رکنا گزارش می دهد
زیر آوار جنگ، دستهایی زندگی را بیرون کشیدند/ روایتی از ۴۰ روز عملیات بیوقفه هلالاحمر و نجات ۷۲۰۰ انسان
رکنا، جنگ با صدای آژیر آغاز نشد؛ با غرش جنگندههایی شروع شد که از بالای شهرها عبور میکردند، با انفجارهایی که دیوارها را لرزاند و با پهپادهایی که پیش از اصابت، چند ثانیه در آسمان معلق میماندند. در همان لحظههایی که گرد و غبار آوار هنوز فرو ننشسته بود و صدای پدافند در آسمان میپیچید، امدادگران هلال احمر بیوقفه میان خرابهها خم میشدند تا نشانی از نفس، صدایی از زیر بتن یا حرکتی از میان تاریکی پیدا کنند؛ تلاشی که در طول جنگ چهلروزه به شش هزار عملیات امدادی انجامید و هفت هزار و دویست انسان را دوباره به زندگی بازگرداند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، هجدهم اردیبهشتماه، روز صلیب سرخ است و در ایران روز هلال احمر. این روز، امسال نه یک مناسبت نمادین، بلکه یادآور تجربهای سنگین و نزدیک است؛ تجربهای که از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز شد، با صدای عبور جنگندهها، غرش پهپادها و انفجارهایی که سکوت شهرها را در هم شکست، و سرانجام در نوزدهم فروردینماه ۱۴۰۵ با اعلام آتشبس به پایان رسید. جنگ چهلروزه، برای بسیاری از مردم با ترس و بیخوابی معنا شد، و برای امدادگران هلال احمر، با حضور مداوم در صحنههایی که زندگی و مرگ در چند ثانیه از هم جدا میشدند.
در ایران، جنگ با آژیر آغاز نشد. آنچه مردم شنیدند، صدای نزدیک و ممتد جنگندهها بود که از بالای شهر عبور میکردند، صدای انفجارهایی که دیوارها را لرزاند و شیشهها را فرو ریخت، صدای پهپادهایی که پیش از اصابت، چند ثانیه در هوا میماندند و صدای پدافند هوایی که شب را به روز تبدیل میکرد.
در چنین فضایی، امدادگران هلال احمر وارد میدان شدند؛ نه با فاصله، نه پس از آرام شدن اوضاع، بلکه همزمان با ادامه تهدید. بسیاری از عملیاتها در شرایطی انجام شد که هنوز احتمال حمله دوباره وجود داشت و آسمان امن به نظر نمیرسید.
لحظهای که آوار نفس میکشد
عملیات نجات، اغلب با سکوتی سنگین آغاز میشد؛ سکوتی که پس از انفجار شکل میگرفت و امدادگران میدانستند هر صدا، هر حرکت کوچک زیر آوار، میتواند نشانهای از حیات باشد. گوشها به زمزمهای ضعیف، ضربهای نامنظم یا حتی نفسهای بریده حساس میشد.
دستها به آرامی آوار را کنار میزدند. زمان، مفهومی کشدار پیدا میکرد. در بسیاری از موارد، ساعتها طول کشید تا به فردی برسند که میان بتن، آهن و خاک گیر افتاده بود؛ افرادی که گاهی تنها یک دست یا بخشی از صورتشان قابل دیدن بود و همین نشانه، عملیات را زنده نگه میداشت.
شش هزار عملیات، چهل روز بیوقفه
طبق اعلام رئیس جمعیت هلال احمر، در طول این جنگ چهلروزه، امدادگران این نهاد حدود شش هزار عملیات امدادرسانی را با موفقیت انجام دادند؛ عملیاتی که نتیجه آن نجات هفت هزار و دویست نفر از زیر آوار و خرابههای ناشی از حملات موشکی بود.
این عددها، تنها آمار نیستند. پشت هر عملیات، یک صحنه نجات، یک انتقال اضطراری، یک خانواده چشمانتظار و یک امدادگر خسته اما ایستاده قرار دارد. بهطور میانگین، هر روز بیش از صد عملیات امدادی در نقاط مختلف کشور انجام شد؛ عملیاتهایی که شب و روز نمیشناخت و پایانشان به پایان بحران گره خورده بود.
امداد در سایه تهدید
امدادگران هلال احمر، در این جنگ، نهتنها با آوار و مجروحان، بلکه با ناامنی دائمی روبهرو بودند. بارها پیش آمد که عملیات نجات به دلیل شنیده شدن صدای پهپاد یا احتمال حمله مجدد، برای دقایقی متوقف شد و دوباره از سر گرفته شد.
با این حال، توقفها کوتاه بود. اولویت، بیرون آوردن انسانی بود که زیر آوار مانده و هر دقیقه برایش حیاتی بود. این تصمیمها، تصمیمهایی ساده نبود؛ اما امدادگران یاد گرفته بودند که میان خطر و وظیفه، چگونه تعادل برقرار کنند.
وقتی زندگی از زیر بتن بیرون میآید
لحظه نجات، لحظهای است که هیچ تمرینی نمیتواند آن را عادی کند. بیرون آمدن یک کودک، یک زن سالمند یا مردی که ساعتها زیر آوار مانده، اغلب با گریه، فریاد یا سکوتی عمیق همراه بود. امدادگران در همان لحظه، میان هیجان، خستگی و اضطراب، باید سریعترین تصمیمهای پزشکی را میگرفتند.
بسیاری از نجاتیافتگان، نخستین چهرهای که پس از تاریکی میدیدند، امدادگری با لباس هلال احمر بود؛ چهرهای که برایشان به معنای زنده ماندن تعبیر میشد.
داوطلبانی که عقب نرفتند
در کنار نیروهای حرفهای، شمار زیادی از داوطلبان هلال احمر در این عملیاتها حضور داشتند. برخی از آنها برای نخستینبار شرایط جنگی را تجربه میکردند، اما آموزشها و انسجام تیمی باعث شد در سختترین شرایط نیز کنار نیروهای باتجربه بمانند.این شبکه گسترده داوطلبی، امکان پوشش همزمان چندین حادثه را فراهم کرد و اجازه داد امدادرسانی، حتی در اوج حملات، متوقف نشود.
روز هلال احمر؛ روز کسانی که ماندند
هجدهم اردیبهشت، امسال روز کسانی است که در میانه انفجار و تهدید، میدان را ترک نکردند. شش هزار عملیات امدادی و نجات هفت هزار و دویست انسان، تصویری فشرده از کاری است که در این چهل روز انجام شد؛ کاری که با چشم دیده نشد، اما اثرش در زندگی هزاران خانواده باقی ماند.
روز هلال احمر، امسال نه یک مناسبت رسمی، که یادآور انسانهایی است که در دل جنگ، بهجای سلاح، دستهایشان را برای نجات دراز کردند و اجازه ندادند آوار، آخرین تصویر زندگی باشد.
ارسال نظر