چرا ساعت ۳ صبح زنگ مغز شما به صدا درمی‌آید؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، همان چیزی که در طول روز جایی میان کار، رفت و آمد، صحبت با دیگران و شلوغی زندگی پنهان مانده بود، شب آرام آرام خودش را نشان می دهد اما چرا؟ چرا مغز ما گاهی درست زمانی که باید استراحت کند، تصمیم می گیرد پرونده های باز زندگی را دوباره بررسی کند؟ چرا شب ها فکرها بلندتر می شوند؟ یکی از دلایل اصلی، کاهش محرک های بیرونی است. در طول روز، ذهن انسان دائماً درگیر اطلاعات مختلف است؛ پیام ها، صداها، کارها، تصمیم ها و ارتباطات اجتماعی اجازه نمی دهند بسیاری از افکار فرصت پردازش پیدا کنند اما شب که محیط آرام می شود، مغز فرصت پیدا می کند به موضوعاتی برگردد که در طول روز کنار گذاشته شده اند. متخصصان علوم اعصاب معتقدند شبکه پیش فرض مغز یا Default Mode Network که هنگام استراحت و زمانی که ذهن به درون خود توجه می کند فعال تر می شود، در پردازش خاطرات، فکر کردن درباره خود و مرور تجربه های گذشته نقش دارد. به همین دلیل سکوت شب می تواند فضایی ایجاد کند که ذهن شروع به مرور اتفاقات روز کند.

مغز در شب دنبال حل مسئله است یا تولید نگرانی؟

یکی از باورهای رایج این است که مغز شب ها بی دلیل ما را اذیت می کند، اما واقعیت پیچیده تر است. ذهن انسان برای حل مسئله طراحی شده است. وقتی با موضوعی حل نشده روبه رو می شویم، مغز تمایل دارد دوباره آن را بررسی کند. این ویژگی در بسیاری از موقعیت ها مفید است؛ زیرا به انسان کمک می کند از تجربه ها یاد بگیرد و برای آینده آماده شود اما زمانی که این فرایند از کنترل خارج شود، تبدیل به نشخوار فکری می شود. در نشخوار فکری، ذهن یک موضوع را بارها تکرار می کند، بدون اینکه الزاماً به راه حل برسد. چرا این اتفاق افتاد؟ اگر آن حرف را نمی زدم چه؟ اگر آینده بدتر شود چه؟ ذهن تصور می کند در حال حل کردن مشکل است، اما در واقع ممکن است فقط در یک حلقه تکراری گرفتار شده باشد.

ساعت ۳ صبح و اضطرابی که بزرگ تر به نظر می رسد

بسیاری از افراد تجربه کرده اند که یک مشکل در ساعت ۳ صبح بسیار بزرگ تر از زمانی به نظر می رسد که روز روشن شده است. این اتفاق فقط ذهنی نیست. در ساعات شب، شرایط زیستی بدن تغییر می کند. سطح هوشیاری، هورمون ها، دمای بدن و ریتم شبانه روزی متفاوت است. همچنین فرد در آن لحظه معمولاً تنهاست و دسترسی فوری به حمایت اجتماعی یا فعالیت های روزمره ندارد. در نتیجه یک فکر کوچک می تواند فضای بیشتری در ذهن اشغال کند. چیزی که ظهر فقط یک نگرانی کوچک بود، نیمه شب ممکن است شبیه یک بحران بزرگ احساس شود.

ساعت ۳ صبح

چرخه بی خوابی چگونه شکل می گیرد؟

یکی از سخت ترین بخش های بی خوابی این است که خودِ تلاش برای خوابیدن می تواند خواب را دشوارتر کند.فرد به ساعت نگاه می کند.می بیند زمان گذشته است.نگران می شود که فردا خسته خواهد بود.همین نگرانی، سیستم هشدار مغز را فعال می کند.مغز که باید وارد حالت آرامش شود، پیام خطر دریافت می کند.حالا مشکل فقط نخوابیدن نیست؛ ترس از نخوابیدن هم به آن اضافه شده است.این چرخه می تواند بارها تکرار شود:فکر زیاد ،اضطراب بیشتر ،خواب کمتر ، خستگی بیشتر و کنترل کمتر روی افکار

چرا بعضی خاطرات فقط شب ها برمی گردند؟

مغز انسان حافظه را مثل یک فایل ثابت ذخیره نمی کند؛ بلکه دائماً خاطرات را بازسازی و پردازش می کند.وقتی مشغول فعالیت هستیم، بسیاری از احساسات فرصت پردازش کامل پیدا نمی کنند اما در آرامش شب، مغز ممکن است دوباره سراغ تجربه هایی برود که هنوز برای ما معنای حل نشده دارند.گاهی یک خاطره قدیمی به این دلیل برمی گردد که هنوز احساس مرتبط با آن باقی مانده است، نه اینکه خود خاطره مهم ترین اتفاق زندگی باشد.ذهن گاهی دنبال پایان دادن به داستان هایی است که هنوز برایش ناتمام مانده اند.

چرا افراد مضطرب بیشتر شب ها گرفتار فکر می شوند؟

افرادی که سطح اضطراب بالاتری دارند، معمولاً سیستم هشدار حساس تری دارند.ذهن آنها سریع تر احتمال خطر را بررسی می کند.این ویژگی در شرایط واقعی می تواند مفید باشد، اما وقتی فعال شدن این سیستم بیش از اندازه باشد، فرد حتی در زمان استراحت هم احساس می کند باید مراقب باشد.به همین دلیل افراد مضطرب بیشتر ممکن است تجربه کنند که شب ها ذهنشان خاموش نمی شود.

تلنگر روانشناسی 

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه ، درباره فکرهای شبانه می گوید:بسیاری از افراد تصور می کنند مشکلشان این است که زیاد فکر می کنند، اما گاهی مسئله اصلی این نیست که ذهن فکر می کند؛ مسئله این است که ذهن در چه شرایطی و با چه احساسی فکر می کند.

او توضیح می دهد: شب زمانی است که دفاع های روزانه کمتر می شوند. انسان در طول روز با کار، ارتباط و مسئولیت ها ذهن خود را مشغول نگه می دارد، اما وقتی همه چیز آرام می شود، احساسات و نگرانی های پردازش نشده فرصت دیده شدن پیدا می کنند.

به گفته دکتر سامانی، هدف حذف فکرها نیست؛ زیرا ذهن بدون فکر کردن نمی تواند زندگی کند. هدف این است که انسان یاد بگیرد هر فکری را یک واقعیت قطعی نداند و برای هر نگرانی شبانه، پاسخ فوری پیدا نکند.گاهی مغز فقط یک فکر را مطرح می کند؛ این ما هستیم که با جنگیدن با آن، فکر را بزرگ تر می کنیم.

چگونه شب ها با ذهن شلوغ بهتر کنار بیاییم؟

متخصصان خواب معمولاً توصیه می کنند تختخواب به محل جنگ با فکرها تبدیل نشود.نوشتن نگرانی ها قبل از خواب، کاهش استفاده از صفحه نمایش، داشتن زمان مشخص برای فکر کردن در طول روز و ایجاد یک برنامه آرام کننده قبل از خواب می تواند به مغز کمک کند که وارد حالت استراحت شود.همچنین مهم است که فرد بداند یک فکر شبانه الزاماً نشانه یک مشکل واقعی نیست.مغز خسته، معمولاً مسائل را بزرگ تر از اندازه واقعی آنها نشان می دهد.ساعت ۳ صبح زمانی است که بسیاری از انسان ها با نسخه خاموش تر و صادق تر ذهن خود روبه رو می شوند.در آن سکوت، خاطرات، نگرانی ها و سؤال هایی که در طول روز فرصت دیده شدن نداشته اند، دوباره ظاهر می شوند اما هر فکری که شب به سراغ ما می آید، حقیقت نهایی زندگی ما نیست.

گاهی فقط ذهنی خسته است و دنبال معنا می گردد و هنوز یاد نگرفته چگونه برای چند ساعت خاموش شود. آرام کردن ذهن، به معنای متوقف کردن فکرها نیست؛ به معنای یاد گرفتن رابطه سالم تر با آنهاست.

منابع علمی:

Raichle, M. E., MacLeod, A. M., Snyder, A. Z., Powers, W. J., Gusnard, D. A., & Shulman, G. L. (2001). A default mode of brain function. Proceedings of the National Academy of Sciences, 98(2), 676–682. https://doi.org/10.1073/pnas.98.2.676

Nolen-Hoeksema, S. (2000). The role of rumination in depressive disorders and mixed anxiety/depressive symptoms. Journal of Abnormal Psychology, 109(3), 504–511. https://doi.org/10.1037/0021-843X.109.3.504

Harvey, A. G. (2002). A cognitive model of insomnia. Behaviour Research and Therapy, 40(8), 869–893. https://doi.org/10.1016/S0005-7967(01)00061-4

Walker, M. P. (2017). Why we sleep: Unlocking the power of sleep and dreams. Scribner

American Academy of Sleep Medicine. (n.d.). Insomnia and sleep health. American Academy of Sleep Medicine

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1247773
  • جنگ مرگبار گاوها + فیلم