مجسمه های شهری در سایه جنگ؛ آثار هنری رها شدهاند
یک مجسمهساز با هشدار نسبت به بیتوجهی به مجسمههای شهری در شرایط بحرانی میگوید در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان برای حفاظت از آثار هنری در زمان جنگ برنامههای مشخصی وجود دارد، در ایران مدیریت حرفهای برای نگهداری و حفاظت از این آثار شکل نگرفته است؛ آثاری که به گفته او بخشی از هویت تمدنی یک سرزمیناند و رها شدنشان میتواند به نابودی سرمایههای فرهنگی غیرقابل جایگزین منجر شود.
به گزارش رکنا به نقل از ایسنا، یک مجسمهساز با بیان اینکه نمیتوان آثار هنری را به حال خود رها کرد و منتظر ماند تا آسیب ببینند، میگوید: آثار هنری بخشی از هویت تمدنی کشورها هستند و همان چیزی هستند که یک سرزمین را بهعنوان یک ملت و فرهنگ معرفی میکنند. در واقع، خاکی که برای آن دفاع میشود، بدون فرهنگ و هنر معنای کامل خود را از دست میدهد.
در جنگ اخیر و البته باوجود تجربه جنگ ۱۲ روزه شاهد رها شدن مجسمههای شهری هستیم، آثاری که بعضاً بسیار گرانقیمت هستند و البته بخشی از میراث فرهنگی و هنری شهری. باوجود مصاحبههایی که پیشتر در این زمینه با سه هنرمند مجسمهساز داشتیم اما همچنان شاهد اقدام خاصی در جهت نگهداری و حفظ آثار مجسمه شهری نیستیم.
برای همین بار دیگر این موضوع را به بحث گذاشتیم و با محسن رافعی، مجسمهساز، گفتوگو کردیم.
او در ابتدا درباره نحوه رسیدگی، نگهداری، حفاظت و بهرهبرداری از آثار هنری در سطح شهرها و فضاهای عمومی به ایسنا توضیح داد: این فرآیند بهطور کلی در چند مرحله تعریف میشود که نخستین مرحله به دورهای بازمیگردد که هیچگونه حادثه غیرمترقبه یا مترقبهای مانند زلزله یا سایر بلایای طبیعی رخ نداده است. در این مرحله، مجموعهای از اقدامات برنامهریزیشده توسط نهادهای شهری مانند شهرداریها و دیگر نهادهای مرتبط انجام میشود. این اقدامات شامل تدوین برنامههای مدون برای حفظ و نگهداری آثار، ثبت و مستندسازی دقیق آنها و تعیین جایگاه هر اثر در دستهبندیهای مختلف هنری است.
رافعی ادامه داد: در این فرآیند مشخص میشود که هر اثر از چه درجه اعتبار هنری برخوردار است؛ اینکه آیا متعلق به هنرمندی شاخص است، در زمره گنجینه ملی قرار میگیرد یا حتی ارزش بینالمللی دارد. برخی آثار ممکن است در سطح جهانی تعریف شوند و نیازمند توجه و استانداردهای ویژهتری باشند. در همین مرحله، از فناوریهای نوین برای ثبت و نگهداری آثار استفاده میشود؛ از جمله اسکنهای سهبعدی، پایش میزان فرسایش در شرایط محیطی و ثبت تغییراتی که در طول زمان برای اثر رخ میدهد. این اطلاعات کمک میکند تا وضعیت اثر بهصورت مستمر بررسی و مدیریت شود.
این مجسمهساز توضیح داد که در برخی موارد آثار شاخصی مانند مجسمهها از محل اصلی خود برداشته شده و نسخهای کپی با استفاده از فناوریهای روز جایگزین آنها میشود تا از اثر اصلی محافظت بیشتری صورت گیرد. البته که برخی آثار بهدلیل ابعاد یا ساختارشان قابلیت انتقال ندارند.
او ادامه داد: در این موارد، تمرکز بر کاهش آسیبهای محیطی است؛ عواملی مانند آلودگیهای شیمیایی، شرایط جوی، یا حتی حضور پرندگان مانند کبوترها که میتوانند موجب فرسایش و تخریب تدریجی اثر شوند. بهطور کلی، هر اثر هنری علاوه بر داشتن شناسنامه، باید بهصورت پیوسته و مستمر مورد مطالعه و پایش قرار گیرد تا بتوان آن را در بهترین شرایط ممکن حفظ کرد و از آسیبهای قابل پیشگیری جلوگیری به عمل آورد.
مدیریت هنر شهری به صورت حرفهای اتفاق نیفتاده است
رافعی در توضیح وضعیت مدیریت هنر شهری در ایران خاطرنشان کرد: در گام نخست، نوع مواجهه شهرداریها با هنر و نبود هماهنگی کافی با نهادهای تخصصی، از چالشهای اصلی در این حوزه به شمار میرود و لازم است برای بهبود این روند، تعامل و برنامهریزی دقیقتری شکل بگیرد. متأسفانه این فرآیند بهصورت کامل، درست و حرفهای در مسیر صحیح خود در هنر ایران اتفاق نیفتاده است. در حال حاضر، شهرداریها صرفاً در حد اطلاع از وجود آثار هنری در سطح شهرها آگاهی دارند و عملاً هیچ پرونده مطالعاتی یا هسته پژوهشی مشخصی در این نهادها وجود ندارد که بهصورت مستمر این آثار را رصد، مطالعه و پشتیبانی کند.
او ادامه داد: چنین ساختاری میتواند کمک کند تا آثار هنری هم بهدرستی ثبت و ضبط شوند و هم از نظر مطالعاتی مورد بررسی قرار گیرند تا روند حفظ و حراست از آنها به شکل اصولی پیش برود، اما در نبود این سازوکار، آسیبهای مختلفی به آثار وارد میشود.
رافعی با اشاره به اصطلاح بیمار بودن آثار هنری توضیح داد: در چنین شرایطی، اصطلاحی به کار میرود و آن این است که آثار هنری «بیمار» شدهاند؛ یعنی بهدلیل ترکخوردگیها، آسیبهای فیزیکی، شیمیایی و فرسایشهای بلندمدت، دچار وضعیت ناپایداری هستند. به اعتقاد من، بسیاری از آثاری که امروز در شهرهای مختلف کشور وجود دارند، بهدلیل همین عدم رسیدگی، در وضعیت بیمار قرار دارند.
رافعی افزود: حتی اگر هیچ اتفاقی مانند سیل، زلزله، جنگ یا حوادث دیگر هم رخ ندهد، این «بیمارگونگی» بهمرور زمان و در اثر فرسایش طبیعی ایجاد میشود. از سوی دیگر، زمین همواره در حال حرکت است و همین موضوع ایجاب میکند که نوع اتصال، استقرار و نگهداری آثار بهصورت مداوم بهینهسازی شود تا از آسیبهای بیشتر جلوگیری شود.
از تجربیات جهانی استفاده شود
این مجسمهساز با اشاره به ضرورت برنامهریزی برای محافظت از آثار هنری شهری در شرایط مختلف گفت: در مرحله دوم، لازم است دستورالعملهایی وجود داشته باشد که هم در شرایط عادی و هم در شرایط بحرانی قابل اجرا باشد. آثار هنری بخشی از سرمایه ملی کشور محسوب میشوند و در شکلدهی به هویت فرهنگی و تمدنی هر جامعه، در کنار سایر مؤلفهها، نقش اساسی دارند؛ بنابراین باید سازوکارهایی برای حفاظت از آنها در شرایط خاص نیز پیشبینی شود.
رافعی اضافه کرد: در بسیاری از کشورهای جهان، در زمان بحرانهایی مانند جنگ، آثار هنری را در لایههای حفاظتی قرار میدهند تا کمترین آسیب را ببینند. این تجربهها وجود دارد و ضرورتی ندارد که ما همهچیز را از ابتدا ابداع کنیم؛ بلکه میتوان از ظرفیت نهادهای تخصصی و تجربیات جهانی برای کاهش آسیبها بهره گرفت.
او با تأکید بر اهمیت مرمت و پایش مستمر آثار هنری شهری گفت: در این مرحله، موضوع حفظ، بررسی و مرمت آثار اهمیت پیدا میکند تا از بروز مشکلات جدیتر جلوگیری شود. البته بخشی از این مسائل، به دلیل فرسایش و کهنه شدن مواد در طول زمان است، اما بخش مهمی از آن قابل کنترل و مدیریت است. تصور کنید یک خانه قدیمی که در آن زندگی جریان دارد؛ تا زمانی که ساکنان در آن حضور دارند، فضا زنده و پایدار است، اما به محض خالی شدن، روند فرسایش و تخریب بهسرعت آغاز میشود. این موضوع فقط جنبه احساسی ندارد، بلکه به عوامل فیزیکی هم مرتبط است؛ مانند جریان هوا، گرما، رطوبت و رفتوآمد که بر مصالح ساختمان تأثیر میگذارند.
این مجسمهساز افزود: زمانی که این عوامل بهطور ناگهانی حذف میشوند، نوعی شوک به متریال وارد میشود و باعث تسریع در تخریب آن میشود. این وضعیت در مورد مجسمهها و آثار شهری نیز صدق میکند؛ این آثار به شرایط محیطی، رفتوآمد انسانها، حرکت خودروها و حتی تغییرات طبیعی زمین عادت میکنند و هرگونه تغییر ناگهانی میتواند به آنها آسیب وارد کند.
او ادامه داد: متریالهای مختلف مانند فلز، چوب یا سنگ، هرکدام نسبت به این شرایط واکنش خاص خود را دارند و در طول زمان به یک «مکانیزم رفتاری» عادت میکنند. اگر این روند بهدرستی حفظ نشود یا شوکهایی مانند رانش زمین، انفجار یا هرگونه تغییر ناگهانی در محیط اطراف رخ دهد، احتمال آسیبدیدگی افزایش مییابد.
رافعی تأکید کرد: لازم است همه این عوامل در یک چارچوب مطالعاتی و حرفهای بهصورت مستمر رصد شوند. بسیاری از این آثار غیرقابل جایگزین هستند و از دست رفتن آنها جبرانناپذیر است؛ بنابراین حتی رویدادهای اجتماعی مانند تجمعات یا راهپیماییها نیز باید در قالب دستهبندیهای حفاظتی مورد توجه قرار گیرند تا کمترین آسیب به این سرمایههای فرهنگی وارد شود.
مجسمه فردوسی و بیتوجهیها
این هنرمند درباره ضرورت مدیریت حرفهای نگهداری از آثار هنری در شهرها با ذکر یک مثال گفت: مجسمه فردوسی در میدان فردوسی را در نظر بگیرید. این اثر در زمانی در آن مکان نصب شده و از همان ابتدا تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار داشته است؛ از جمله حرکت مردم، رفتوآمد و جنبوجوش شهروندان، حملونقل عمومی، تعداد خودروهایی که از کنار آن عبور میکنند و حتی حضور خودروهای سبک و سنگین. همه اینها در کنار عوامل طبیعی مانند لرزشهای زمین یا شرایط محیطی، از جمله مؤلفههایی هستند که بر یک اثر هنری تأثیر میگذارند.
او ادامه داد: ممکن است در دورهای که اثر نصب شده، مثلاً عبور خودروهای سنگین در آن مسیر بسیار بیشتر بوده باشد و این موضوع به مرور در رفتار سازه و متریال اثر تأثیر گذاشته باشد. در چنین شرایطی، لازم است دادههای مربوط به مرمت و نگهداری آثار هنری بهطور دقیق ثبت شود و این کار با همکاری نهادهای حرفهای انجام گیرد.
رافعی افزود: این همکاریها باید با نهادهای تخصصی شکل بگیرد؛ از جمله در حوزه مجسمهسازی که درباره نحوه نصب آثار، نوع متریال مورد استفاده و تأثیرات محیطی بر اثر از ابتدا بررسیهای لازم انجام میشود. در مرحله دوم نیز موضوع مرمت مطرح است که باید توسط متخصصان حوزه مرمت انجام شود؛ چه در بخش هنری و چه در حوزههای مطالعاتی مرتبط. پیش از انجام هر اقدامی، لازم است این همکاریها شکل بگیرد و از تخصص افراد مختلفی که کارشان همین حوزه است، در جای خود استفاده شود.
او با اشاره به شرایط خاص جنگی برای مراقب از آثار هنری شهری گفت: در شرایط جنگی نیز روشهای مختلفی برای حفاظت از آثار وجود دارد. البته پیش از آن باید یادآوری کنم که در حوزه مرمت، معمولاً دو رویکرد اصلی مطرح است. یک رویکرد بر این اساس است که حق اضافه کردن متریال جدید به یک سازه یا اثر معماری را نداریم و فقط باید آن را مرمت کنیم. رویکرد دیگر «بازآفرینی» است؛ یعنی اگر بخشی از متریال اثر از بین رفته باشد یا نیاز به تکمیل داشته باشد، از مواد جدید استفاده میشود.
این هنرمند ادامه داد: در این روش معمولاً اختلاف رنگی بهصورت عامدانه ایجاد میشود تا مشخص باشد که اثر در بخشی ترمیم شده است. اگر به برخی بناها دقت کنید، ممکن است رنگ کاشیها بسیار نزدیک به نمونه اصلی باشد، اما طبق روشمندی مرمت، معمولاً این تفاوت بهگونهای حفظ میشود تا نشان دهد که آن بخش مرمت شده است.
ثبت و ضبط مراحل مرمت الزامی است
رافعی گفت: در دنیا بنیادهایی وجود دارند که مخصوص آثار هنری فعالیت میکنند و عملاً زیر نظر هنرمند (اگر در قید حیات باشد) یا حتی پس از آن، نوعی از مرمت را انجام میدهند که گاهی بهسختی قابل تشخیص است، اما همه این مراحل ثبت و ضبط میشود. درحقیقت نوع مرمت اثر در روند مطالعاتی مشخص میشود؛ از جمله اینکه در بازسازی رنگ، متریال یا بخشهای مختلف اثر چه روشی به کار گرفته شده است.
او افزود: گنجینهها و مراکز پژوهشی در این زمینه بسیار کمککننده هستند؛ زیرا برنامهریزی برای آینده اثر در آنها انجام میشود. برای نمونه، آثار اسکن سهبعدی میشوند، تصویربرداری ۳۶۰ درجه از آنها انجام میشود و اطلاعات دقیق ثبت میشود؛ چه اثر یک مجسمه باشد و چه یک اثر تاریخی. این روند در بسیاری از کشورها بهصورت مدون و با همکاری نهادهای تخصصی انجام میشود.
در شرایط جنگی چگونه از آثار هنری شهری محافظت شود؟
رافعی درباره اقدامات حفاظتی از آثار هنری شهری در شرایط تهدیدآمیز گفت: در شرایطی مانند جنگ، که خطراتی فراتر از رانش زمین یا لرزشهای طبیعی وجود دارد؛ مانند ترکشها یا موج انفجار، روشهایی برای محافظت از آثار به کار گرفته میشود. معمولاً ابتدا اثر را در لایههای نرم میپیچند و از متریالهایی که در برابر موج صوتی یا موج انفجار مقاومت دارند استفاده میکنند. این لایهگذاری کمک میکند که آسیب کمتری به اثر وارد شود.
او ادامه داد: در کنار این اقدامات، سازههایی نیز در نظر گرفته میشود؛ برای مثال، استراکچرهای فلزی یا متریالهای مقاومتر که امکان استفاده از این لایههای محافظ را فراهم میکنند. سپس در لایههای بیرونی از کیسههای شن و ترکیبی از مواد نرم و نسبتاً سخت استفاده میشود تا ضربات احتمالی مانند ترکشها یا موجهای انفجاری تا حد ممکن مهار شود. چنین نمونههایی در دنیا وجود داشته و تجربه شده است.
این مجسمهساز تأکید کرد: حتی میتوان متناسب با شرایط کشوری با قدمت چندهزارساله مانند ایران و با توجه به رخدادهایی که در این جغرافیا ممکن است اتفاق بیفتد، نوع خاصی از محافظت را طراحی کرد. برای مثال، استراکچرهایی با همکاری نهادهای هنری و تخصصی مانند انجمنهای هنرمندان طراحی شود که فقط نقش حفاظتی نداشته باشد، بلکه جنبه هنری هم داشته باشد و نوعی بازنمایی فرهنگی در برابر خشونت و نفرت جنگ ایجاد کند.
رافعی افزود: این اقدامات میتواند علاوه بر حفاظت، پیام فرهنگی و اجتماعی نیز برای جامعه داشته باشد و حتی در تعامل با مردم قرار گیرد. در واقع، نمیتوان آثار هنری را به حال خود رها کرد و منتظر ماند تا آسیب ببینند. برای مثال، باتوجه به اتفاقی که اخیرا در نزدیکی مجسمه فردوسی رخ داده است، لازم است از نزدیک بررسی شود که چه میزان آسیب به اثر وارد شده است. باید کارشناسان از نزدیک آن را مطالعه کنند؛ زیرا این اثر قدمت دارد و رخدادهایی مانند انفجارهای نزدیک میتواند بر آن تأثیر گذاشته باشد. شهرداری و نهادهایی که مسئولیت دارند باید در چنین شرایطی بهطور جدی وارد عمل شوند و از این آثار در شهر محافظت کنند.
او ادامه داد: حتی اگر لازم باشد بهصورت اضطراری و با استفاده از ظرفیت نهادهای تخصصی مانند انجمنها و مراکز مرمتی اقدام شود، نباید این آثار پس از آسیب رها شوند؛ زیرا روند درست حفاظت از آنها وارد مرحله سوم میشود که همان رسیدگی پس از آسیب و مدیریت اصولی آن است. در مرحله سوم، آنچه در مراحل اولیه یعنی ثبت، ضبط و نگهداری صحیح انجام میشود، اهمیت خود را نشان میدهد. این مستندسازی کمک میکند آثار بهصورت دقیق ثبت شوند و در زمان بروز آسیب، امکان بررسی و پیگیری فراهم باشد.
این هنرمند تصریح کرد: وقتی این اطلاعات بهدرستی وجود داشته باشد، میتوان در صورت بروز خسارت، چه در سطح داخلی و چه در سطح بینالمللی، طرح دعوا کرد. مستندات مربوط به اثر، محل قرارگیری آن، نوع آسیبهایی که به آن وارد شده، مانند ضربه، موج انفجار یا هر عامل دیگر همگی میتوانند مبنای بررسی و پیگیری حقوقی قرار بگیرند.
رافعی افزود: این موضوع حتی با کمک رسانهها و در چارچوب قوانین بینالمللی نیز قابل پیگیری است و میتوان از این طریق فشارهایی برای حفاظت بهتر از آثار هنری ایجاد کرد؛ بهگونهای که حتی برخی اقدامات محکوم شده و از تکرار آنها جلوگیری شود.
او با اشاره به ضعفهای موجود در نگهداری آثار هنری شهری گفت: اما وقتی مرحله اول، یعنی ثبت و مستندسازی، بهدرستی انجام نشده باشد، عملاً امکان چنین پیگیریهایی نیز از بین میرود و حتی طرح دعوا نیز با مشکل مواجه میشود.
در شرایط جنگی نباید از آثار هنری غافل شد
این هنرمند با تأکید بر نقش فناوریهای نوین ادامه داد: در دنیای امروز، آثار هنری میتوانند دارای بارکد یا شناسههای دیجیتال باشند تا هر فردی بتواند با اسکن آن، به اطلاعات کامل اثر از جمله هنرمند، متریال، تاریخچه، نقاط ضعف، وضعیت حفاظتی و مرمتی آن دسترسی پیدا کند. این سطح از شفافیت و دسترسی، بخشی از مدیریت حرفهای آثار هنری است. در شرایط جنگی، طبیعتاً حفظ جان انسانها در اولویت قرار دارد، اما در کنار آن، نباید از اهمیت حوزه فرهنگی و هنری غافل شد. این آثار بخشی از هویت تمدنی کشورها هستند و همان چیزی هستند که یک سرزمین را بهعنوان یک ملت و فرهنگ معرفی میکنند. در واقع، خاکی که برای آن دفاع میشود، بدون فرهنگ و هنر معنای کامل خود را از دست میدهد. این گنجینهها باید در جای خود مورد توجه قرار گیرند؛ چه از نظر رسانهای، چه از نظر حمایت مردمی و چه از نظر پشتیبانی نهادهای داخلی و بینالمللی مانند میراث فرهنگی.
او تأکید کرد: لازم است همه این ظرفیتها در کنار هم قرار گیرند تا از طریق جریانهای مختلف، از آثار هنری بهگونهای حفاظت شود که کمترین آسیب به آنها وارد شود. ما ظرفیتهای بالقوه و بالفعل زیادی در این حوزه داریم، اما سؤال اینجاست که چرا از آنها استفاده نمیشود؟ چرا این سطح از بیتوجهی به ساختارهایی که میتوانند در شرایط عادی و بحرانی کمککننده باشند، وجود دارد؟
این مجسمهساز ادامه داد: این موضوع فقط به یک نهاد خاص محدود نمیشود. انجمنها و فعالان این حوزه، از جمله خود من، بهعنوان بخشی کوچک از این جامعه، همواره تلاش کردهایم که در حد توان نقش مؤثری ایفا کنیم، اما این ظرفیتهای گسترده نیازمند توجه و هماهنگی بیشتری هستند. این یک مطالبه عمومی است؛ اینکه چرا پیش از وقوع بحران، این همکاریها و حمایتها شکل نمیگیرد و چرا باید در شرایط اضطراری تازه به فکر استفاده از این ظرفیتها بیفتیم.
او در پایان خاطرنشان کرد: با همه اینها، نهادها و انجمنهای هنری همواره برای حفظ فرهنگ و هنر کشور تلاش کردهاند و همچنان نیز آمادهاند تا در هر سطحی که بتوانند، برای آبادانی و پویایی این سرزمین نقشآفرینی کنند.
ارسال نظر