رکنا گزارش می دهد
۳۳ روز هوای پاک در تهران،آلودگیزداییِ تحمیلی/ محصول فروکش همزمان «منابع متحرک و ثابت» بود نه دستاورد مدیریت
رکنا، کیفیت کمسابقه هوای تهران در هفتههای آغازین سال ۱۴۰۵ نه نتیجه برنامهریزی مدیریتی، بلکه پیامد مستقیم فروکش همزمان تردد شهری و کاهش فعالیت صنایع و پالایشگاهها در شرایط اضطراری بود. شهری که برای مدتی از بار جمعیت، مصرف انرژی و تولید صنعتی تهی شد، بهطور موقت توانست از چرخه همیشگی آلودگی فاصله بگیرد؛ وضعیتی که با بازگشت کامل فعالیتها دوباره به حالت معمول بازخواهد گشت.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تهران از ابتدای سال ۱۴۰۵ تا سوم اردیبهشت، یکی از کمسابقهترین دورههای تنفسی خود را ثبت کرد؛ دورهای که طی آن کیفیت هوا در هیچ روزی وارد وضعیت ناسالم نشد و مجموعاً ۱۰ روز پاک و ۲۳ روز قابلقبول به ثبت رسید.
این دگرگونی ناگهانی، نه خروجی سیاستگذاری زیستمحیطی و نه نتیجه اجرای برنامهای تازه بود. آنچه رخ داد، حاصل یک وضعیت اضطراری بود؛ شهری که بهدلیل شرایط جنگی، ناگهان از بخش قابل توجهی از جمعیت، فعالیت و انرژی مصرفی خود تخلیه شد و همین شوک، بار آلودگی را از دو محور اصلی یعنی منابع متحرک و منابع ثابت کاهش داد.
در این دوره، نهتنها حجم سفرهای شهری بهطور رادیکال فرو ریخت، بلکه بخشهای مهمی از فعالیت صنعتی و پالایشگاهی نیز با کاهش محسوس مواجه شد.
پالایشگاه تهران، صنایع اطراف پایتخت و حتی واحدهای تولیدی نیمهسنگین در جنوب و غرب شهر، بهواسطه محدودیتها جنگی با ظرفیت پایینتری کار کردند. این کاهش، انتشار آلایندههایی مانند دیاکسید گوگرد، اکسیدهای نیتروژن و ذرات معلق را در مقیاسی مؤثر پایین آورد؛ همان آلایندههایی که معمولاً به دلیل تداوم فعالیت صنعتی، سهم ثابتی در آلودگی هوای تهران دارند.
همزمان با افت فعالیتهای صنعتی، ترافیک نیز به سطحی رسید که در مدلهای انتشار آلاینده، به «آستانه فروپاشی تولید» معروف است. کاهش بیش از ۵۰ درصدی تردد، باعث شد انتشار آلایندههای متحرک نهفقط کم، بلکه در شیبی تند سقوط کند.
این وضعیت، عملکرد آلایندههای اولیه مانند NOx و CO را مختل کرد و بهدلیل کاهش ورودیها، چرخه تشکیل آلایندههای ثانویه مانند ازن نیز از حالت فعال خارج شد. این دادهها نشان میدهد کاهش آلایندهها از سطح منبع اتفاق افتاده، نه از سطح مدیریت.
در سوی دیگر، کاهش ظرفیت فعالیت ادارات به ۲۰ درصد و تعطیلی کامل مدارس، بخش عمدهای از سفرهای روزانه را حذف کرد. مصرف انرژی در ساختمانها کاهش یافت، شبکه سرویسهای اداری و آموزشی متوقف شد و ناوگان خودروهای فرسوده و دیزلی که معمولاً در ساعات اوج تردد سهم تعیینکنندهای دارند، برای هفتهها از چرخه فعالیت گسترده خارج شدند. این تغییرات، یک تعلیق موقت در چرخه تولید آلودگی ایجاد کرد؛ تعلیقی که در هیچ برنامه رسمی وجود نداشت و تنها در شرایط جنگی امکانپذیر شد.
همه این موارد نشان می دهد که هوای پاک تهران بر اساس دستاورد مدیریتی نیست. دستاورد زمانی معنا پیدا میکند که تغییری ساختاری در شبکه حملونقل، کیفیت سوخت، نوسازی ناوگان، انتقال صنایع یا کنترل مصرف انرژی رخ داده باشد.
اما هیچکدام از این مؤلفهها در این بازه زمانی دستخوش تغییر نشدند. آنچه تغییر کرد، شدت فعالیت منابع آلاینده بود، آنهم از سر اجبار و نه تصمیمسازی. به همین دلیل نمیتوان این دوره پاکی هوا را به پای مدیریت گذاشت؛ این یک پیامد مستقیم از کاهش بار انسانی و صنعتی در شرایط اضطراری بود.
طبیعی است که با بازگشت تدریجی جمعیت، بازگشت صنایع به ظرفیت کامل، حضور دوباره مدارس و بازگشت ادارات به فعالیت نرمال، چرخه آلایندگی نیز به روند پیشین خود بازگردد.
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد حتی چند روز بازگشت به الگوی ترافیکی عادی، کافی است تا شاخصها از مرز قابلقبول عبور کنند و به وضعیت ناسالم نزدیک شوند.
در نتیجه، کیفیت هوای ثبتشده از ابتدای سال نه نشانهی موفقیت مدیریتی، بلکه نشانهای است از اینکه تهران تا چه حد وابسته به میزان فعالیت روزانه شهروندان و صنایع است. این شرایط، یک وقفه زیستمحیطی ناخواسته بود، نه یک نقطه عطف مدیریتی.
ارسال نظر