در گفت و گو رکنا با کارشناس اصول و تکنیک های رانندگی حرفهای برررسی شد
علت پنهانِ واژگونی مرگبار اتوبوس در جاده عسلویه - سیراف/ مصطفی حجازی: در ایران آموزشهای تخصصی پس از گواهینامه تقریباً نداریم / با آموزش اجباری میتوان تا ۴۰ درصد تصادفات را کاهش داد + فیلم
رکنا، پس از روایت مسافران اتوبوس عسلویه - سیراف از نقص ترمز و رها کردن فرمان توسط راننده در لحظه بحران، مصطفی حجازی کارشناس اصول و تکنیکهای رانندگی حرفهای در گفت و گو با رکنا میگوید در ایران عملاً آموزشهای پس از گواهینامه و ارزیابی مستمر رانندگان اتوبوس جدی گرفته نمیشود؛ در نتیجه، اگر این کلاسهای تکمیلی و سنجش صلاحیت بهصورت الزامآور اجرا شود، به گفته او طی یک بازه پنجساله میتوان انتظار کاهش حدود ۳۰ تا ۴۰ درصدی تصادفات را داشت.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،روز گذشته یک دستگاه اتوبوس در مسیر عسلویه – سیراف واژگون شد؛ حادثهای که به جان باختن هشت نفر از مسافران و مصدومیت تعدادی دیگر انجامید. بنا بر روایت مسافران، راننده پس از آگاهی از نقص فنی در اتوبوس، فرمان را رها کرده و به انتهای خودرو، در میان مسافران، رفته است؛ تصمیمی که در نهایت با از دست رفتن کنترل وسیله نقلیه و وقوع واژگونی همراه شد.
این سانحه مرگبار بار دیگر مسئله میزان تسلط رانندگان حملونقل عمومی بر اصول و تکنیکهای رانندگی حرفهای و مدیریت بحران در لحظات حساس را در کانون توجه قرار داده است؛ اینکه آنان تا چه اندازه آموزشهای تخصصی و تکمیلی این حوزه را گذراندهاند و در شرایط اضطراری چگونه باید عمل کنند. در همین زمینه با دکتر مصطفی حجازی، کارشناس اصول و تکنیکهای رانندگی حرفهای، گفتوگو کردهایم که در ادامه می توانید بخوانید.
آمار تکاندهنده تصادفات جهانی؛ ۹۳ درصد سوانح در کشورهایی که آموزش رانندگی حرفهای ندارند
دیروز اتوبوس مسیر عسلویه – سیراف بر اثر نقص فنی در سیستم ترمز واژگون شد و ۸ نفر در این حادثه جان باختند. وقتی با مسافرانی که اکنون در بیمارستان بستری و مصدوم بودند گفتوگو شد، روایت کردند که پس از بروز نقص در ترمز، راننده فرمان را رها کرده و به عقب اتوبوس رفته و در پی آن، واژگونی رخ داده است. پرسش این است که نخست، عملکرد راننده تا چه اندازه مطابق اصول حرفهای بوده و دوم، اساساً رانندگان اتوبوس در ایران چه میزان با شرایط بحرانی آشنا هستند و در چنین موقعیتهایی چه اقداماتی باید انجام دهند.
مصطفی حجازی: ما با دو سرفصل مواجه هستیم؛ نخست آموزشهای پس از اخذ گواهینامه و دوم «درایور اسسمنتیشن» یا ارزیابی رانندگان که شامل سنجش سطح ریسکپذیری و دانش تخصصی آنهاست. در ایران در هر دو حوزه با ضعف جدی روبهرو هستیم. از مجموع خودروهای جهان، حدود ۶۰ درصد در کشورهای در حال توسعه و ۴۰ درصد در کشورهای پیشرفته تردد میکنند، اما سهم تصادفات بهگونهای دیگر توزیع شده است؛ تنها ۷ درصد تصادفات در کشورهای پیشرفته رخ میدهد و ۹۳ درصد مربوط به کشورهای در حال توسعه است. علت این شکاف روشن است؛ در کشورهای پیشرفته، رانندگان پس از دریافت گواهینامه نیز آموزش میبینند و رانندگان حرفهای پیش از استخدام یا در حین فعالیت، ارزیابی میشوند تا میزان ریسک و صلاحیت آنها مشخص شود.
در حادثه عسلویه چه نکات مهمی وجود داشت؟
مصطفی حجازی: دو نکته اساسی مطرح است:
۱. اگر این راننده پیشتر ارزیابی شده بود، احتمالاً مشخص میشد که صلاحیت رانندگی اتوبوس را ندارد. این به معنای اخراج یا حذف از بازار کار نیست، بلکه نشان میدهد توانایی جابهجایی ایمن مسافر را ندارد. فردی که در شرایط خطر، واکنشش ترک کردن صندلی راننده و رفتن به عقب اتوبوس باشد، صلاحیت هدایت وسیله نقلیه عمومی را ندارد.
۲. از منظر تخصصی، راننده باید با توجه به شیب و عرض جاده، شرایط فنی خودرو و وضعیت بخشهای مختلف اتوبوس بداند چه اقداماتی میتواند شدت حادثه را کاهش دهد. در اصول حرفهای، آخرین فردی که باید از اتوبوس پیاده شود راننده است، نه اینکه در لحظه بحران محل کنترل وسیله نقلیه را ترک کند.
ارزیابی رانندگان شامل چه مواردی است؟
مصطفی حجازی: این ارزیابی مجموعهای از مؤلفههای شخصیتی، وضعیت روحی و روانی، هماهنگی عضلانی، درک خطر، دانش رانندگی و دهها شاخص دیگر را در بر میگیرد؛ در مجموع نزدیک به ۲۰۰ آیتم بررسی میشود. پس از پایان فرایند، گزارشی جامع در حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ صفحه تدوین میشود که مشخص میکند راننده برای چه نوع رانندگی مناسب است و برای چه حوزهای مناسب نیست. برای مثال، رانندگی آتشنشان، آمبولانس، پلیس یا رانندگی شهری هرکدام اقتضائات متفاوتی دارد، زیرا در شرایط از دست رفتن کنترل، ممکن است تا ۵۰ درصد توان عضلات دچار اختلال شود و فرد نتواند واکنش مناسب نشان دهد.
آیا آموزش و ارزیابی در جلوگیری از تصادفات نقش کلیدی دارد؟
مصطفی حجازی: بدون تردید. در ایران آموزشهای تخصصی رانندگی تقریباً وجود ندارد. ما طی ۲۱ سال فعالیت در ۱۲۱ شهر کشور، دورههای پس از گواهینامه را برگزار کردهایم و حدود ۲ تا ۲.۵ میلیون نفر-ساعت آموزش ارائه دادهایم، در حالی که بیش از ۳۰ میلیون راننده در کشور فعال هستند. حتی در حادثه عسلویه نیز صندلیها سالم بودند؛ اگر همه مسافران کمربند ایمنی بسته بودند، احتمالاً با وجود واژگونی، تلفات جانی رخ نمیداد.
در لحظه از کار افتادن ترمز، راننده چه باید میکرد؟
مصطفی حجازی: راننده نباید فرمان را رها میکرد. او مسئول جان ۳۰ تا ۴۰ مسافر بوده است. در دورههای تخصصی، رانندگان میآموزند که بر اساس شیب و عرض جاده و وضعیت فنی خودرو چگونه تصمیم بگیرند. تکنیکهایی مانند استفاده از قفل گیربکس، مدیریت صحیح دنده و کنترل هدفمند فرمان از جمله مهارتهای حیاتی است. در این حادثه، به نظر میرسد راننده با این تکنیکها آشنا نبوده، زیرا نه آموزش دیده و نه ارزیابی شده بود.
نقش کمربند ایمنی تا چه اندازه تعیینکننده است؟
مصطفی حجازی: نقش آن بسیار حیاتی است. هنگام واژگونی و خوابیدن اتوبوس به پهلو، افرادی که کمربند نبستهاند به شیشهها یا کف خودرو برخورد میکنند و جان خود را از دست میدهند. فقدان فرهنگ ایمنی و آموزش، یکی از عوامل اصلی مرگومیر در چنین حوادثی است. در دورههای رانندگی تدافعی نیز همواره تأکید میشود که در هر وسیله نقلیهای کمربند ایمنی باید بسته شود.
بنابراین مشکل تنها به راننده محدود نمیشود؟
مصطفی حجازی: خیر، مسئله به ساختار آموزش و ارزیابی بازمیگردد. شرکتها موظفاند فرهنگ ایمنی را نهادینه کنند. رانندگان باید در تمام مدت رانندگی کمربند ببندند. آموزشها حتی میتواند بهصورت آنلاین ارائه شود. اگر هیئت دولت الزام کند که کارکنان این دورهها را بگذرانند، حداقل ۱۵ درصد کاهش تصادفات قابل تحقق است.
چرا این آموزشها اجباری نشدهاند؟
مصطفی حجازی: دلایل متعددی وجود دارد. برخی نهادها اهمیت آموزش را بهدرستی درک نکردهاند. ممکن است اراده جدی برای کاهش تصادفات وجود نداشته باشد، چراکه کاهش تخلفات و جرایم میتواند به کاهش درآمدهای ناشی از جرایم رانندگی بینجامد. همچنین برخی هزینه آموزش را بالا میدانند. در کشورهای پیشرفته، آموزش پس از گواهینامه اجباری است و رانندگان هر ۱۸ ماه یکبار دورههای بهروزرسانی را طی میکنند. تأثیر این آموزشها در کاهش تصادفات بسیار چشمگیر است.
در صورت اجباری شدن این آموزشها و ارزیابیها، چه تغییری رخ میدهد؟
مصطفی حجازی: طی یک دوره پنجساله میتوان انتظار کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی تصادفات را داشت. حتی آموزش آنلاین نیز اثربخش است. اگر رانندگانی که مرتکب تخلف یا تصادف شدهاند ملزم به گذراندن دورههای رانندگی تدافعی شوند، نتایج قابل توجهی حاصل خواهد شد.
تجربه شخصی شما در این حوزه چیست؟
مصطفی حجازی: در بیش از ۲۱ سال فعالیت آموزشی، در برخی شرکتها توانستهایم آمار تصادفات را به نزدیک صفر برسانیم. در کشورهای پیشرفته از سال ۱۹۵۱ آموزشهای تکمیلی آغاز شده و آثار آن کاملاً مشهود است. حتی رانندگان باتجربه نیز بدون آموزش با پدیدههایی مانند هیدروپلنینگ آشنا نیستند. برای نمونه، در شرایط بارانی با سرعت ۱۲ کیلومتر در ساعت حرکت میکنم، در حالی که بسیاری از رانندگان با ۴۰ سال سابقه نیز از خطر لغزش خودرو روی لایه آب بیاطلاعاند. آموزش و نمایشهای ویدئویی نشان میدهد که در سرعت بالا و سطح خیس، خودرو روی لایهای از آب شناور میشود و تماس لاستیک با آسفالت از بین میرود.
با توجه به این موارد، چه توصیهای برای کاهش تصادفات دارید؟
مصطفی حجازی: آموزشهای پس از گواهینامه، بهویژه برای رانندگان حرفهای، باید اجباری شود. دولت و شرکتها باید فرهنگ رانندگی ایمن را نهادینه کنند. حتی آموزش آنلاین نیز میتواند اثرگذاری قابل توجهی در کاهش تصادفات داشته باشد.
ارسال نظر