بیکاری در دل جنگ/ دولت بگوید در کنار نبرد نظامی چه فکری برای خطر موج فقر دارد/ ابر تورم بود، جنگ آمد، کارگر و کارفرما همزمان بیکار شدند

به گزارش رکنا، سال 1404 یکی از بیشترین تورم را ، در بخش های مختلف زندگی، روانه زندگی مردم کرد. ابر تورمی که هرروز به روزگار مردم، بیشتر فشار وارد کرد. در این میانه، کسب و کارهای خصوصی بیشترین ضربات را تحمل کردند و به سختی، خود را روی پا نگهداشته بودند و در نهایت ، پایان این سال، با جنگی گره خورد که هر چند مسئولان خود را در حال مدیریت نبرد نظامی می‌دانند اما لشگری بزرگتر در کشور در حال رشد است که به اندازه نبرد نظامی می تواند بحران آفرین در بخش انسانی و اجتماعی باشد.

تنها 10 روز قبل از شروع جنگ، آماری اعلام شد که خود زلزله در بازار کار بود ، آمار رسمی که تاکید داشت 800 هزار نفر به جمعیت غیرفعال کشور در یکسال اضافه شده بود. این آمار روز 27 بهمن ماه سال 1404 در صدر اخبار اقتصادی و اجتماعی کشور قرار گرفت.

سایه سنگین خروج نیروی کار از بازار اشتغال، آن روزها که تنها ده روز بعد از آن جنگی تمام عیار در منطقه به راه افتاد به یکی از نگران‌کننده‌ ترین نشانه‌های بحران اقتصادی کشور تبدیل شده بود غافل از اینکه بحرانی بزرگتر در راه بود.

 در همان بهمن ماهی که چند روز، پس  از آن، نبرد نظامی آغاز شد. نرخ بیکاری 7.8 درصدی پاییز 1404 از سوی مراجع رسمی آماری کشور اعلام شده بود که وقتی کنار افت 127 هزار نفری اشتغال و سقوط نرخ مشارکت به 40.7 درصد قرار گرفت، نشانه کوچک‌شدن بازار کار بود و یک بحران جدی که خبر از مشکلات اقتصادی بزرگ در خانوارها و شکل گیری مسیر افزایش فقر بود. 

و اما  از سوی دیگر آماری دیگر، خبر از بزرگ شدن زخمی عمیق در جامعه می داد. هزینه‌ خانوارهای ایرانی در سال1403 نسبت به سال1390 به قیمت‌های ثابت به‌طور میانگین حدود 10درصد کاهش داشت، اما این کاهش در دهک‌های مختلف نامتوازن بود. بررسی داده‌های مرکز آمار نشان می‌داد خانوارهای کم‌درآمد بیشترین فشار اقتصادی را تحمل کرده و مجبور به کاهش هزینه بیشتری شده‌ بودند؛ به‌نحوی‌که هزینه دهک یک بیش از 30درصد افت کرده بود. دهک‌های میانی نیز کاهش هزینه‌ای نزدیک به میانگین کشور داشته‌ و تنها دهک پردرآمد، یعنی دهک دهم، موفق شده بود سطح رفاهی خود را حفظ کند. تحلیل‌ها نشان می‌داد این کاهش شدید هزینه در میان فقرا، همراه با افزایش همزمان نابرابری، فقر نسبی و محرومیت اجتماعی، پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای به دنبال داشت.

تجربه 14 سال اخیر اقتصاد ایران ، به‌ویژه در پی تحریم‌ها و سیاست‌های داخلی، نشان می‌داد فقرا بیشترین زیان را دیده‌ و شکاف اقتصادی بین دهک‌ها به‌طور پیوسته در حال افزایش بود. سیاستگذاران اقتصادی نیز نتوانسته‌ بودند راهکار موثری برای جلوگیری از فقر یا ترمیم شکاف درآمدی خانوارها اجرایی کنند.

این آمار و ارقام تنها اطلاعاتی از بحران های اقتصادی بود که تومور مرگباری را در دل خانواده های ایرانی در حال بزرگتر شدن نشان می داد  اما تمام این آمار و ارقام و تحلیل ها  و راهکارهای بر اساس آنها، با برخورد اولین موشک در خاک ایران از سوی آمریکا و اسرائیل به هم ریخت و سرعت فقر و بیکاری و ورشکستگی افزایش چشمگیری گرفت.

با برخورد اولین موشک به خاک ایران ، تمامی شرکت های خصوصی یا تعطیل شدند یا مسیر کار کردن آنها به ناچار متوقف شد و ارتباطات اقتصادی آنها دچار اختلال شدید یا مرگ شد.

ادارات دولتی در آخرین روزهای سال که یکی از پرکارترین روزهای سال باید باشد به ناگاه تعطیل شدند و حال نیز تنها با 20درصد ظرفیت خود در حال فعالیت هستند.

اکثریت مردم که، خارج از بخش دولتی فعال هستند، با شروع جنگ عملا بیکار شدند و جمع بزرگی از آنها حتی نمی دانند با آغاز سال 1405 دیگر شغلی دارند یا به صف بیکاران کشور خواهند پیوست  و سونامی بیکاری و فقر اقتصادی شکل خواهد گرفت.

در این میان مسعود پزشکیان رئیس جمهور کشور، روز گذشته اعلام کرده است که 15 روز از جنگ گذشته است اما روند مدیریت کشور در بخش خدمت رسانی متوقف نشده است ولی سوال این است، آقای رئیس جمهور خدمت رسانی به مردم فقط کالا برگ و دادن بسته های گوشت و پنیر و ماست نیست، خدمت رسانی یعنی توجه به وضعیت اشتغال مردم که بخش بزرگی از آنها از خانواده دولتی خارج هستند و در بخش خصوصی فعال اند و حال کارفرما و کارگر بخش خصوصی همزمان بیکاری شده اند یا در آستانه بیکاری هستند. برای وضعیت ای بخش از زندگی مردم که نه خیلی دیر که خیلی زود آسیب  آن رخ نمایی می کند چه برنامه ای دارید؟

در پایان تاکید می شود که ایران تقریبا 21 میلیون خانوار کارگری و 4 میلیون خانواده دولتی دارد. یکی از مهم‌ترین چالش‌های کارگران در ایران، پایین بودن دستمزدها و عدم تناسب آن با هزینه‌های زندگی بود که الان این عدم تناسب در حال شکل دادن فاجعه اقتصادی در بخش جمعیت   کارگری کشور است که 60 درصد این جمعیت نیز طبق گفته کارشناسان و آمارها بخاطر شرایط اقتصادی نابسامان مجبور به چند شغله بودند تا معیشت ساده خود را تامین کنند که حال در هر بخش شغلی خود دچار توقف درآمد یا کسر درآمد جدی شده اند.وقتی قابل توجه تر می شود که بدانیم که اکثریت این جمعیت نیز مستاجر هستند و بیش از نیمی از حقوق ماهانه و درآمد آنها نیز خرج تامین هزینه مسکن تاکنون بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخبار تاپ حوادث