از نازنین و پدرش، شرایط را برای رسیدگی عادلانه فراهم کرد. پس از حضور آنها در کلانتری میدان جهاد، پدر نازنین اجازهی ورود به اتاق را پیدا نکرد تا دختران بتوانند بدون فشار والدین با هم گفتوگو کنند. نازنین بخشی از ادعاهای کیمیا را رد کرد و مدعی شد زمانی با امین رابطه برقرار کرده که رابطهاش با کیمیا تمام شده بوده است. هرچند نام امین دوباره سبب بحث شدیدی میان این دو دختر شد، اما سرانجام پس از مشاورهای جداگانه با آنها، در پایان با هم دست دادند و آشتی کردند. در پایان رسیدگی به این نزاع کودکانه، پدر نازنین و مادر کیمیا وارد اتاق شدند؛ همچنین قرار شد پدر نازنین بههمراه دخترش در جلسات مشاوره حضور پیدا کند و با شگردهای برخورد با دختران نوجوان آشنا شود.
-
پایان معمای قتل کارمند بیمارستان شیراز با دستگیری همکار قاتل + فیلم اعترافات